
فالو = فالو لایک هم یادتون نره 😄
ریناروژ: بگو ببینم..... بدون ما که نرفتی خوش بگذرونی؟؟؟.... وایپیرون: از حرف ریناروژ خندیدم اما چیزی نگفتم و فقط به اون محفظه ژله ای که مثل یه نیم کره نصف خیابون مرکزی رو پر کرده بود نگاه کردم و گفتم : امید وارم موفق شن..... __________________________________ لیدی باگ : چیزی نمونده بود که به هاگ ماث و وایلد تایگر برسیم که یه ماده ژله ای از زمین بیرون اوند و دور مارو احاطه کرد ......من ،کت نوار ، کویین بی و کینگ مانکی به همراه هاگ ماث و وایلد تایگر توی این محفظه ژله ای هستیم اما ریوکو و کاراپکس که عقب تر از ما حرکت میکردن توی محفظه گیر نیافتادن و بیرون موندن ..... و مایورا !!!.... برام عجیبه که اینجا نیست ...... و یه جورایی حدس میزنم این ماوه ژله ای سنتی ماستریه که اون ساخته ...... نگاهمو از این ماده بنفش رنگ که اجازه هر ورود و خروجی رو ازمون گرفته و نمیزاره هیچ دیدی
به بیرون داشته باشیم ،گرفتم و با عصبانیت به هاگ ماث که داشت با یه پوزخند تمسخر آمیز مارو تماشا میکرد ، نگاه کردم ...... فورا گفتم : کت نوار با پنجه برندت این محفظه ژله ای رو نابود کن ..... کت نوار : پنجه برنده !!!!..... دستمو با شتاب روی یکی از بخش های این محفظه گذاشتم که باعث نابودی بخش زیادی ازش شد ..... با خوشحالی خواستم از بخش نابود شده خارج بشم که در مقابل نگاه های بهت زده هممون اون بخش ترمیم شد و درست مثل اولش شد ..... لعنتی !!!!..... بازم پنجه برندمو فعال کردم و مدام و پشت سر هم با دستام به بخش های مختلف محفظه ضربه زدم ..... اما هیچ فایده ای نداشت و بخش های نابود شده بازم ترمیم میشدن ...... انگار هیچ راه خروجی نیست ..... با خستگی سرمو بلند کردم تا به آسمون نگاه کنم اما این محفظه ژله ای حتی راه دید به آسمون رو هم بسته ......
هاگ ماث : سرمو با کلافگی تکون دادم و بلند خطاب به کت نوار گفتم : بهتره دست برداری ..... شما ها تا وقتی که من نخوام نمیتونید از اینجا خارج بشید ...... وایلد تایگر : لیدی باگ !!!!.... امروز روز شکست توئه..... لیدی باگ : درسته که تو وضعیت بدی قرار گرفتیم ولی به هیچ وجه شکست نمیخوریم ...... امروز قراره روز شکست شما باشه نه ما !!!..... کویین بی: با حرف های انگیزشی و پر از روحیه لیدی باگ ، من، کینگ مانکی و کت نوار دوباره روحیمونو به دست اوردیم و با توان بیشتر و اراده قوی تری کنار لیدی باگ ایستادیم....... کینگ مانکی: ما تعدادمون از شما بیشتره ..... تازشم کاملا به هم اعتماد داریم و از شما قوی تریم .... کت نوار : ممکنه مارو اینجا گیر انداخته باشید و آزادی عمل رو ازمون گرفته باشید اما با همین شرایطم میتونیم باهاتون مبارزه کنیم و پیروز بشیم ......
کویین بی : حرف این دوتا رو تایید میکنم .... هاگ ماث: مطمئنید از ما قوی ترید و میتونید شکستمون بدید ؟؟؟!!!!...... وایلد تایگر: من اینطور فکر نمیکنم ..... چطوره قدرتمونو بهشون نشون بدیم هاگ ماث ؟؟؟..... هاگ ماث: درسته.... بیا قدرتمونو بهشون نشون بدیم..... دستمو بالا بردم و توی هوا یه بشکن زدم که باعث تعجب ابر قهرمانایی شد که به فاصله ۱۰۰ متر از منو وایلد تایگر با حالت دفاعی وایساده بودن ..... زیاد طول نکشید که صد ها موجود کوتوله که ترکیبی از رنگ سیاه و آبی بودن از دریچه های فاضلاب زیر زمینی که توی خیابون مرکزی بودن بیرون اومدن و مثل مور و ملخ به لیدی باگ و گروهش حمله کردن و اونا با سرسختی شروع به مبارزه با شاهکار من کردن ..... __________________________________ کت نوار : با پنجه برندم چند تا از اون جونور های کوتوله رو نابود کردم و در حالی که با عصام
چند تای دیگشونو به عقب پرت می کردم خودمو کنار کینگ مانکی که داشت با حرکات اکروباتیک این جونور ها رو نابود میکرد رسوندم ........ کینگ مانکی : عصامو به زمین کوبیدم و با کمک دستام یه حرکت دورانی انجام دادم که باعث شد به خاطر چرخشم پاهام به ابر شرور های هاگ ماث برخورد کنه و خیلی ازشون به دیدار فرشته نابودی برن..... با یه چرخش توی هوا و چند تا حرکت نمایشی با پاهام روی زمین فرود اومدم...... خوبی این کوتوله ها اینه که با یه ضربه به سرشون از بین میرن وگرنه کارمون خیلی سخت میشد ....... ناگهان حضور کسی رو پشت سرم حس کردن و فورا عصامو با یه حرکت چرخشی کنار کردن اون شخص قرار دادم که باعث شد چند قدم به عقب بره...... وقتی فهمیدم اون کت نواره عصامو پایین اوردم و گفتم : عذر میخوام ..... فکر کردم یکی از این کوتوله ها باشه ......
کت نوار: آخه من به این قد بلندی کجام به کوتوله ها میخوره ؟؟؟..... کینگ مانکی: در حالی که با عصام به نرمی و آرومی به سر اون موجودات مشکی و آبی میزدم و از نزدیک شدنشون به خودم جلوگیری میکردم و نابودشدن میکردم گفتم : من که عذر خواهی کردم ..... حالا ....چی شده ؟؟؟... کت نوار : با پنجه برندم چند تا کوتوله رو از بین بردم .... بعدش به طرف کینگ مانکی برگشتم و گفتم : یه سوال ازت داشتم ؟؟؟..... کینگ مانکی: از من سوال داری ؟؟؟!!! ... خب بپرس .... کت نوار : خیلی یهویی و بدون مقدمه گفتم تو هویت لیدی باگو میدونی ؟؟؟......
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
کیوتی دنبال شدی🌹دنبال کن
ببخشید من چند وقتی نیومده بودم تستچی
الان کامنتت رو دیدم
دنبال شدی 🍬💓🍬💓
اشکال نداره 💙💜مرسی
داستانت خیلی قشنگه یه سر به داستان منم میزنی
ممنون و حتما
عالییی بود مثل همیشه😁☘💐
ممنوووون💖
های کیوتی 💙
دوست داری ایدل یا مدل بشی ؟
کمپانی 𝕐𝔹𝔾 ایدل و مدل می پذیرد🍡😜
این کمپانی تازه باز شده است 🪅💕و قرار کار های بزرگ جالب زیادی بکنند 🍓
کمپانی چون تازه باز شده به حمایت نیاز دارد 🥲
خوشحال میشم بیای 💛 و حمایت کنی 🤍
_____________________________
ساری بابت تبلیغ 💕🍡
سلام راستش من زیاد تو تستچی فعال نیستم و حتی خیلی از اصطلاحات اینجا رو هم نمیدونم
ولی حتما فالوت میکنم
عالی بید پارت بعدی
مرسی 💖
راستش فعلا نمیتونم پارت بزارم
چون امتحاناتم شروع شده و مجبورم حسابی درس بخونم 😢
اهان ولی حیف شد
عالی بوددد💜💜
ممنون کیوتم 🌸
عالی عالی عالی مثل همیشه 🦋
تشکر فراوان از اجی جونم 😄
خواهش عزیزم 💚🥰
عالیییییییییییییییییی بودددددددددد آژوووووووووووو ♥
حالا..
بعدییییییییی😆
😅
به خاطر شروع امتحانات پایان ترم شاید یکم دیر بزارم پارت بعدی رو 😢
اشتال نداله ☺️من خودمم امتحان دارم پس درک میکنم ಠ﹏ಠ
🌸🌻❤