
پارت 1 ناظر پلیز منتشر 💙
چشامو باز کردم آره تو اتاقم بودم همون جای همیشگی عمارت مالفوی از پنجره بیرونو نگا کردم خبری نبود پاشدم لباسمو عوض کردم خودمو تو آینه دیدم یه دستی به موهای طلاییم هرچند خیلیا میگفتن موهام یَخیه به هر حال دوسشون داشتم رفتم بیرون . دراکو:سلام
نارسیسا :سلام پسرم بیا صبحانه بخور بیاد بری دراکو :آره امروز باید میرفتم هاگوارتز یه سال دیگه بازم امسال سال چهارم بود کنجکاو بودم امسال چه اتفاقی قرار بود بیفته . باشه
چند ساعت بعد رسیدم به ایستگاه قطار رفتم تو یه کوپه که هیچکی نبود خوبه (: از پنجره بیرونو نگا کردم حس خوبی داشتم که نفهمیدم چی شد چشامو باز کردم دیدم رسیدیم هاگوارتز از قطار رفتم بیرون پاتر رو دیدم ولی تصمیم گرفتم سمتش نرم پس رفتم تو قلعه حتی یه ذره هم عوض نشده بود
یهو یکی صدام کرد آرامیس داشتم قدم میزدم تو هاگوارتز پروفسور اسنیپ و دیدم که داشت میومد سمتم گفتم پروفسور چی شده اسنپ :برو دنبال دراکو مالفوی بهش بگو کارش دارم آرامیس : با..باشه فقط دراکو کیه ؟ اسنیپ :یه پسر مو طلایی همین اطرافه بگرد پیداش کن آرامیس از پشت یکی رو دیدم موهاش طلایی بود صداش کردم دراکو؟
دراکو :چیه ؟ برگشتم یه دخترو دیدم تا حالا ندیده بودمش آرامیس :فک کنم خودش بود گفتم ،آمم سلام تو دراکو مالفوی هستی؟ پروفسور اسنیپ گفت که بگم بهت کارت داره . دراکو : ok تا حالا ندیدمت اسمت چیه ؟ آرامیس : من تازه اومدم اینجا جای قشنگ و خوبیه من آرامیسم آرامیس اندرسون خوشبختم باهاش دست دادم دراکو : دستشو اورد جلو که دست بده پرسیدم گروهت چیه آرامیس :گریفندور دراکو : آها یه دست باهاش دادم و سری رفتم آرامیس :چه زود رف رفتم پیش هری
هری : آرامیس کجا بودی؟ رفتم یکم قدم زدم اینجا یه حس آرامش عجیب دارم . هری : آها آره اینجا واقعا خوبه هرماینی ، رون بیاید دیگه هری اومدیم دیگ آرامیس :دنبالشون رفتم اون پسره چی بود اسمش ؟آها دراکو یکم عجیب بود خیلی درموردش کنجکاو بودم تو فکر بودم که یه دفعه ......
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییییی
مرسی فقط چرا آنفالو کردی؟💚
آرهههه
عالی بود خسته نباشی
مرسی ❄🍏