با فرا رسیدن نوروز باستانی، بهار یک سال پرتلاطم را ورق می‌زند، زمین نفسی دوباره می‌کشد، برگ‌ها سبز می‌شوند، شکوفه‌های رنگارنگ باز می‌شوند و این شروع تازه‌ روایتگر زندگی نو برای ماست. سیزده روز با تستچی، روزهای آغازین شما را روایت می‌کند؛ امسال را با نوشته، عکس و یا آهنگ برآمده از حال نوروزی‌مان با هم و برای هم روایت کنیم 🌱
46

یه هفته گذشته توی این یه هفته خیلی اتفاقات افتاد فهمیدم یه دوست خیلی خوب دارم یه مجموعه کتاب جدید و خیلی باحال رو شروع کردم(مجموعه گسسته از نیل شوسترمن) و البته الان تصمیم گرفتم شروع کنم و با دوستم یه مهارت جدید یاد بگیرم خب... راضی ام باید سعی کنیم از وقتمون بهترین استفاده رو بکنیم از من به شما نصحیت از جات پاشو برو یه کار جدید انجام بده یه مهارت جدید و خوب یاد بگیر و ببین چقدر حالت رو خوب میکنه :)

45

سلام از روز هفتم عید 👋🏻 جدی یه هفته گذشت... امیدوارم تا الان عید خوبی رو پشت سر گذاشته باشید. 😁 خود من که تو این چند روز (باز) کار خاصی نکردم، می‌تونم بگم که فقط فصل ۱ سریال "Stranger Things" رو بالاخره تموم کردم. 🙌🏻 • پیشنهاد امروز من به شما: می‌تونین پلی لیست آهنگ برای موقعیت های مختلف درست کنین 💕 مراقب خودتون هم باشین 🌹 از طرف: Last Survivor ✨ 1405/1/7 ✨

عکس
44

خب سلام به همگی ببخشید این مدت نبودم به خاطر مشکل نتم بود خلاصه میخواستم آموزش زبان رو شروع کنم و یه پارت گذاشتم و بعد میخوام یه سری .لی لیست بسازم براتون

43

سلااااااام دیروز تستچی روایتمو منتشر نکرد (اون همه نوشتم😭) بعد آره خلاصه امروز هم بیدار شدم و کتاب خوندم و وسط کتاب خوندنمم گریه کردم (😧🥀) بعدشم شروع کردم تکلیف نوشتن، ی داستان درمورد شیمی باید مینوشتیم که پاک نویسش کردم (یکمم آب ریخت روش) الانم دارم تکالیف مطالعاتمو مینویسم🙏🏻(عکسه هم دقیقا منم راستش) آهنگ شاهکار جدیدمم primdonna عه

عکس
42

روز های جدید عید همینطور دارن روز به روز سپری میشن اما خاطرات رد پای خودشونو میزارن و با ما همراهن...

عکس
41

درود بر شما حدود یک هفته از عید گذشته متاسفانه این چند روز فقط مریض بودم 🤧🤒 عیدتون مبارک باشه امیدوارم امسال سال خیلی خوبی برای همه باشه 🌷🌸✨

40

درود خوبید؟ پری زندست. بعد از هفت روز سال نوتون مبارک. چند روز پیش یه پیرمرد دیدم که کتاب میفروشه. خلاصه که سه تا کتاب ازش گرفتم تاج دوقلو ها تاج نفرین شده و به امید دل بستم. از دیروز هم ورزش رو دوباره شروع کردم صبح ها بیدار میشم ورزش میکنم. امروز سریال دوباره۱۸سالگی روهم تموم کردم یا شاید اون منو تموم کرد از بس گریه کردم. تو سریال های مثل هندوانه چشمک زن هم گریه کردم چون من طاقت دیدن پیر شدن ادمارو ندارم. امشب مهمونا برن ایشالا کتاب به امید دل بستم هم شروع کنم. همین دیگه... بدرود.

39

روایت روز هفتم؛ بچه ها دارم روانی میشم دوستم برام لیک ها و اخبار گنشین و استار ریل رو فرستاد و من دارم میمیرم که اینترنت قطعه.... عاییی کمکککککک

عکس
38

یک هفته شد واقعا.. امروز کلی عید دیدنی رفتم شمارو نمیدونم ولی فقط امیدوارم همچیز به حالت اول برگرده عید همه دوباره ها مبارک!

37

خب امروز روز هفتم عیده و من همچنان در خانه هستم و بالاخره تصمیم گرفتم که درس بخونم ( خداروشکر ) و بعدش هم دو تا نقاشی کشیدم اولین بارم بود که می خواستم یه همچین چیزی بکشم و امیدوارم خوب شده باشه ، نظر شما چیه ؟ 💗 قرار بود قسمت جدید سریال فصل درخشان تو رو هم امروز ببینم ولی خب انگار هنوز نیومده به شما هم پیشنهادش می کنم سریال قشنگیه 💞🙃 ✨تا الان همین بود روایت امروز من ✨

عکس
36

و در اخر تنها چیزی که من رو اروم میکرد اهنگ ها بود😊🖤✨

35

حقیقتا داشتم فکر میکردم از فرصت استفاده کنم و پلی‌لیست بسازم براتو- ولیخب نمیدونم‌ باید از همون روز اول شروع میکردم شاید🙏🏻 تعطیلات داره عالی [🤓] میگذره چون تا پریروز اینجا پرنده پر نمیزد در هرصورت ماکه خوابیم کل مدت🙏🏻 چیز واسه پلی‌لیستم‌مشکلی‌ندارین‌لایک‌کنین‌ بفهمم🥀

34

این چند روز همش دلم میخواد اینجا آهنگ بزارم ولی همه‌شون حجم بالایی دارن و آپلود نمیشن از این یه‌دونه که کم حجم بود لذت ببرین

33

روز هفتم عید هم رسید،یک روز دیگر هم با نگرانی گذشت اما این روزها ابدی نیست و تمام میشود🌸 پس نگران نباشید🎀 امیدوارم سال خوبی رو داشته باشیم...🤍

32

درود! امروز رفتم یکم از تکالیف مدرسه ام رو بنویسم که دفترم رو باز کردم و نقاشی ای که با دوستم (توی باغ مون) کشیدم رو دیدم . از اینکه برم تکالیفم رو بنویسم پشیمون شدم و به جاش اون نقاشی رو کامل کردم😁 . خب هنوز که نصف روز مون مونده ! 🙃😗 (اون پروانه هه نقاشی دوستمه و اون درخت مال من، همونجا عکس گرفتم)🙂 روز خوبی داشته باشید💙

عکس
31

آره عیده و من فقط مریضم و دل درد دارم 🙏🤡😭

30

از اصالتم می‌گویند اما بیاید صادق باشیم من نمی‌خواهم اصالت داشته باشم من امنیت می‌خواهم من استقلال می‌خواهم،بله نفرین من آن چیزی است که می‌گویند خواستنی ،نفرین من ایرانی بودن من هست،ان چیزی که امیدها و آرزوهای مرا با خود می‌برد موقعیت جغرافیایی من است. در میان افکاری مانند چیزی که در بالا می‌بینید فصل ۴ استرنجر تینگز را شروع می‌کنم و درس می‌خوانم. سعی می‌کنم تایم درس خواندن را به هشت ساعت برگردانم شاید این‌گونه کمتر امید ها و آرزوهای از دست رفته و نابودی مرا بلعند.ولی فکر کنم غیرممکن باشد

29

تمام دور های رفت رقابت های عید دیدنی تموم شد و نوبت برگشته که من تو خوردن اجیل کامبک بزنم🗿💀☠

28

یه مروری داشته باشیم به روز هفتم بنده🙂‍↕ خب دو روز پیش رادار تلویزیون شهرمون مورد اصابت قرار گرفت و امروز صبح وصل کردنش منم اونقدر با تلویزیون ور رفتم که دیگه نمی‌دونم چی شد هنگ کرد😖🤕 خلاصه بگذریم امروز هم یکم از درس های فارسی رو نوشتم و به قدری زیاد بود که نشد تموم کنم🥲

عکس
27

درود! بعد از هفت روز سال نو رو تبریک میگم امیدوارم سالی سرشار از عشق و محبت کنار خوانواده محترمتون داشته باشید. یک سال دیگه هم با همه ی سختی هاش پشت سر گذاشتیم و سال جدید رو اغاز کردیم و ۷ روز ازش گذشته باورنکردنیه!!! درخت ها دارن شکوفه میدن😭🌸! یه سال چیز های جدید یاد گرفتیم و ادم های دور و برمون رو شناختیم. امیدوارم امسال مثل سال پیش نباشه اما فکر کنم امسالم سال من نیست! به امید اینکه سال ۱۴۴۵ سال من باشه😝!!! امیدوارم سالم و سلامت باشید! مراقب خودتون باشید! بدرود!

عکس
26

از زیبایی های روز هفتم اینجوری میتونم بگم که...این آسمون تهرانمونه :>

عکس
25

خلاصه شد ۷ فروردین.... اول صبح ساعت ۶ بود داشت بارون میومد بعد یه رعد و برقی میزد فکر کردم دارن ب.م.ب میزنن اینجا روستا اومدیم و تا حالا نزدند اینجا رو بعد اینجا از تهران دوره برای همین امروز رفتیم شهر خوراکی و شیر و ارد و شیکر گرفتیم یه بالم لب هم برای خودم گرفتمممم

عکس
24

چند روز پیش فهمیدم رمانم بالاخره فایل شده😭✨ (بهترین خبر برای من)

عکس
23

درود.به عنوان کسی که امسال نهایی(۲۰ درصد کنکور میشه )و سال بعد کنکور داره زندگی سخت میگذره؛مخصوصا وقتی به این فکر میکنم که اگر شرایط اینجوری پیش بره احتمالا نتونم به دانشگاهی که میخوام برم،و خیلی ناامید شدم.ولی خب ذهن انسان عادت داره تو همچین شرایطی به بدترین سناریو ها فکر کنه و احتمالا تا سال ۴۰۶ که من کنکور میدم همه‌چیز تموم شده اگرم نشد نمیخوام حسرتش تو دلم بمونه و کنار خودم راحت باشم که من تلاشمو کردم.امروز درس خوندن رو بعد از سه هفته شروع کردم. امیدوارم هممون به چیزی که میخوایم برسیم.❤

22

روز هفتم هم از راه رسید ، راستی من یه شعر نوشتم ، بعد صدانو ظبط کردم و روش موسیقی بی کلام گذاشتم ، ببخشید اگه صدام بده ‌... ز حس کودکانه ام خبر بگیر... ض.الف ملقب به ارغوان

21

بالاخره امروز درس نوشتن رو شروع کردمممم البته فقط ۱ ساعت نوشتم الانم میخوام بخوابم✨🚶🏻‍♀

عکس
20

درود به همگیییی :)))) مشغول پازل حل کردن هستم 🙂

19

باورتون می‌شه که امروز روز هفتمه فروردینه؟من که نه.. شبا خیلی دیر می‌میخوابم و روزا هم دیر بیدار می‌شم. روزمو با چندتا آهنگ شروع کردم،بلند شدم و اتاقمو یکم جمع و جور کردم،انیمه ی مورد علاقمو دیدم و کارهایی که از قبل عید مونده بود رو شروع کردم به انجام دادن:-

عکس
18

درود از روز هفتم نوروز زیبای ایرانی . امروز که پا شدم دونات عمه پز خوردم 😂💁🏻‍♀ . بعدش قراره داییم اینا برای شام بیان خونمون 🌷 . امروز قراره خونه ی دو تا عمو هام بریم که دیروز نرفتیم چون وقت نشدد 🌑 . امروز میخوام اگه شد یکم طراحی کنم داستان بنویسم پیانو بزنم ژورنال بنویسم البته اگه وقت شد ✨ . هر موقع اماده شدن عکسشونو براتون میزارمم ⛱💞

17

کلااااا یا ما داریم میریم عیددیدنی یا فامیلا دارن میان خونه ی ما.

عکس
16

⚠⚠⚠اهم اهم!! امروز صبح خواهرم در خونه‌رو باز گذاشته بود و ۳۰۰ تا مگس وارد خانه‌‌ی‌مان شده بود😤😤😤💔 خببب؛ روزمون با کشتن مگس ها آغاز شد (تعریف از خود نباشه همه‌ی مگس هارو من کشتم🤟😎) کم‌کم داشت برام سوال میشد مگسا کند شدن یا من سریع شدم🤷🏽‍♀. بگذریم🪴؛ تا الان (۱۲:۵۵am) داشت بارون میبارید، بهبهبه خیلی لذت بخش بود. خیلی خیلییی دلم برای روبلاکس بازی کردن تنگ شدههههخح😭😭⚠💔 و فعلا خودمو با داستان نوشتن سرگرم کردم💅🏻💅🏼💅🏽💅🏾💅🏿🪳. من برم بقیه‌ی مگس هارو قـ.تل‌عام کنم🪰! فعلاخداحافظ

عکس
15

شب گذشته، هنگامی ‌که تازیانه‌ی باد ضربه های محکمش را به درختان و ساختمان‌ها میزد؛ من را بیدار کرد. حقیقتا ترسناک بود، زیرا که نمیدانستم فقط باد است یا باید جاخالی بد- اهم. خلاصه دیشب خواب آرامش‌بخش از من فراری بود. و امروز هم به دلیل نخوابیدن از کلاسم جا موندم. شروع عالی بود ببینم بقیش چی میشه(خدا رحم کنه🥲)

عکس
14

درود🧡 روز هفتم هم شد و بیشتر از نصف روزا گذشت😐☺ امروز اومده بودن خونه ما و من مثل همیشه نصف وقتش رو تو اتاقم بودم😮‍💨 و به زور تونستم اون بچه ها فامیل + دختر عموم که داشت اتاقمو به بچه ها نشون میداد، بیرون کنم😪 (ولی باز اومدن، بچه ی ۷ ساله و ۵ ساله و ۶ ساله) حالا با اونا هم گذشتیم و قبل مهمونی هم نشستم دو دقیقه درس خوندم 🙂‍↔🤓( اصلا با سواد و درسخون به من میگن) خب دیگه تموم بدرودتان😉

عکس
13

امروز کمی عصبانی و بسیار ناراحتم. دلتنگش شدم، از اطرافیان و "همخانه" هام آزرده و عصبانیم، و میخوام تو آهنگهام طوری غرق بشم که هیچ اثری ازم باقی نمونه. میدونی، بعضی روزا از صبح که بلند میشی به یه دلیل نامعلومی رو مود خوبی نیستی و همه رو مغزتن، عادیترین کارا و حرکتاشون هم اذیت کننده میشه. حتی آهنگام هم خیلی دارن کمکی نمیکنن راستش، ولی فعلا از یه فروپاشی عصبی جلوگیری کردن💕 امیدوارم روز شما بهتر باشه. مراقب خودتون باشید، چه میشناسم و چه نه، دوستون دارم..

عکس
11

درود بهتون دوستان روز هفتمه هیچ تنوعی نمیبینم منم جز اون دسته ادم هام که سعی میکنه خودش رو حالش رو خوب نگه داره ولی بسی سخت است😭 😭 دیگه چیزی واسه گفتن ندارم مراقب خودتون باشین 🤝🏻 فعلا

10

میدونید دارم نهایت تلاشمو میکنم که حالمو بهتر کنم و سرحال تر بشم ، ولی بحث های مسخره فامیلی بین آدم بزرگا مگه میزاره؟ واقعا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم مراقب خودتون باشین ✨

9

و روز هفتم... امروز با مزخرف ترین حس از خواب پاشدم. گلویم درد میکرد! به این فکر میکردم که کاش دیشب اصلا نمیخوابیدم. بگذریم؛ از امروز باید حتما حتما هر طور که شده یک ساعت تمرین موسیقی‌ام را انجام دهم. آخر یک هفته است دستی به آن نزده‌ام😭! از این هم بگذریم. هوا چقدر خوب است باورتان نمیشود چند سال است بهار به این زیبایی ندیده بودم همه جا سر سبز و پر از گل. و در آخر امیدوارم هر جا که هستید سالم باشید 🌿🌻

8

بالاخره روز ۷ فروردين رسید و من باید مثل روتین جهنمی قلم چی بدم . ممنونم از عمو کاظم قلم چی که فکر نکرد شاااید یکی می خواد بخوابه🦦🌚 آره دوست دارم زندگی روووووو😂

عکس
7

درود ملت الان روز هفتمه ☝🏾 تونستم بر افسردگی احتمالی که بخاطر بیکاری داشت میومد سراغم غلبه کنم و الان بهترم🗿👍🏾 حقیقتا ممنون از دوستان گرامی که کل چارسورو به ترتیب خالی کردن تو پیویم و از اون طرف منی که حال ندارم جواب بدم😂 و اها یه پیام دارم برای کسایی که روایت میذارن: یعنی چی که آهنگ نمیذارید من از پلی لیستم خسته شدم 🗣

6

وارد روز هفتم سال جدید شدیم.... ساعت 01:00 هستش... میدونی امروز سعی کردم کینه های قدیم رو دور بریزم نسبت به بعضیا عاملش فقط غروره، غرور.... گاهی وقتا غرور‌ کار دست آدم میده و این بده خیلی بد.... ( اولین رویداد روز هفتم🥹✨) سال خوبی داشته باشید و کینه هاتون رو بزارید کنار نسبت به بعضی آدما.... "دوستون دارم، مراقب خودتون باشید"

عکس
5

عکس ژورنالم رو یادم رفت بزارم....

عکس
4

امسال عید متفاوتی بود، اما با وجود آن هنوز ما در کنار هم هستیم، با اینکه بسیاری از عزیزانمان را از دست داده ایم. تنها خداست که می‌داند چه می‌شود! عید نوروز بر شما دوستان تستچی مبارک💐

عکس
3

احتمالا اولین روایت روز هفتم به خودم قول دادم 6:30 صبح بیدار شم و 7 فروردین رو مفید بگذرونم امیدوارم وقتی بیدار شدم آلارم رو قطع نکنم و واقعا بیدار شم😂

2

خب خب! درود🕯😧 اینجا تاریکه شمع آوردم🕯👺 ببینید شاید فکر کنید کدوم آدمی ساعت ۱۲ شب میاد روایت میزاره🗣 خب من😼 هوا به نظر جالب و خوب میاد(هیچی نمیشنوم فقط صدا میاد)چه هوایی صدا داره؟؟ کامنت ندارید✊🏻💞😭 خلاصه خواستم بگم یکی از کاربر ها حالش عالیه، امیدوارم شما حالتون عالی تر باشه✔

عکس
1

با پایان یه روز دیگه یه خاطره دیگه هم تموم شد. امروز هم بارون مهمون شهرمون بود، بارید ، بارید ، بارید و با بارشش به همه جان ی دوباره داد. و من هم پایان روزم رو با تموم کردن این ژورنال به آخر رسوندم....