سلام😍 من یه رزی لاورم و به خاطر همین این داستان رو نوشتم😇💖😘
معرفی شخصیت = سلام. من سوزی ام و 18 سالمه و یه بلینک ام و عاشق رزی ام. دوست دارم ایدل بشم. من تو امریکا بدنیا اومدم ولی پدرم من رو به کره اوورده. من چشم سبز و موهای بلندخرمایی دارم.
من دارم ازمون ورود به کمپانی رو میدم که محافظ ام من رو به دستور پدرم از سر جلسه بلند میکنه و با خودش میبره. از بس اعصبانی بودم که دندون هام رو به هم فشار میدادم و محکم صدا میداد. 3 ساعت بعد= توی تخت خوابم به حرفای پدرم فکر میکردم و زار زار گریه میکردم. پدرم گفته بود=یا بیا امریکا یا تو کره بمون ولی دیگه بلک پینک و ایدل شدن رو فراموش کن.
برای اخرین بار عکس ها و فیلم هام تو کنسرت های بلک پینک و فن ساین هاشون رو مرور کردم و برای بار اخر اهنگ on the ground رزی رو گوش دادم و گریه کردم وبعد تصمیم گرفتم تو کره بمون و به فکر این افتاد ام که خدا کمک ام میکنه و امیدوار شدم. ولی شک تو دلم افتاد. سعی کردم اروم بشم و برای خودم گیتار زدم اهنگ خودم داستان نوشتم و خودم رو مشغول کردم.
سعی کردم راه دیگه ای هم برای بلینک بودن پیدا کنم و یادم افتاد که میتونم یه برنامه بسازم که داخلش بلک پینک و ستاره ها رو دعوت کنم. خوشحال شدم تو گوگل کلی سرچ مختلف کردم و سعی کردم شبیه مجری ها رفتار کنم و جک های بی مزه بگم و خودم از خنده غش کنم ولی تهش دیدم دارم سکسکه میکنم از رفتار خودم تو اینه.
1 سال گذشت و من یه دانشجو برای مجری گری تلوزیون بودم. ولی تنبل ترین دانشجو بدم ولی تا حرف از بلک پینک میشد خیلی خب حرف میزدم و خیلی جدی بودم ولی در غیر این حال جک های بی مزه میگفتم و میترکیدم از خنده.
ولی کم کم رو خودم کار کردم و شدم بهترین دانشجو دیگه از شنیدن اسم بلک پینک چشم هام درشت نمیشد.بلک دلم اروم میشد و بهتر میتونستم درس بخونم.در کنار دانشگاه کلاس گیتار میرفتم و خیلی زیبا گیتار میزدم.و موقع گیتار زدن چشم هام رو میبستم و به روزی که دوباره رزی رو از نزدیک میدیدم فکر میکردم و اشک میریختم و همه بهم زل میزدن.
ج چ:جنی
ج.چ=عنیوت😐
درستش=همشون😂
عالی بود
چالش رزی 💖💖💖
درست نوشتم
ممنون که داستانم رو خوندی😍
ادامه بده 🖤💗🖤💗🖤💗🖤💗
چالش : رزى 💗💗💗
درست نوشتم 😺😺😺😺😺
ممنونم که داستانم رو خوندی😘