4 سال پیش 9 اسلاید 1,213 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (1)
  • یه بار رفته بودیم مطب بابام یه اتاقک کوچیک مث سینک اونجاس که بابام خرت و پرتای مطب هم میزاره اونجا
    در اتاقکه باز بود، من رو مبل مطب نشسته بودم، بابامم داشت دندون مامانمو درست میکرد، که یهو یه سایه توی اون اتاقک تکون خورد،ولی... مامانو بابام که اونجا نبودن!

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.