p1
صدای آلارم گوشی سکوت اتاق رو شکوند و با بیحالی تمام ، سعی کردم از خواب نازنینم دست بکشم ، روی تخت نشستم و کش و قوسی به بدنم دادم امروز اولین روز دانشگاهه هم استرس دارم هم هیجان اما بیشتر دلم میخواد بخوابم بلند شدم به سمت اتاق الا رفتم در زدم جواب نداد فکر کردم خوابه که در رو باز کردم دیدم رو زمین داره شنا میره و تو گوشاش هدفون بود چشمام تا جا داشت باز شده بود این از کی تا حالا این وقت روز پا میشه رفتم سمتش و هدفون رو از گوشاش برداشتم تا منو دید نشست و و از قمقمه کناریش آب خورد الا: صبحت بخیر خره جسی: آفتاب از کدوم ور در اومده تو صحر خیز شدی واسه من الا : با اون پسره شب مسابقه دارم میخوام برم تمرین کنم که این دفعه ازش جلو بزنم جسی : چه اسراری داری ببریش خوب مساوی میشید دیگه همیشه قرار نیست که اول باشی
الا : خیلی کوری میخونه جسی : کافه رو چیکار کنیم الا: دختر خوبی باش و امروز تو وایسا جسی : عمرا همین مونده دست اون استادای از خود راضی بهانه بدم راستی شب و باید بیخیال شی بابا پیام داده یه مهمونی در راهه اگه نریم همه چی رو میگیرن از دستمون الا : لعنتی من نمیام
جسی : اون موقع خونه و کافه ای در کار نیست باید از صفر شروع کنیم الا: فکر میکنن کم اوردم جسی : هیف دیرمه وگرنه قشنگ میدونستم چجوری از زیر زبونت بکشم اون کیه و چجوری باهاش اشنا شدی الکس ادم جدید راه نمیداد تو مسابقه الا: اونو میگم خر خانم برو حاضر شو تا لولو ها نخوردنت جسی : فقط 2 دقیقه دیر بکنم قشنگ نفهم ها جلو همه میرینن بهم
رفتم اتاق و پیراهن لیمویی رو پوشیدم موهام و هم گوجه ای بستم با کفش سفیدم با برداشتم کوله پشتی سفیدم و ریختن همه جزوه ها دفتر طراحیم توش با ذهنی اشوب و پر استرس راه افتادم (استایل جسی) و سوار ماشینم شدم به سمت دانشکاه با نهایت سرعت روندم وقتی رسیدم تو جا پارک ماشین دانشگاه نگه داشتم و دوییدم به سمت پله ها که با کله خوردم به دیوار
ماشین جسیی
عالیی بود
مرسیی