
سلام خوشگلای من🥰 اینم پارت 21 ☺ امیدوارم خوشتون بیاد😆 مرسی که بابت پارت قبل منو خوشحال کردید 😊 مرسی که به 20 لایک رسوندید 😚 اینم براتون زود گذاشتم 😁 ناظر جونم ممنون میشم زود منتشرش کنید🥺
ادرین میکشمتتتتت😬😬😬😠😠 که یکدفعههههههههه ادرین: وایییی چه خاکی به سرم بریزم 😢 گفتم امممم حالش خوبه فعلا ببریمش اتاق خودم 😅😁 فیلیکس : باشه ، {فلش بکبه زمانی که فیلیکس میاد: فیلیکس: دیگه حوصلم سر رفت دست کردم توی جیبم که گوشیم رو بیرون بیارم که دیدم نیست ای بابا حتما روی میز جاش گذاشتم 🤦🏻♂️ رفتم که گوشیم رو بیارم که....... میرا: اِ فیلیکس؟ یه دقه بیا فیلیکس: چیه ؟ چیزی شده ؟ میرا : خب ببین من خیلی نگرانم میترسم اتفاقی بیوفته فیلیکس :نگران نباش اتفاق خاصی نمیوفته نقشه ما عملی میشه ارزو ما هم براورده میشه باشه؟ 😃 و ب.غ.ل.ش کردم و گفتم خب فعلا من باید برم ببینم گوشیم رو کجا جا گذاشتم اریان: خب تموم شد خواستم گوشی رو بزارم روی میز که............. فیلیکس: دیدم اریان پیش میز وایساده گفتم: اممممم اریان؟ که دیدم سر جاش خشک شد و بعد یه مدت افتاد زمین گوشی منم خورد زمین چرا ؟ با گوشی من چیکار داشت نکنه به من شک کردن ای خدااا باید بیشتر حواصم باشه😶 پایان فلش بک} 《دوستان یعنی فیلیکس نفهمید که اریان داشت با گوشیش چیکار میکرد و فقط دید گوشیش از دست اریان افتاد 》 اریان: وقتی منو بردن به اتاق ادرین تا رفتن از سر جام بلند شدم و اولین کاری که به نظرم خیلی درست بود زدن پس کله ای به ادرین بود😏😌 {ماشالا😐👏🏻}
ادرین: ایییییی چیکار میکنی ؟ نزدیک بود ما رو به باد ف.نا بدی 😑 اریان : تقصیر تو بود نمیتونستی یکم بیشتر نگهش داری ؟ ها؟ بهمون شک کرد که 😐😑 ادرین : به من چه من به خاطر جنابعالی دستم رو زخم کردم جای تشکرت هست ؟🙄 کهههههههه.......... فیلیکس: رفتم دم در اتاق ادرین و در زدم : تق تق اریان: ای وای بر من کیه ؟ ادرین: زود باش بخواب الان یکی میاد میگه جادو شده تو خوب شدی زود باش اریان: دوباره رفتم توی رختخواب و خودم رو زدم به خواب 😴 ادرین: بفرمایید فیلیکس : سلام داداش جون ادرین : به من نگو داداش فیلیکس: ببین من دیگه باهات دشمنی ندارم 😊میخوام برادرت باشم ادرین: توی خواب ببینی 😏 فیلیکس:نمیشه اشتی کنیم ؟ ادرین: یادت نیست داشتی ماریتا رو میکشتی ؟ از من معذرت میخوای ؟ فیلیکس : میدونم من کردم انداختم تقصیر تو میدونم اشتباه کردم اما خب اون تموم شد من عوض شدم میخوام باهات برادر باشم به خواهر دشمنی من با تو اینکار رو کردم دیگه قصد بدی ندارم لطفا میدونم من حتی به ماریتا هم دروغ گفتم ..... بهش گفتم تو اونو با چا.قو زدی و قصد کشتنش رو داشتی اما من کردم از کارم پشیمونم میشه اشتی کنیم ؟😁 ادرین: مشکوک میزد به نظر نمیومد عوض شده باشه برای اینکه این جرف کش پیدا نکنه گفتم باشه اما بهش اعتماد نکردم 《 در همین زمان: ماریتا: برای اریان سوپ درست کرده بودم و میخواستم براش ببرم در اتاق ادرین باز بود ...... ادرین داشت با فیلیکس حرف میزد ....... تمام حرف هاشون رو شنیدم 😲😦 ادرین...... بیگناه بود 😟 من.....من بهش تهمت زدم
اما چرا؟ فیلیکس چرا دروغ میگفت ؟ چرا به ادرین تهمت زد و کار خودش رو تقصیر ادرین انداخت چون...... باهاش دشمنی داشت ؟ میخواست منو از ادرین سرد کنه و من از ادرین دور بشم 😯🙁 من چطور میتونم با این دروغ با فیلیکس ا.ز.د.و.اج کنم😔😪 که یکدفعه سینی از دستم افتاد و اونا متوجه من شدن 😨》 ادرین: صدای افتادن یه جیزی از پشت در اتاقم اومد نگاه کردم اون ماریتا بود😨 وایییییی نکنه حرف های ما رو شنیده باشه ؟ 🤦🏻♂️😨 فیلیکس: اممممم ماریتا😢😅 تو......اینجا چیکار میکنی ؟ 😁 نکنه.....حرف های ما رو شنیدی ؟ 😅😢 مرینت: فیلیکس !!!! تو......به من دروغ گفتی؟😢 کار خودت رو تقصیر ادرین انداختی ؟😢 اخه چرا؟ چرا منو با چا.قو زدی ؟😢😟 من چه بدی به تو کردم ها؟ چرا اینقدر کینه ای هستی ؟ چرا رست از سر ادرین بر نمیداری ها ؟ 😠 فیلیکس: اما ماریتا مرینت: ساکت! نبینم دیگه اسم منو به زبونت بیاری فهمیدی ؟ 😠 {افرین 👏🏻😌} و از اونجا رفتم ادرین: بیا حالا خوب شد ؟ 😩 حرف های ما رو شنید بدبخت شدیم 😬 فیلیکس: منو ببخش قد بدی نداشتم 《 بچه ها فیلیکس داره نقش بازی میکنه چون مبخواد توجه ادرین رو جلب کنه و بگه پشیمون هست تا ادرین بهش اعتماد کنه تا بتونه راحت تر با ماریتا ازد.واج کنه اوکی ؟ ☺😆😉》
فیلیکس: خب........ من اومده بودم به اریان سر بزنم اریان: تا اسم منو اورد مو به تنم سیخ شد!😨🤦🏻♂️ یا ابلفضل با من چیکار داره حتما منو دیده میخواد بزنتم《😑》 خدایا خودت بهم رحم کن 😢 ادرین: خب چرا؟😢😅 فیلیکس: اخه زیاد حالش خوب نبود ادرین: اها باشه اما الان خوابه فیلیکس: هر موقع بیدار شد منو صدا کن باشه ؟ ادرین: اها باشه😅 فیلیکس : رفتم بیرون. افرین فیلیکس پسر تو بی نظیری 👏🏻😏 حالا میتونم راحت تر نقشم رو جلو ببرم اقای اگرست که 5 روز دیگه رو برای رفتن به طلا فروشی انداخته و عرو.سی عقب افتاده ای بابا هی عرو.سی عقب میوفته اما خوبه که میتونم با ماریتا ازد.واج کنم اما با این کاری که کدم و خودم رو لو دادم فکر کنم از دستم ناراحته باید برم درستش کنم ......... ادرین: هی اریان پاشو دیگه 😑😠 اریان: رفت؟😨 ادرین: اره پاشو اریان: اوففففف اخیششششش اما اگر فهمیده باشه چی ؟ 😢 ادرین: خاککککک اخه این چه کاری بود کردی ؟😩 مرینت: اروم داشتم گریه میکردم که فیلیکس به اتاقم اومد 😬 اخه این پسره چقدر پررو هست اخه با چه رویی میاد پیش من ؟ گفتم: تو اینجا چیکار میکنی ؟ ها؟ خجالت نمیکشی ؟ 😠 زود باش از اتاق من برو بیرون فیلیکس: بزار برات توضیح بدم لطفا! مرینت: اوففففف باشه فیلیکس: من به خاطر دشمنیم با ادرین این کار رو کردم و الان باهاش خوبم لطفا از دستم ناراحت نباش من مشیمونم نمیدونم چه جوری جبران کنم🙁 مرینت: خیلی خب باشه فیلیکس : ممنونم و رفتم و بغ.لش کردم میرا: داشتم دنبال فیلیکس میگشتم که دیدمممممممم................{ مرسی که خوندی عزیزم از حمایت اجی های عزیزم خیلی ممنونم همچنین بقیه عزیزان 😊😋 ناظر عزیزم چیز خاصی نداشت لطفا منتشرش کن ممنونم 🥰 برید نتیجه تا شرایط رو بگم 😁}
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
داستانت عالیه اما من اوون پارت های ترسناک و استرسی رو لایک نکردم
مرسی...مگه پارت ترسناک داشتیم؟😐
مرینت اخرس میمیره
منی که رفتم امتحان دادم و اومدم و اومدم با خیال راحتتتتت بشینم بخونممم😆
تا پارت 79 نوشتی نه؟
دیشب داستانتو پیدا کردم هی میومدم نیگا میکردم دلم نمیومد نخونم
ازونورم عذاب وجدان میگرفتم که درس نخوندم اینجا چیکار میکنم😐😂😪
تا پارت 70 نوشتم گلم
😍😍😹😹
دقیقا همینجوریه😹🤝🏻
هق من چرا باید 69 رو 79 ببینم😐😂😬
😹😹
سلام عالی بود;-)
ممنون
خواهش میکنم:-)
سلام اجی امروز پارت میدی
سلام اجی جون☺ همین الان گذاشتمش 😁
خب همه شرط ها رسید پارت بعدی لطفا🥺⭐
چشم عزیزم الان کلاس دارم ولی به احتمال زیاد امروز میزارم 😍😚
اجی قسمت ریسک رو دیدی
ارهههه😆😆
اجی مشکوک میزنیا نکنه میرا نامزد فیلیکسه 😂
مشکوک میزنم ؟😢 اخه به من میاااد😆 شااااید
😂😂😂😂😂
الان بیشتر مشکوک شدی 😏
پپپپپپپپپپپپپارت بععععععععععععععد
عالیییییییییییییییییییییییی بوووووووووووود محشررررررر بود
عاشق داستانتمممممممممم
تروخدا زود پرت بعد رو بده تا دق نکردم
مرسییییی قربونت برم عزیزم نظر لطفت هست
مرسی که از من حمایت میکنی خوشگلم ❤🥰
عالییهههه میشه یکم بیشتر بزاری
مرسیییی ❤ در همین حد مبتونم بنویسم اخه مدرسه ها هم هست و گاهی اوقات چیزی به ذهنم نمیرسه برای همین نمیتونم زیاد تر بنویسم🙁 و در معرفی هم گفتم در 4 اسلاید 10 تا 12 خط نوشته میشه و گاهی اوقات کمتر و گاهی اوقات بیشتر 😊
اهان بله درک میکنم