سلام. من اومدم با همون داستانی که قولشو داده بودم. کاربر کت نوار هستم و با اولین پارت داستان بی تی اس و پری دریایی پیشتون اومدم. حالا برید سر داستان.
سلام اسم من می یونگ هست و یعنی دختر زیبا. من یه پری دریایی هستم اما میتونم پری بالدار هم بشم و توی کره زندگی نمی کنم اما امروز میخوام برم کره. پدر و مادرم رو از دست دادم و نمیدونم که دختر کی هستم اما اسمم کره ایه. خب امروز رفتم فرودگاه تا برم کره. همین طور که داشتم بلیط رو تحویل میدادم ۷ پسر که انسان بودن اومدن و من نمیدونستم کین . بعد رفتم سوار هواپیما شدم که یهو.......( عکس می یونگ)
دیدم اون ۷ تا پسر دوباره اومدن پس هواپیمامون هم یکیه. برش زمانی: شب بود و من بیدار بودم و همین طور اون ۶ تا پسر خواب بودن. یکیشون بیدار بود فهمیدم داره بهم نگاه میکنه اما چیزی نگفتم. نمیدونم چی شده بود اما یه حس عجیبی نسبت بهش داشتم یه حس خوب اما چه حسی؟( می یونگ ۳ قدرت داره قدرت اول آب. قدرت دوم حفاظت. قدرت سوم یخ اما هر کاری میکرد قدرت یخ فعال نمیشد و نمیدونست چرا) بعد همون پسره که بیدار بود بهم گفت: اسمتون چیه؟
از زبان جیمین: دیدم اون دختر که تو فرودگاه دیدیمش هنوز بیداره. نمی دونم چی شد که پرسیدم: اسمتون چیه؟ پوست بسیار سفید اون دختر سرخ شد. گفت: اسمم می یونگ هست. من: اسم منم جیمین هست. می یونگ: میشه این دوستانت رو به من معرفی کنی؟ گفتم بله و وقتی معرفی تموم شد پرسیدم: شما توی کره زندگی میکنین؟ می یونگ: نه اما میخوام زندگی کنم. من: پدر و مادرت کجا زندگی میکنن؟ اینو که گفتم گریه اش گرفت. گفتم: چی شد؟! می یونگ: من ..... من پدر و مادر ندارم!!😭😭😭 من: ببخشید ناراحتت کردم. می یونگ: نه اشکال نداره. من: دختر کی هستی حالا؟ می یونگ: خب راستش.... که یهو .....
چراغای هواپیما قرمز شد و یه آژیر پخش شد. از زبان می یونگ: خلبان گفت مشکل جدی پیش اومده داریم سقوط میکنیم! جیمین: حالا باید چیکار کنیم!؟ من میدونستم که یه راه بیشتر نداریم اونم اینه که از قدرت حفاظتی که داشتم استفاده کنم. میدونستم که انسان ها ممکنه منو اذیت کنن اما بازم نباید میذاشتم بمیرن. رفتم توی دستشویی و در رو قفل کردم. سپر حفاظت رو دور هواپیما گذاشتم و از سقوطش جلو گیری کردم . یهو هواپیما تکون شدیدی خورد و افتادم بعد دیگه نفهمیدم چی شد. ( هنوز تو دستشوییه و در قفله) از زبان جیمین: هواپیما دیگه سقوط نکرد چطوری این اتفاق افتاده؟ هیچ کس نمیتونه جلوی سقوط یه هواپیما رو بگیره. یهو دیدم می یونگ نیست. صدا زدم: می یونگ! می یونگ! کجایی؟ جیهوپ: می یونگ کیه؟ من گفتم همون دختره که تو فرودگاه دیدیمش اما حالا نیست. جانکوک: بریم دستشویی رو بگردیم. گفتم: باشه پیشنهاد خوبیه. رفتیم تا در دستشویی رو باز کنیم دیدیم در قفله. بالاخره با هزار زور در رو شکستیم که دیدیم......
خب این پارت هم تموم شد حتما نظرتون رو بهم بگین و این عکس برای شما❤❤❤
نتیجه 1
لایک؟؟❤🧡💜💚🤍💙💛
نتیجه 2
لایک؟؟❤🧡💜💚🤍💙💛
نتیجه 3
لایک؟؟❤🧡💜💚🤍💙💛
نتیجه 4
لایک؟؟❤🧡💜💚🤍💙💛
ببین گلم داستانت خوبه ولی ایراد داره
یک اینکه بهتر بود قبل اپ کردن داستانت یه تست مخصوص معرفی رمانت میساختی
و اینکه اونا از کجا باید سریع بفهمن توی دستشوییه و بگن بریم بگردیم
بعد مثلا یذره زیادی تخیلیه پری دریایی بخواد بره کره و یا مگه نگفتی میتونه بالدار بشه پس چرا باید سوار هواپیما شه؟!
تو پارت ۴ توضیح میدم چرا سوار هواپیما شد و دیل اینکه چرا گفت دستشویی تو پارت ۲ هست دقیقا بالای نظرت.
یکم سم بود
.....
و یه چیز دیگه بهتره یه اسم بهتر واس فیک ات اتنخاب کنی
چه میدونم مثلا دختری از طبیعت یا ....
باشه اسمش رو سرچ کنین پرنسس دریا و آسمان2
میدونی برای شروع کارت نسبتا خ به ها ولی میدونی خیلی زود داری همه چی رو پیش میبری اینکه یه دفعه جی کی بیاد بگه بریم دست شویی رو بگردیم بنظرم حرکت جالبی نیس
یه زره هم حالت بچوگنش کردی
خب تو گفتی نظرتو بگو و منم گفتم
راستی چند سالته ؟
یه دلیلی داشته که گفته بریم دستشویی رو بگردیم تو پارت ۲ میگم چرا.
اخه میدونی وقتی یه دفعه میگه خیلی ضایع اس و این ضعف نویسنده رو نشون میده
مثلا اول میگفتی اول اینجا رو بگردیم بعد میگفتی دستشویی
من خودم تجربه ی نویسندگی خیلی دارم ولی خب تو تستچی نمیزارم پس فک نکن الکی دارم میگم واس خودت میگم که تقویت شی