4 سال پیش 10 اسلاید 592 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (56)
  • وایی خیلی قشنگ مینویسی ،
    داستان تو اولین داستانی بود که تو تستی خوندم محشرههه . فقط پارت ۸ رو کی انتشار میکنی ؟؟

  • وای چرا پارت بعد داستانتو نمیزاری😔

  • سلام یک خبری می‌دادی کلی منتظر بقیه پارتاتم

  • سلام به همه پارت 9 را در این پروفایل جدیدم گذاشتم و منتشر شده برید بخونید

  • سلام اکانت جدید زدم با این که الان پیام میدم دنبالم کنید عکس پروفایلم هم همین قبلیه

  • تورو خدا بعدی رو بزار لطفا

  • الان گوشیم شارژ نداره بعدا ادامشو میذارم

  • قهوه ای رنگ داره چیزی در وجودش داره که از شرارت نهفته شده و اصلا براش هیچی مهم نیست ولی آدرین قلب یک انسان رو داره و آدرین از این موضوع خبر نداره (۴)

  • چیزی پیدا کردم که فکر کنم تو ناراحت میشی ولی باید بدونی! ❤️: اون چیه ؟ فی: مطمعنم که تو اون نامه ی استاد فو یعنی پدرمو خوندی و متوجه شدی کسی که عاشقته کیه و کسی که ممکنه بهت آسیب بزنه هم کیه ؟ درسته ❤️: آ.ره فی: ببین سالیان پیش پسر عموی پدرم که اون الماس رو میدوزده و اون همون اژدهاییه که قراره (۲)

  • فی: سلام مرینت 😊 ❤️: سلام فی ببینم اینجا کجاست؟ فی: دنبالم بیا ❤️: وایی چقدر کتاب اینجا هست 😮 . فی دستاشو بالا برد که یه کتاب افتاد تو دستش فی: مرینت ببین در این کتاب نوشته شده که اژدهای سیاه در غروب بیدار میشه و اولین جایی که میاد در کشور ایتالیا هست یعنی کشور شما! ❤️: چ.یی فی: اما مرینت من (۱)

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.