

بائه طبق معمول داشت میزای کازینو رو تمیز میکرد ، تیک تاک ساعت دیواریه قدیمی و بزرگ روی دیوار تنها صدایی بود که فضا رو پر کرده بود ، نور چراغ چشمک زنه سفیدی که رو به روی کازینو بود از دیوارای شیشه ای رنگ کازینو فضارو کمی روشن تر کرده بود . خیابون کینگز رود توی لندن معروف بود ولی حتی اونقدری چراغ نداشت تا روشن باشه ، گرچه ساعت ۳ و ۳ دقیقه ی شب بود و پرنده ام پر نمیزد . بائه حالا مشغول مرتب کردن قفسه ها بود و تقریبا یک ساعتی از رفتن جیا میگذشت که صدای در شنیده شد به سمت در برگشت تا ببینه کیه اما نور کم کازینو این اجازه رو بهش نداد ، مرد روی صندلیه تک نفری ای که جلوی میز خدمات بود نشست چهرش مشخص شد و فقط نگاهش رو به دختر دوخت

تا اینکه بائه از این جو سنگین معذب شد و پرسید : چیزی میخواستید؟ الان نزدیک صبحه و کازینو...که مرد پرید وسط حرفش و جواب داد : اینجا همیشه اینقد تاریکه؟ ^دختر کمی از این سوال جا خورد و دستپاچه گفت : خب..اره معمولا شبا تاریکه.....^و دستپاچه تر گفت: البته قرار بود سال ۱۹۸۷ چراغای اینجارو بیشتر کنن اما همونطور که معلومه الان ۱۹۹۳ عه ولی هیچ تغییری نکرده و... که حرفش رو خورد و نگاهشو به کفشاش انداخت ، اصلا برای چی داشت به اون توضیح میداد؟ اونکه خودش همچیو میدونست که مرد گفت : و؟ ^ بائه سریع نگاهشو به چشمای مرد داد اما سریع منحرفش کرد و به میز نگاه کرد و با صدای کمی جواب داد: خب...یه وعده ی دیگه بود

^ مرد سری تکون دادو نگاهی به ساعتش انداخت و گفت : بعد از اینکه من رفتم برو خونه ، ساعت نزدیو چهار صبحه ^ بائه دوباره نگاهشو به مرد دوخت و گفت :خب راستش..که با چشم تو چشم شدن با مرد مقابلش دوباره به کفشاش نگاه کرد و همراه با سر تکون دادن گفت : باشه ^ مرد کمی دور و اطراف را نگاه کرد و بعد از گذاشتن مقداری پول از روی صندلی بلند شد و بدون حرفی به سمت در قدم برداشت بائه بالاخره بعد از دست دست کردن با خودش به مرد گفت : میتونم اسمتونو..بدونم؟ ^ مرد ایستاد و بدون اینکه برگرده گفت : میتونی بگی آدری و قبل از اینکه قدمی به سمت در برداره به دختر نگاه کرد و رفت

*بائه بعد از رفتن مردی که خودشو ادری معرفی کرده بود چن لحظه به جای خالیش زل زد و از حالت عجیبش که حتی چیزیم سفارش نداده بود به شک رفت ، اصلا چرا اومده بود؟ حتی چیزیم سفارش نداد و فقط حرف زد . بائه بعد از برداشتن پولها پیش بندش را باز کرد و بعد از جمع کردن وسایلش و قفل کردن در بیرون رفت.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
^رفتار و حرفای ایدلا تو داستان هیچ ربطی به حرفا و رفتارای ایدلا در واقعیت نداره اینم گفتم پس فردا شایعه نسازین برا بدبختا^🗿
-آدریعجیبمیشود😔😹
گوود^^-!
تنکک^-^
هایی میتونین با من مصاحبه کنین؟🥺💗
حتما کویین
ولی چون مصاحبه ها ویو ی زیادی ندارن از مصاحبه ای که کردیم چنتا اخبار میارم که دیده شن🌚💞
اهم بلبل من اینو الان دیدم •-• خیلی خیلی خیلی گشنگ بود از همین اول کاری •-• لذتی بیکران همون بی پایان خودمون بردیم^^
عررر تنک^-^
خیلیی خوب بود:-)
تنک کویین^^
عامم عانجل اگر بازم خواستی فیلم بنویسی من میتونم نقش اوله دختر باشم^^؟
حتما کویین وقتی خواستم تستشو بزارم بهت میگم که بیای چون هرکی زودتر بگه همونو میزارم^-^💜💜
اوکی بیوتی^^♡︎
عحررررر
عالی بوددد^^^
تنکک^'ا
های کویینم 🤍🌸
میشه تو اکانت کاربر لالیسا 💖 به بهترین گروه اف ایکس رای بدی 🦕🍓
_ یونا
خیلی گود بود🦢🌱
تنک^^
واو..چالب بود:)
:>>>