1 ماه پیش 6 اسلاید 183 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (20)
  • سلام میشه در مورد مشکل یا همون ضربه برای یک داستان رم*انتی*ک یکم راهنمایی کنید. مثلا یه مشکل خوب مثل داخل فیلما
    من تا حالا داستان ننوشتم و واقعا کمک لازم دارم

    • سلام عزیزمم
      ببین ضربه برای هر داستانی، چه عاشقانه، چه معمایی، چه فانتزی، بستگی به موضوع و خط داستانی و شخصیت‌ها و این‌چیزا داره دیگه.‌ ولی مثلا ضربه‌ای که ما توی شب‌های روشن از فیودور داستایفسکی خوردیم، این بود که ناستنکا، عشق قدیمی خودش رو ترجیح داد. ضربه‌ای که توی مادام کاملیا از الکساندر دومای پسر خوردیم، این بود که مارگریت با اینکه خیلی عاشق بود، تصمیم به جدایی گرفت. توصیه‌ام بهت اینه که خیلی کتاب عاشقانه بخونی، فیلم عاشقانه ببینی...

    • و اینکه اگر هم کمک بیشتری می‌خواستی، آیدیت هر اپلیکیشنی که توش راحت‌تری رو برام بفرست که موضوع کامل داستانتو بگی و بتونم بیشتر کمکت کنم💓

    • ممنون

    • سلام نمیتونم آیدیمو بدم

    • ببخشید aیدیم فرستاده نمیشه

    • وسطش ایموجی بذار شاید اومد

    • سلام ، موضوع داستان رو همینجا میگم .
      داستان در مورد یه پسر اژدها به اسم توالایته که از بچگی همه ازش مت*نفرن . اون و خواهرش آرورا تو یه حادثه جادویی به انسان هایی با بال و دم اژدها تبدیل میشن .
      بعدا توالایت با یه دختر تکشاخ آشنا میشه و عا*قش میشه .
      این کلیات داستانم بود البته رو یسری جزئیات هم فکر کردم حالا فعلا زیاد مهم نیست.
      امیدوارم خوشتون بیاد و بتونید کمکم کنید

  • خیلی ممنون از راهنمایی هات:)
    واقعا ممنونم ازت دنبالش بودم✨🥲
    مخصوصا الان که می‌خوام توی تابستون شروعش کنم، واقعا ممنونتم:)

    • قربونت عزیزمم
      موفق باشیی
      اگر کمکی چیزی خواستی حتما بهم بگو❤

    • مرسیییی، حتما با اجازت بازم مزاحمت میشم:)✨🥲

  • عالی بود دست شما درد نکنه

  • خیلی خوب بود+++

  • و اینکه یه بار یکی یه چیز قشنگی گفت که "پایان داستان باید بهش معنا بده" یعنی اینکه دقیقا همون جایی که باید تموم بشه نه یه صفحه زودتر ، نه یه صفحه دیر تر ، پایان باید نه اونقدر سریع باشه که همش یهو جمع شه بی مزه شه ، نه اخرش خالی بمونه ارزش داستان کم بشه ، نه اونقدر غمگین که دلتو از داستان بزنه ، نه اونقدر خوب و ارمانی که چالش ها و احساسات داستان رو بی معنی کنه. معتقدم داستان کلش باید ماندگار باشه ولی وقتی اثر تموم میشه پایانش کلا بیشتر تو یاد میمونه

  • خیلی خوب بود. خسته نباشی سازنده.

    من خودم شخصا اینکه بتونم با کاراکتر ارتباط برقرار کنم نصف راهه ، یعنی حالا کتاب ، فیلم ، سریال و... هر چی باشه وقتی کاراکتر ها طوری باشن که بتونی خودت رو جاشون بذاری اون اثر برام به مفهوم دیگه ای پیدا میکنه (درسته عوامل زیادی دخیل هستن ولی خیلی برای من تاثیرش زیاده)

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.