{پارت اول }
اگر معرفی را نخواندی بخوندید بخونین تا موضوع را بفهمید (برو سلاید بعد👈🏻)
از زبان مرینت:از خواب بلند شدم رفتم حموم حمام کردم و لباسم رابا کمک خدمت کارم پوشیدم (مرینت چون شاهدخت باید خدمت کار داشته باشه مرینت یکی خدمت کار به گفته ی خودش داره که خیلی هم بهش اعتماد داره) با کمک خدمت کارم لباس قرمزم را پوشیدم کفش های فرم را پاک کردم موهام را مدل گوجه ای کردم برای آرایش یک رژ قرمز با خط چشم و ریمل زدم خیلی خوب بودم (عکس اسلاید لباس مرینت)
بعد رفتم پایین قسمت غذا خوری رفتم و روی صندلی نشستم به همه سلامی کردم آملی :سلام عزیزم مرینت: باحالتی سرد گفتم سلام مانی:سلام مرینت مرینت:سلام گری:سلام مرینت مرینت:سلام بعد شروع به غذا خوردن کردیم
از زبان آدرین:از خواب بلند شدم یک دوش گرفتم و لباس سلطنتی را پوشیدم رفتم پایین تا صبحان صبحانه بخورم آدرینا:سلام داداشی آدرین:سلام بر خواهر گرامی بعد صبحانه خوردیم بعد رفتم به اتاق پذیرایی گابریل:آدرین شب میریم خونهی عمو اینا آدرین: باشه پدر بعد رفتم تو اتاقم
مرینت: رفتیم اتاق پذیرایی گری: بچه ها عمو اینا شب میایم اینجا مرینت :باشه پدر و رفتم تو اتاقم رفتم سر گوشیم امروز جلسه ی عکاسی دارم رفتم تو حیاط عکاس اومد جلسه ی خیلی خسته کننده ای بود هی میگفتم این ژست این ژست وقتی تمام شد یک راست رفتم تو اتاقم نهارم تو اتاقم خوردم بعد گرفتم خوابیدم
تمام امید وارم خوشتون اومده باشه اگر جایی اشتباه داشتم بگید و لایک کنید و حتما نظرتون راجب پارت بگید
پارت بعد
سعی میکنم زود تر پارت بعدی را بزارم
خیلی خوبه
فقد یکم بیشتر بنویس
بعدی
باشه حتما