اینم پارت جدید بالاخره گشادی رو گذاشتم کنار:/ تست بعدی:افسانه ی تستچی و نی نی سایت 3
خب اول از همه بگم اگه تو پارت قبل این نتیجه رو گرفتی که با ثانا دوست شدی بعد دیدی رو دستت با خون نوشته شده «بیا بازی کنیم!» نمیخواد این تست رو بدی این پارت واسه کساییه که نتیجه های دیگه رو دریافت کردن.
خب اول از همه،تو پارت قبل چه اتفاقی واست افتاد؟(به جز اون اتفاقی که تو اسلاید قبل گفتم در ضمن لطفاً صادق باشید.)
بالاخره زنگ خونه که خبر از تموم شدن مدرسه میداد،به صدا در اومد.به سمت خونت رفتی.تو راه همش صدای قدم های تند،اما بی صدای یه نفر رو میشنیدی،صدای خیلی کمی داشت با این حال قابل شنیدن بود.شاید کسی با تو هم مسیر بود،یا شایدم...کسی داشت تعقیبت میکرد؟!حالا بیا بذاریم به حساب اینکه دارن تعقیبت میکنن،چیکار میکنی؟
به سمت در خونه رفتی،این در بهت حس امنیت میداد.چون دیگه کسی تعقیبت نمیکنه.وارد خونه شدی و برای اینکه مطمئن باشی صدات رو میشنون با صدای تقریبا بلند گفتی:من اومدم! وارد پذیرایی شدی ولی کسیو اونجا ندیدی.ایندفعه بلندتر داد زدی:مامااان!!!باباااا!!!!! اما دریغ از یه جواب...روی میز یه کاغذ دیدی و برش داشتی.روش با دست خط مادرت نوشته بود:سلام عزیزم،اگه داری این نامه رو میخونی احتمالا از مدرسه برگشتی.خواستم بهت بگم امروز یه چیزی پیش اومد و من و پدرت مجبور شدیم شهر رو ترک کنیم.نمیدونم چقدر طول میکشه تا برگردیم.تا اون موقع از بیرون غذا سفارش بده.راستی ناهارتو توی یخچال گذاشتم،فقط گرمش کن. _مامان و نامه اینجا تموم میشه...
توی خونه نشسته بودی.یهو یه صدایی شنیدی،صدایی که معمولا عادی بود اما نه توی خونه ای که هیچکس جز خودمون نیست!انگار کسی سریع و ناگهانی از جلوت رد شد.صدای قدم هاش شنیده میشد،قدم های تندش...
هر کاری که کردی،قبل از اینکه بتونی انجامش بدی،یه چیزی توی سرت خورد،و بعد،پوچ...
با سر درد عمیقی چشم هات رو باز کردی،توی یه جای تاریک بودی، تاریکی ای که مانع این میشد که بفهمی کجا هستی.
یکم اونجا گشتی،به امید اینکه یه چیزی پیدا کنی.رسیدی به یه در، در قهوه ای رنگ بود و دور و روش رو خاک گرفته بود و روش تار عنکبوت بسته بود.به نظر میومد چند ماهی میشه تمیزش نکردن!بدون اینکه فکر کنی اونجا چیه بازش کردی،اما با چیزی که دیدی میخواستی برت گردونن به قبل از باز کردن این در!اون یه اتاق برای نگه داری انبوهی از دسج(هرجا کلمه ی عجیب دیدین بر عکسش کنین.)یا بهتره بگم انبوهی از دسج برای نگه داری یه اتاق بود!هایی که از بوی متعفنشون مشخص بود مدت زیادی،شاید حتی چند سال از زمان گرمشون گذشته بود.ترسیده بودی،وحشت کرده بودی،حتی بدنت هم تحمل دیدن این صحنه رو نداشت و باعث شد کف زمین بالا بیاری!(ناظر لطفاً رد نکن.میدونم این تیکه یکم چیز بود ولی من همشو سانسور کردم در ضمن تو سایت از این بدتر هم هست باور کن!)
با وحشت چشمات رو باز میکنی،وحشتی که همیشه توی خواب حس میکردی،ولی این بار متفاوت بود!چون قبلا وحشتات مربوط خواب همون فرد ناشناس بود که تو رو به جرم باختن توی بازیش م*ی*ک*ش*ت.این بار یه خواب متفاوت دیدی،هرچند کم از اون خوابی که همیشه میدیدی نداشت!
کاور تست☝️
جانه👋(ناظر بازم میگم لطفاً رد/شخصی نشه🙏)
سلام.داستان ترس*ناک دوست داری؟
من تو روبیکا یه اکانت دارم به اسم corrupted_bunny چیزای تر*سناک میزارم.تازه شروع به فعالیت کردم.خوشحال میشم سر بزنین
ببخشییید بابت تبلیغ فقط گفتم کسی نمیاد ببینه
بچه ها من تو نتیجه ی تست یه سوتی دادم😐
نتیجه اول اون نوشته ی تو آینه رو نگفتم
تو آینه نوشته بود بیا بازی کنیم!
تختتت
آینه ی وحشی افتاد به جونت😂🤲
لطفا پارت بعد رو هم بگذار
چشم
پارت بد لطفا
اگه گشا...چیز چیز یعنی...تنبلی امون بده میذارم😂
منم
😂🤝
یه سوال میگم چطوری ادامه داستان با خودمونه🤔🤔🤔
و چطوری باید
نتیجه ها به انتخاب هات بستگی داره.
چی باید؟
ممنونم .هیچی دستم خورد
از توی اتاق خوابت یه صدایی اومد.رفتی ببینی صدای چیه.یهو کنترل دستت ازت خارج شد.بدون اینکه خودت بخواد دستت به این ور و اون ور میزد.سعی میکردی میکردی جلوشو بگیری ولی نتونستی....
دوبار زخمی شدم هعی... 🗿📿
اشکال نداره فدا سرت:)
به مهمونیمم یه سری بزن اگه خواستی