این داستان در یک دنیای موازی رخ میدهد و تفاوت هایی با داستان اصلی هری پاتر دارد.
کلاس معجون سازی: رادوین پیش آلبوس و اسکورپیوس میرود. رادوین:کاش تویه گروه میافتادیم. آلبوس:مهم نیست.هم دیگرو تو سالن اصلی و کلاسا میبینم. هوریش اسلاگهون وارد کلاس میشود. هوریس اسلاگهون:درس امروز ما درباره معجون cure for boils است.
این یک معجون برای درمان جوش است.... کلاس تموم میشه و رادوین و جک به سمت سالن اصلی میروند که غذا بخورند. لیندا ایوانز رو میبینند که با دوستانش در حال اذیت کردن جسیکا میلر هستند. لیندا:اوه اوه،ما اینجا چی داریم؟
ناتالی بِل:یه گند زاده. اندرو لسترنج:گند زاده ها به هاگوراتز تعلق ندارند. رادوین جلو میرود و میگوید:هی پسر،لازمه یادآوری کنم که مادرت یه مرگ خوار بوده و به دست خانواده دوست جسیکا کشته شده؟ لیندا: رادوین منصوریان،(لبخندی میزند)دورگه ای از نسل جادوگران خبیث تاریخ،جادوگرانی که تاریک ترین تاریکی هارو ساختن.(لبخندش تبدیل خشم میشود) چطور روت میشه از یه گندزاده دفاع کنی؟خاندان تو نسل کشی کردن.نه تنها جادوگران،بلکه بسیاری از مشنگ هارو کشتند.
جک: راست میگه رادوین؟ رادوین:من مثل اونا نیستم.مادرمم همینطور. لیندا:مادرتو نباید راه میدادن وزارت خونه،شما از کشور خودتون تبعید شدید. رادوین(با عصبانیت): اشتباه میکنی.مادرم خیلی هم لیاقتشو داشت. لیندا:اوه اوه،عصبانی شد.میخوای چیکار کنی؟اصلا کاری بلدی بکنی؟خیلی بی مصرف تر از خاندانتی.
رادوین:دهنتو ببند. لیندا:تو و مادرت یه نقشه های پلیدی دارین،و من دستتون رو میکنم.قول میدم. رز که درحال گوش حرف ها بود از راه میرسد. رز:صبر کن،این کارات به گوش مادرم میرسه. لیندا(با خنده):مادر گند زادت؟ رز(با عصبانیت):Rictusempra. بدن لیندا به قلقلک می افتد.....
دفتر مک گانگال: پروفسور مک گانگال:رز گرنجر_ویزلی،لیندا ایوانز،توضیح میخوام. رز: پروفسور،اون با دوستاش داشتن،دوستامو اذیت میکردن. لیندا: پروفسور..... مک گانگال:هردوتون ساکت شید. پنجاه امتیاز به دلیل استفاده از ورد های دوئل در محیط مدرسه ،از گریفندور کم میشه.و همینطور،ده امتیاز از اسلایترین به دلیل اذیت کردن دانش آموزان.........
داستان عالی