سال نو مبارک! امیدوارم سال خوبی رو میش رو داشته باشیم. راستی به این قسمت خوش اومدین
دفتر هارو: لورین روی صندلی اداری هارو نشسته بود و دور خودش می چرخید. خودش را نگه داشت و گفت:(سرم! چرخیدن تو خون من نیست!) هارو کمد را میگشت:(۷۶ بار گشتن حال همه رو بد میکنه.) _(نزدیک بود! ۷۴ بار. ۲۰ دقیقست داری دنبال یه دسته کارت بازی میگردی؟) هارو یک دسته کارت را در آورد:(پیداش کردم) _(جدا؟ تو روی تمام کارت ها علامت گذاشتی و بعد همه رو حفظ کردی. روی زندگیت که قمار نمیکنی. فقط میریم حرف میزنیم) هارو یک ابرو بالا انداخت:(آره با یک شیطان که از یک زندان میان بعدی فرار کرده و الان اینجاست!) لورین چشمانش را چرخاند:(جزئیات بی اهمیت.) (قراره چی بازی کنیم؟) لورین انگشت اشاره اش را روی بینی اش گذاشت:(رازه! یه دسته کارت نو بردار. قراره خوش بگذره!) هارو دسته کارت باز نشده را به سمت لورین انداخت:(واقعا نگران نیستی؟ این آخرین شانسیه که داری! این آخرین زندگیه) لورین صاف نشست و جدی گفت:(معلومه که نگرانم. ولی دلقک درونم این اجازه رو نمیده که جدی باشم.) هارو تک خنده ای کرد:(بجنب به اندازه کافی وقت تلف کردیم) ساعت ۳ و ۵۷ دقیقه در سلول ۲۰۳ باز شد.
لورین یک صندلی با خودش آورد. سه نفر پشت میز لورین پلاستیک دسته کارت را باز کرد:(قوانین ساده ان. ۵۲ کارت اصلی به اضافه یک جوکر بین بازیکن ها پخش میشه.) یک جوکر را جدا کرد و بُر زدن کارت ها را شروع کرد:(هر چی جفت از یک عدد یا شکل خاصی داری رو به صورت دوتا دوتا جدا میکنی مثلا ۲ تا آس یا ۲ تا ملکه. بعد دسته کارتت رو جلوی شخص سمت راستت میگیری تا یکی برداره. اگه با استفاده از کارت جدید یک جفت کامل شد برمیداری و کنار بقیه جفت ها به پشت روی میذاری ولی اگه جوکر رو برداشتی باید صورتت رو پوکر فیس نگه داری. وقتی به یک کارت رسیدی حدس میزنی جوکر دست کیه. اگه درست گفتی برنده میشی اگه اشتباه گفتی خودت به جای دارنده جوکر میبازی.) جلوی خودش و هارو ۱۸ کارت و جلوی بیل ۱۷ کارت گذاشت. همه شروع کردند به جدا کردن جفت ها. سایفر گفت:(اگه جوکر فقط توی دستم مونده بود چی؟) لورین سرش را بلند کرد. سپس به هارو نگاه کرد و گفت: (خب..... راستش تا حالا درموردش فکر نکردم. اگه اتفاق افتاد یه قانون میذاریم.) قبل از شروع بیل پرسید:(شرط نبندیم؟) لورین و هارو در یک زمان گفتند: (نه!) بیل دسته کارتش را برداشت:(خسته کننده ها!)
لورین دستش را بالا آورد:" ۳ آس ۱ دو لو ۲ سه لو ۱ چهار لو ۱ پنج لو ۳ شش لو ۱ هفت لو ۱ هشت لو ۳ ده لو، یک سرباز یک ملکه و یک پادهشاه. ۴ جفت روی زمین گذاشت. کارت هایش را به پشت روی زمین گذاشت:(من تموم کردم) همان لحظه هارو چهارمین جفت را زمین گذاشت: (من هم همینطور) بیل تنها ۵ کارت در دست داشت:(شروع کنیم؟) لورین شانه بالا انداخت:(شانسه دیگه!) و با دست به بیل اشاره کرد تا شروع کند. بیل دست را به پشت جلوی هارو گرفت. هارو یکی برداشت. کمی به دست خیره شد و بعد کارت هارا جلوی لورین گرفت. عدد ۴! جفت تکمیل شده را جلویش گذاشت و دست را جلوی بیل گرفت. شش لو از دستش برداشته شد. و همینطور بازی پیش رفت. هیچ کس حرف نمیزد. در این بین جوکر هم جا به جا شد. تا وقتی سایفر تک کارت شد.
از آخرین کارتش رونمایی کرد:"۱۰ لوی گشنیز" ("به لورین اشاره کرد" پس تویی "انگشتش را به سمت هارو حرکت داد" یا تویی) نگاه او بین هارو لورین جا به جا می شد. لورین در این بین به هارو نگاه کرد و زد زیر خنده هارو برگشت و گفت:(چیکار داری میکنی؟) لورین همانطور که ریز میخندید گفت:(نه.. آخه... میدونی.....وای... باید ...صورتت رو ...ببینی!!) بیل بلافاصله به لورین اشاره کرد:(جوکر پیش توئه) لورین در میان خنده هایش متوقف شد. لورین با پوزخند کارت باقیمانده را چرخاند. بین کارت ها اثری از جوکر نبود. لورین روی صندلی لم داد و کارت هایش را در هوا پرت کرد:(اوپس! "سرش را کج کرد" باختی!) هارو ۳ کارت باقی مانده را روی میز گذاشت. جوکر آنجا بود. هارو جوکر را بالا آورد:(شاید بهتر بود شرط می بستیم!)
نظرات بازدیدکنندگان (0)