ناروتو:من ناروتو نیستم، من دوازده دمم👾مادارا:چی.ناروتو ناپدید میشه و تو صدو ثانیه میاد پشت مادارا و میزنه با خاک سرویسش میکنه. درگیری نفس گیری اتفاق افتاد ناروتو میزد مادارا میزد ناروتو مادارا ناروتو مادارا ناروتو:ساسکه میخوان مادارا و رو مهر کنن که
مادارا جاخالی میده و ساسکه رو با طونل میفرسته تو منطقه مزابی(همون جایی که کاگویا ناروتو و ساسکه رو فرستاد) ساکورا:اوبیتو اوبیتو اوبیتو. اوبیتو:چی شده؟ ساکورا:وقتی مادارا چشمتو گرفت از هوش رفتی. اوبیتو:زود باش باید بریم کامویی.
کاکاشی:اوبیتو.سارادا:مامان😢😢ساکورا:مامان؟ قاضیش طولانیه. اوبیتو خوشحالم که میبینمت. اما من نه مادارا کامویی. اوبیتو میاد پوست سر مادارا با لگد می، نه تو صورت اما مادارا با دست میگیره(صحنه اهسته) ناروتو از توی زمین در میاد و با مشت تو تصویر
مادارا رو زد. قریبه:هی بچه جون. هی. پاشو دیگه تو ام. سوآدی:هوی مگه نمیبینی خوابم؟ قریبه:منظور از خواب دنیای میانی مرگ زندگی اه. سوآدو:چی😵😱😨.نگران نباش چون من اومد تا کمکت کنم برگردی دنیای زنده ها. سوآدی ممنونم اما تو کی هستی حالا؟
اوبیتو تو خودت خوب میدونی این دنیا دیگه هیچ ارزشی نداره چرا داری براش میجنگی؟ اوبیتو:چون(صفحه سفید) ناروتو:میدونی اگه رین این انجا بود چی میگفت انقدر سعی نکن خودتو سرسخت نشون بدی چون من همیشه هواسم بهت هست.(حال) اونایی که قوانینو نقض میکنن اشغال اونایی که دوستاشونو ول میکنن اشغالن اما اونایی که دوستاشونو از یاد میبرن از اشغالم بدترن.
نظرات بازدیدکنندگان (1)