اینم پارت یک امید وارم لذت ببرید😋😋
پارت 1 (داستان از ، زبان کیسا) عععععععععععررررررررررررررررر🤕🤕🤕🤕از وقت بابا مامانم به همراه لیندا رفتن بیرون همش احساس میکنم یکی تو اتاقمه و داره نگام میکنه😱😱♨️♨️♨️در حالی که تو گوشیم ول میگشتم داد زدم :(عرررررررر چرا تموم نمیشه این خس کوفتییییی همش حس میکنم یکی داااارههههه نگااااامممممم میکنههههههه) یه دفه یه صدایی میاد ؟؟؟ - چون واقعا یکی داره نگاهت میکنه!!! جیغ کشیدم :( چیییییییییییی توکیییی هستیییییییی😱😱😱😰😰) ؟؟؟ - سه ادم بی آزار که قصد داره با تو خرف بزنه من - ولییییی تو دلشششش نمیخواد با تو حرف بزنههههه ؟؟؟ - پوففففف بعدش صدای قدم زدنش میاد که سبب ایست قلبیم شد.... یا حضرت عبدالعظیم حسنی نیاد الان بفرستتم اون دنیا😰😰😰اماااااااا.....
زرشک-_____- لامپو روشن کرد(قیافه ی شما: 😑😑)چهههههههههه0______0 این چرا اینقده جذابه ننم؟0_____۰ خدا نمیشه ازین قیافه ها نسیب ما کنی؟؟؟؟ یه پسر با موهای مشکی وچشمای ابی💗💗 بدون هیچ تعارف و اجازه ای میره لم میده رو تختم-_____- من - هوشَع دمه در بده بفرما تو(چیه خب بی ادبه خواستم ادبش کنم -_____-) ؟؟؟ - اولند اینجا دم در نیست داخل داخل دومند برو خدارو شکر کن که دختر شدی نه پسر!!! هن😕😕؟
چرا باید برم خدارو شکر کنم که دخترم🤨🤨؟مثلا اگه پسر بودم چیکار میکرد🤨🤨 من - هوی یاور اولند به قیافت نمیخورد اینقدر خنگ باشی تیکه انداختم دومند مثلا اگه پسر بودم میخواستی چه غلطی بکنی؟؟- ؟؟؟ - تو همون لحظه اول زبونتو قیچی میکردم!!! به طور خلاصه بگم: سکته ی قلبی و مغری روده ای و معده ای و کلیه ای و....همرو باهم زدم😶😶پاک یادم رفت اصلا ممکنه این طرف یه جانی خطرناک باشه بزنه شلو پلم کنه0_____0 وایییییییی خدااااااااااااااااااااااااا ناگهان دیدم پسره خندید 😂 وااااااا این بشر مشکل داره 😐😐😐 ؟؟؟ - نه دیگه اینجوری ، یه خورده از زبونتو میزاشتم😂😂 نابود شی الهی به حق چهار یار نبی😑😑😑(نویسنده : چه کنم بچم اینقدر با ادبه 😂- کیسا : خفه شو پ*ر *گ)
من - اهای مرتیکه از جون من چی میخوای ؟؟؟ - نمیشه یکم مو ادب تر صحبت کنی؟ من - من هر جور عشقم بکشه صحبت میکنم پسره یه هوف از روی کلافگی میکشه ، حقم داره بد بخت وقت گذروندن با من کار حضرت صبر😂 بگذریم..... من - هچرا اومدی تو اتاقم؟ ؟؟؟ - اومدن ببرمت جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان∅____∅ من - اومدی ببریم یا ب*و*دیم؟؟ ؟؟؟ - بله؟0____0
من - بله و بلا ؟؟؟ - یا امام رضا خودت به دادم برس🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️ من - کارم از امام رضا گذشته هاجی خیلی راحت یکه خوردنشو دیدم .... ؟؟؟ - ببین اگه اروم بشینی و بزاری برات توضیح بدم خودت میفهمی میبرمت یا می***دمت
اروم رفتم نشستم کنارش ، من - خو بنال حالا - پسره یه نفس عمیق کشید و گفت : ؟؟؟ - ببین من اومدم تورو با خودم ببرم ، ببرم به دنیایی که توش متولد شدی!!! من - چیییییییی0____0 ؟؟؟ - تا حالا شده به این دقت کنی که چرا رنگ موهات ابی ؟ عه بنده خدا راست میگه ها-____- من - خو...خوب یعنی من باید بیام پیش تو ؟؟؟ - اره ، پیش من نه بلکه پیش خانواده ی اصلیت.... من - ببین تو نه جانی نه دزد نه قاتل فقط یه دیوونه ای که داره چرت پرت میگههههه یه دفه نگاه تندشو دیدم که به معنای واقعی......ریدم تو خودم0____0
عین یوز پلنگ پریدن رو تخت و پتو رو تا بالای سرم کشیدم و داد زدم :(منوووو نخوووووورر) یه دفه صدای خنده اومد ، پتو رو کنا زدم دیدم پسره پخش زمین شده و داره از خنده میترکه ! ؟؟؟ - وااای....خی...لی...با.نمکی....بچه من - جوری بهم میگی بچه انگار خودت صد سال ازم بزرگ تری یه دفه دوباره جدی ؟؟؟ - بهت ثابت میکنم همه حرفام راست بود بعد دستشو به سکت کتاب خونه اتاقم میگیره و ناگهان یه کتاب از لایه قفسه ها بیرون میاد!!!! اون کتاب میاد رو میزم و بعدش پسره با لحن غرور امیزی میگه :(باورت شد) بنده هم که خشکم زده بود فقط سرمو به نشونه اره تکون دادم
من - تو چی...ه...هستی یه الف یا پری؟ پسره - هیچ کدوم× من - جان0____0؟پس چی هستی ؟؟؟ - یه انسان!!!!فقط یه کوچولو فرق دارم من - یه کوچولوووووو تو به جابه جا کردن یه کتاب رو هوا میگی کوچولووووووو ؟؟؟ - تو هم از این قدرتا داری فقط فعال نشده! من - هان؟ ؟؟؟ - ببین تو ، تو یه دنیایی متولد شدی که همه ادماش اینطوری هستن.....منم معموریت دارم تورو ببرم اونجا فهمیدی؟ من - چی میگی من چطوری به یه جادوگر که به زور اومده تو اتاقم و هنوز حتی چند دقیقه هم نیست که باهاش اشنا شدم اعتماد کنم ها تو بوگو🤨🤨
پسره بلند میشه و خودشو میتکونه و درحالی که داشت خودشو میتکوند ، گفت :(درسته) بعدش رفت سمت پنجره اتاقم یه مکثی کردم و برگشت سمتم :(هر وقت کارم داشتی فقط بگو بیا اینجا) و بعد از پنجره ی اتاقم پرید بیرون.... رفت ، یعنی خیال بود🤨🤨 برگشتم کتاب رو میزم بود ، پس خیال نبودش....یعنی دوباره میتونم ببینمش؟؟؟کتابمو برداشتم وگذاشتمش تو کتابخونم و گرفتم خوابیدم
👋👋👋👋👋
خیلی جالب و قشنگه
مرسی گلم😁😁💗
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌👑💫
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌💫👑
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌👑💫
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌💫👑
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌👑💫
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌💫👑
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌👑💫
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌💫👑
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌👑💫
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌💫👑
𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘=𝒃𝒂𝒄𝒌👑💫
💗
💗