با فرا رسیدن نوروز باستانی، بهار یک سال پرتلاطم را ورق می‌زند، زمین نفسی دوباره می‌کشد، برگ‌ها سبز می‌شوند، شکوفه‌های رنگارنگ باز می‌شوند و این شروع تازه‌ روایتگر زندگی نو برای ماست. سیزده روز با تستچی، روزهای آغازین شما را روایت می‌کند؛ امسال را با نوشته، عکس و یا آهنگ برآمده از حال نوروزی‌مان با هم و برای هم روایت کنیم 🌱
51

سلام 👋🏻 روز ششم هم (همچنان) به بطالت گذشت... دیگه جدی جدی باید این وضعیت رو درست کنم و به قولی افسار زندگی رو بگیرم دستم... ولی خب پوینت مثبت این دو روز زندگیم این بود که "Stranger Things" دیدم... 😁 به هر حال! پیشنهاد امروز من به شماها: می‌تونین ابزار و وسایل‌تون رو تزئین کنین و خوشگلشون کنین! مثلا رنگشون کنین، یا مثل ژورنال بهشون چیز میز بچسبونین! راستی، مراقب خودتون هم باشین 🌹 از طرف: Last Survivor ✨ ۱۴۰۵/۱/۶ ✨

عکس
50

نوروز من تا الان اینجوری گذشته که عید دیدنی نمیرم و همش تو خونم. تا ساعت 5 صبح بیدارم و کتاب میخونم و مهم ترین چیز: چایچایچایچایچایچایچایچایچایچایچایچایی🎀

49

یک سال دیگر نیز گذشت، با تمام خوبی ها و بدی ها تمام غم ها و شادی ها تمام بالایی ها و پایینی ها و تمام دوری ها و نزدیکی ها. باز هم گذشت. این گذشت ها زمانی خاطراتی خاک خورده در کنج ذهن ها میشود. زمان آنقدر زود می‌گذرد که اگر حالا فکر کنی، زمان زیادی از عید سال گذشته برایت نگذشته است. از تک تک روزهای زندگی‌ات لذت ببر و غم را به قلب پاکت راه نده❤ سال نو مبارک

48

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد آیی و بگذری به من و باز ننگری ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد

عکس
47

روز ششم عیده و انگار زمان از ما تندتر راه میره؛ مثل مهمون‌های عجولی که هنوز چای‌شون داغه، بلند می‌شن می‌رن! اسفند هم انگار فقط اومده بود سلام کنه و بدوه سمت فروردین. عمر همین‌جوریه… یواشکی می‌گذره و ما می‌مونیم با لحظه‌هایی که چشم‌به‌هم‌زدنی می‌پرن. پس همین شادی‌های کوچیک کنار سفره و خنده‌های بی‌دلیل رو بچسبیم. امیدوارم سلامت باشید و امروزتون پر از حال خوب و اتفاقای قشنگ باشه.

عکس
46

امروز واقعا نمی دونستم چیکار کنم و حوصلم سر رفته بود هر چند یه روز بارونی بود و من روزای بارونی رو دوست داشتم اما خب بازم حالم اصلا خوب نبود و حصله درس هم نداشتم هر روز می گم فاز فردا دیگه درس می خونم اما بازم هیچی نمی خونم دیگه تصمیم گرفتم از موبایلم فاصله بگیرم و با خمیر کلی هایی که داشتم هر چیزی که به ذهنم میاد بسازم فکر کردم چیز خوبی از توش در نیاد اما با کمال تعجب این از توش در اومد ☺💕 چطور شده ؟ به شما هم پیشنهاد می کنم یکم از موبایل فاصله بگیرین و کار های جدید انجام بدین 💖✨

عکس
45

درود امیدوارم حال همتون خوب باشه💫✨ امروز نسبت به دیروز حالم یکم بهتر شده و سردردم کمتر شده از امروز تصمیم گرفتم بشینم درس هامو بخونم و انباری از تکالیف عید رو انجام بدم🥲🙂‍↕ که کتاب هارو باز کردم دیدم هیچی نمی‌فهمم🙂‍↕ پس یه لیست از تکالیف درست کردم تا بدونم چه کار باید انجام بدم🤔 زنگ زدم به دوستم که آغا این پروژه تفکر رو چیکار کنیم تقسیم بندی ها رو انجام دادیم و رفتم که پروژه رو انجام بدم یکم تحقیق کردم از کتاب های که دارم و بزور به هوش مصنوعی پیدا کردم (گپ چی پی تی) خدارو شکر خوب بود😆

44

روز هفتم هم از راه رسید.... و همچنان در انتظار پایان این ج.نگ و روزهای خوب برای مردم ایران🌷

43

روز ششم... در کتابخانه نشسته ام و منتظرم که ساعت هشت برسد و کتابخانه را ببندم و از اینجا بزنم بیرون. نه اینکه دوست نداشته باشم اینجا باشم فقط امروز گلویم بسیار درد میکند و قرار است مریض بشوم. از این حس متنفرم. منتظرم هر چه زودتر بروم به خانه و سوپ مامان پز بخورم.

42

درود گفتم خیلی جالبه بزار مجدد اعلام حضور بفرمائم . (جمله بسیار ادبی) امروز از ساعت ۱۰ صبح تا ساعت ۵ بعد از ظهر تا قسمت ۹ یک سریال رو تماشا کردم و حسابی کیف داد چون کسی هم خونمون نبود . وضعیت ارومه و گفتم حالا که کسی پیگیر اخبار نیست کلا با فیلم دیدن از جو خارج بشم . یک ساعت دیگه هم میرم خونه ی مادربزرگم و شب هم پیش اونا میخوابم تا کمکشون کنم و فلان ...

41

چیزی نشده البته فعلا! چندتا فال هم به نیت جـ.نگ گرفتم تعبیر های جالبی داشتن...

عکس
40

روز ششم واقعا عجیبه من شیش روز تستچی نیومده بودم 😐الانم دارم از روستای پدری با نت اچ پلاس براتون مینویسم مراقب باشید دوستون دارممممم😄😀

39

سلام ✨🦋 دیشب اولین عید دیدنی رو رفتیم. خونه‌ی مامان بزرگ بابام ✨ دایی بابام هم اونجا بود خیلی دلم برای دخترش تنگ شده بود 💗 کلی باهم جاسوس بازی کردیم ❤

38

درود امیدوارم حالتون خوب باشهه 🐚🎶 خیلی زود داره میگذرهه ، یعنی چی ؟! مگه این روزا واسه استراحت نبود- ...منکه به شدت احساس خستگی میکنم 🤷🏻‍♀ کلی درس دارم که نخوندم و استرس دارم ، ولی نشستم به جاش دوباره قلعه حیوانات رو خوندم 🧘🏻‍♀ امروز قراره مهمون بیاد برامون ، خوشحال میشم بچه هاشون رو نیارن 🙏🏻 هوم ..روز خوبی داشته باشید

37

چه کسی می داند؟ که تو در پیله تنهایی خود تنهایی چه کسی می داند؟ که تو در حسرت یک روزنه در فردایی پیله ات را بگشا تو به اندازه پروانه شدن زیبایی *سهراب سپهری* ❤سال نو مبارک❤

36

خب روز ششمه.. خیلی زود گذشت. همچنان تهرانیم، نه مهمونی دیگه رفتیم و نه مهمون اومد برامون. پروفایل و پوسترمو امروز عوض کردم، و یه عالمه منتظر بودم یا خبری از صلح بشه یا حداقل تستچی درست بشه. حوصلم شدیدا سررفته و کم کم نگران تکالیف ننوشته عیدم دارم میش- دارم خیلی تلاش میکنم دو تا از عادتهای بدم رو بزارم کنار، با یکیشون که 6 ساله درگیرم متاسفانه ولی اون یکی جدیدتره. اگر سرم بیشتر گرم باشه و اینقدر حوصلم سرنره موفق تر میشم. خلاصه که نیاز به یه حال خوب یهویی دارم..

35

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد، آن جا بمیرد شب مرگ از بیم آن جا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا بر آمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی آغوش وا کن که میخواهد این قوی زیبا بمیرد

34

روز ششمه و این اولین روایتمه واقعا روزام به عجیب‌ترین شکل ممکن داره سپری میشه کل روز منتظرم شب برسه تا ارامش بگیرم و شب منتظرم روز برسه تا یه شروع جدید داشته باشم چرخه مضحکیه ولی به هرحال میگذره با تاخیر فراوان نورزتون مبارک❤

33

درود!*🦊🦪🐚 روز ها همچو برق و باد میگذرند ، بهار کوچولو ، خیلی زود داری بزرگ میشی ! امروز شش روزت شد ، الهی . من خودم درگیر درس هستم ، اما ارزو میکنم بقیه شاد باشن ، راستی خواستم بدونین ، عاشقتونم .♥🍫 روز ششم؛*)

عکس
32

درود🤍روز ششم سال ۱۴۰۵ چطور بود؟برای من روز جالبی نبود🤦🏻‍♀شاید باورتون نشه ساعت ۳ بعد از ظهر بیدار شدم یه راست رفتم سر سفره ی ناهار اصلا با من از زندگی نرمال حرف نزنین😂خلاصه دیگه بعدشم رفتیم خونه یکی از اقوام الانم اومدبم خونه یکی دیگه و وقتی بریم خونه قراره مهمان بیاد خونمون😭چقد من همیشه از دید و بازدید بدم میومد و میاد خدا میدونههه.ولی خب حداقل اینکه عزیزانم سلامت باشن کافیه چون ممکنه بعدا دلم واسه این روزا تنگ شه🥺براتون کلی پول و عیدی و در کنارش سلامتی آرزو میکنممم😂❤دوستدار شما مهدیه

31

مواظبم باش.... آره اولین سالیه که باهمدیگه ایم مواظبم باش.... نذار اشکی بیاد رو گونه هام، مواظبم باش.... نذار بیشتر از این اتفاقی بیوفته، مواظبم باش.... (امسال خوش بگذره بهتون✨🌸)

عکس
30

درود از روز ششم نوروز زیبای ایرانی . خسته و کوفته ساعت 2 از خواب پا شدم چون ساعت 4 صبح خوابیدم 😭 . مامانم و بابام کباب مرغ درست کردن و خستگیم کاملا رفت 💝 . قراره امروز بریم خونه ی دو تا عمو هام 💫 . خب دیگه قشنگای من خوش بگذره ✨ .

29

به نام‌ ایزد یکتا در روز ششم عید احساس می کنم زمان عجیب می گذره انگار که از حرکت کردن ایستاده. جمله امروز : اگر برای تو مقدر شده باشد ، از هفت آسمان عبور می کند و به تو می رسد؛)

عکس
28

در ششمین روز فروردین به سر میبریم و کم مونده با بارونی که داره میزنه آب ببرتمون⛈🌪

27

از روز اول تا الان هیچ‌کار خاصی نتونستم بکنم ، همش فقط خوابیدم

26

اونقدر درگیر سگ سیاه افسردگیم بودم که یادم رفت امروز تولدمه💔*تولدم مبارک🎂*، خلاصه زمان داره خیلی زود میگذره، امیدوارم تو این وضعیت جنگی و بدون نت هم دووم بیارید ، در ضمن .. کلاغ ها به من خبر اوردن هنوز درس نخوندین... نوچ نوچ نوچ .. پس برید و زودتر مشق هاتون رو بنویسیددد🥹🎂 و راستی! یه تیکه کیک از طرف من قبول کنید🍰🥹🫶🏼

عکس
25

خیلی زود روز ششم هم رسید تصمیم گرفتم از امروز برنامه ریزی کنم و درس هام رو مرور کنم باورم نمیشه این رو میگم ولی کاش مدرسه ها بعد از تعطیلات عید حضوری بشه ! اگه مدرسه ها باز مجازی بشه خیلی درس ها عقب میمونن و در اون صورت ما تا وسط های تابستون برای جبران این عقب موندن باید بریم مدرسه و اینطوری واقعا بده البته فکر کنم برای متوسطه دوم اینطوری بشه چون برای دبستان و راهنمایی نهایت تا وسط خرداد یا آخر خرداد طول بکشه ولی به تابستون نمیکشه

24

امروز روز شیشمه دیگه دلم برای تک تک دوستای اینجام و مدرسم تنگ شده و نگرانشونم و کلی ام تحقیق رو دستم مونده که باید تکمیل بشن و از اینکه هنوز نمیتونم به اکانت خودم دست پیدا کنم ناراحتم. عیدتونم مبارکک باشه خیلی مراقب خودتون باشید🎀💕

23

چقدر سریع شد روز شیشم همین دیروز روایت اولم و گذاشتم، خب دیگه من بزور عیدی جمع کردم چون هدفم امسال خریدن یه چیزی بود که با برنامه ریزی مادر گرامی نابود شد🌚 کم کم دارم از شمال برمیگردم و خیلی خوش گذشت🤡 عیدتون بازم ها مبارک باشه🗿

22

روز ششم _ ۶ فروردین کلا ۶ روز موند تا اتمام تعطیلی ها💔 شانسمو میبینین؟ از وقتی رسیدیم مشهد پشت سر هم دارن اونجا رو میزنن🥀 از جنگم شانس نیاوردیم💔

عکس
21

روز ششم عیده؟ چه زود گذشت! میدونستید ۱ هفته دیگه مدارس شروع میشه؟ پس قدر این لحظه هارو بدونید که مدرسه تعطیله هرچند که تو وضعیت خوبی نیستیم

عکس
20

داره میشه هوا سرد و برگا زرد داره میشه فریادم یکم بلند داریم میشیم خسته تر از هم گلم ولی نگو میری هرجا بعد من تو نه اگه بری ندارم طاقت گلم نرو نه، نرو نه، جز تو من کسیو ندارم ستاره ها برقصن هی ندیدنت حتی یه لحظه‌ اش حیفه پس بگیر دستمو زود تا همه چشما رو ما بچرخن هی میخوام من یه جایی ببرمت حتی دلم نمیاد که بزنم پلک تو انقدر جاذبه داری که میان ستاره ها به طرفت یه حسی میگه بهشتم اینه همه رو ول کردم که دلش نگیره اون میسازه با همه کارام انگار دوست داره بدیامو چشش نبینه

19

روز ششم🤧 روز ها مثل برق و باد میگذرد🤕 امروز رفتیم خونه اون فامیلی که خیلی خیلی ازش خوشم میاد 💁🏻‍♀و بعد از اونجا کامل رفتیم خونه این یکی مامانبزرگم و شب رو خونشون با التماس میخوابیدیم😅( از اونجا دارم مینویسم😐 الان اگه مامانبزرگم بیاد ببینه نخوابیدم من رو پرت میکنه بیرون😂) قراره احتمالا با همت من و خواهرم یه روز دیگه هم دوتایی پیش مامانبزرگم بمونیم 🥳 هعی...این تستچی هم درست نشد😪 (روایت روز پیشم هنوز تو بررسیه مجبورم با این اکانت بنویسم چون طول میکشه منتشر شدنش😔) بدرود قشنگا

عکس
18

خب چه بگویم... روز ششم هم فرا رسید... میبینید؟ خیلی زود میگذره خیلی زود، انگار همین دیروز عید بود و خوشحال بودیم سال جدید شروع شده... ☄ والا من امروزه بیشتر توی خونه ام و نیاز به یک تحقیق دارم برای درسم اما گوگل نمیاد_ پس نمیدونم چه جوابی بدم به معلمم... پس امیدوارم هرجای ایران که هستید حالتون خوب باشه این شرایط هم میگذره مثل دفعه ی قبل... آرزوی سلامتی دارم براتون 🌹 ۱۴۰۵/۱/۶

17

درود:> نور خورشید، باری دیگر با دادن زندگی به حیات وجودیت، من را مجبور به درس خواندن دوباره کرد(بابا ولم ک-) درحالی که شن‌های خواب هنوز پلک های مرا رها نساخته بودند و پشت پلک‌هایم استقرار داشتند، بیدار شدم و با کوهی از کارهای انجام نشده مواجه شدم. چه میشه کرد؟ زیبایی دنیاام اینگونه است. این راهی‌ست که خود انتخاب کرده، پس چرا درآن پیشرفت نکنم؟ روز ها تکرار میشوند و من، عیدهای بی‌شماری را در دفتر زندگی‌ام ثبت خواهم کرد؛ اما فرصت ها، همانند ماسه ای در مشتم، درحال فرار کردن هستند. ۱۴۰۵/۰۱/۰۶

عکس
16

کلا نخوابیدم!ساعت5:50دقیقه ی صبح ششم فروردینه و من کلا نخوابیدم:/ صدای کلاغ ها رو تو صبح یک روز بارانی دیگه میشنوم..هوا تقریبا داره روشن میشه. خیلی روز ها زود میگذرن و هیچ استفاده ای از تعطیلاتم تا الان نکردم:(

عکس
15

این اولین روایت منه چون تنبلی بهم اجازه نداد تا قبل از این روایت بنویسم؛ خب من هم امیدوارم سال آینده هزاران مرتبه بهتر و شادتر از پارسال باشه. ایامتون به کام، بهارتون مداوم باد؛ دلتنگتونم و فراموشتون نمیکنم.

14

سلام به ششمین روز از بهار... روز‌ها می‌گذرند و ما در انتظار شکوفه های بهاریم! روزی برسد با طلوع خورشید سرزمین مون در صلح و آرامش باشه. به امید روزای روشن‌تر و فردایی بهتر🌱 امیدوارم هر کجا که هستید در سلامت کامل باشید

13

یک یادآوری بکنم🤓 یک هفته دیگه باید برید مدرسه🥰

12

خب روز ششم هم رسید امروز می خوام یکم درس بخونم و بعد روی طراحی هام کار کنم اگه شد براتون استوری یا اسلایس می زارم یکم موسیقی تمرین می کنم و میام داخل تستچی و یه پست می‌سازم 🎀

11

اومدم مفید باشم برای همه صبحونه عدسی درست کردم اما عدش هاش چون حواسم نبود له شدن😃😃

10

درود بهتون بروبچ امیدوارم حالتون خوب باشه رسما میتونم اعلام کنم که دلم واسه مدرسه تنگ شده 🤷‍♀ حتی اگه بخام یه کوه درس بخونم بازم ارزش داره با این وضعیتی که ایران داره کم کم باید بریم تو کوهستان زندگی کنیم😂 😭 (شوخی کردم :) مراقب خودتون باشین #اخبار نگاه نکنید سرخودتونو یه جوری گرم کنین دیگه 🤗

عکس
9

درود ملت شاید بشه گفت کم کم دارم ناامید میشم ، حالا میگی از چی؟ از همه چی ، حالا میگی چرا؟ چونکه همچنان هیچیز توی مسیرش نیست و مطمعنم بالاخره یجا ازش لتمه میخورم(بالاخره به تختم رسیدم👍🏾) زمستون تموم شد ولی این شاهکار نه*

8

درود امروز خیلی خوب بود چون داشتم کتاب می‌خوندم به جای جالب رسیییددد روز های گذشته رو نذاشتم و.... خیلی دوستون دارم بای باییی

7

باورم نمیشه 6 روز شد زمان داره همینطوری بیخود میگذره برام حس انجام دادن هیچکاری رو ندارم خب این چندروز به یه آدم خسته و بی حوصله تبدیل شدم چی بگم والا خدایاشکرت

6

امروز خیلی اتفاقی بدون زنگ یهو ساعت۱۰ و نیم صبح برامون مهمون اومد شانس اورده بودیم پاشده بودیم وگرنه خیلی بد میشد 🤣

عکس
4

روز ششم ، بعد از سپری شدن روز ششم فهميدم که باید تغییر کنم ولی تغییری درست ، امسال رو باید با هدف های بهتری بسازم نه جیز های الکی و آدم های منفی ، آدم های زیادی وجود داره که ممکنه ناراحتم کنه ولی نمیتونه چون توی ۱۴۰۵ یه انسان جدیدی رو میبین. من باهاش خداحافظی کردم ، اون من قبلی...

عکس
3

سلاممم امروز رفتم جوجه اردک خریدم اسم نزاشتم روش رنگشم مشکیه پیشنهاد بدین واسه اسمش تشکررر❤😭

2

6 فروردین 26 مارس 6 شوال و شروع 16 سالگی..🧜🏻‍♀

1

درود ماهزاد ها امروز بر خلاف روز های پیش خوش و خوب بود. تا پایان روز همچیز معمولی و آروم بود اما بعد از شروع و آغاز شب، باران چنان استقبالی از ما کرد که من خودم یه بارون متحرک شدم و قابلیت باریدن داشتم.

عکس