
😆😆😆😆😆😆😆😆😆 نظرات و لایک یادتان نره😊😊😊😊😊😊😊
از زبان مرینت:به آدرین گفتم: آدرین میشه الان برم مامان و بابام را ببینم؟گفت:اگر آمدگی یش را داری🙂 گفتم:دارم ولی خانواده ی دوپنچنگ چی هرچی نباشه آنها من را بزرگ کردن برام پدر و مادری کردن اول میرم پیشه آنها ولی خودم میرم😊 گفت:عمران بزارم خودت تنها بری😠گفتم:بزار دیگه☹️ باداد گفت:نه نه نه😡🤬😡🤬😡🤬🤬🤬 گفتم:باشه،همان بهتر بود توی آن تصادف میمیردم تا ع..ش..ق..م سرم داد بزنه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
گفت:خدا نکنه،ببخشید ع..ش..ق..م اصلا نمیخواستم داد بزنم😓 فقط به خاطر خودت توکه میدانی من دوست ندارم دوباره اتفاقی برایت بیوفته 😢😢 گفتم:به نظرت من آدمیم که ع..ش..ق..م را نبخشم؟😍من می بخشمت😍😍😍😍😍😍😍😍😍 گفت:قربونه بخشندگیت برم من😀 گفتم:خدا نکنه ع..ش..ق..م😍😍😍😍
بعد گفتم:میشه بریم پیشه خانواده ی دوپنچنگ 🥺🥺 گفت:آره عزیزم میشه😊(نویسنده: آدرین اگر مرینتم را اذیت کنی بخدا که من مرینت را به تونمیدم مرینت عشقمه آدرین:ساکت مرینت عشق کنه😠😒 نویسنده:باشه یک کاری میکنم که مرینت دیگه نگاهتم نکنه😏 آدرین:باشه غلط کردم 🤐🤐🤐🤐) گفتم:ع..ش..ق..م مرسی مرسی 😘😘😘😘😘😘😘😘 گفت: خواهش میکنم عزیزم😊(نویسنده:یک چیزی بگم شاید باورتون نشه!همه از لایلا بدمان میاد ولی یک سری هم الان بهش میزنیم هرمی از لایلا بدش میاد توی نظرات بگه😉😉)
از زبان لایلا:این مرینت.....................(سانسور،لایلا بد بالایی قرار سرت بیارم😠😡)را باید از دستش خلاص بشم و آدرین را ماله خودم کنم البته مثل دفعه های دیگه نه این دفعه جونش برای خودمه😈😈😈مرینت دوپنچنگ یا بهتر بگم مرینت اسپارو توی بد دامی افتادی👿👿👿👿 خداحافظ مرینت اسپارو! 👿😈👿👿😈👿😈😈👿👿👿👿👿👿 از زبان مرینت:به تیکی گفتم:تیکی عزیزم یک چیزی قبل از اینکه آدرین بیاد میگم. تیکی گفت:چی مرینت گفتم:میخوام تو و پلگ را تبدیل کنم به.....«😉😉»👈👈
انسان🙂 گفت:ی.ی.یعععننی دوباره میتوانم انسان بودن را تجربه کنم🥺🥺 گفتم:معلومه که میتوانی عزیزم برو به پلگ هم بگو بیاد باشه! گفت:باشه مرینت جونم😍پلگ هم آمدو من هم آمد ومن یک ورد خواندم یک نور بزرگ دورشان جمع شد. بعد دوتا دختر و پسر زیبا شدن😍😍😍😍😍😍😍
آدرین آمد و با ترس گفت:م..م..مر.ی.ن.ت ای.اینا کی هستن؟😰 گفتم:تیکی و پلگ😁 گفت: تیکی و پلگ😨گفتیم:بله😆 بعد تیکی گفت:مرینت خیلی ازت ممنونم تو بهترین صاحبه دنیایی😊 گفتم:توهم بهترین کوامیه دنیایی😘😍
تمام شد.ببخشد کم بود و زمان زیادی کشید تا بنویسم😓😓😓 فقط و فقط پنجشنبه و جمعه میتوانم داستان طولانی بنویسم به خاطر درس ها🥺 تستچی جونم لطفاً قبول کن 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
آنچه خواهید خواند:مرینت: ممنون که هوای من را داشتید🥲 آدرین:مامان کمک میکنی؟😁مارتا:دخترم مارک:آبجی بزرگه😊😨مریلا: آبجی چرا😰 خداحافظ عزیزان 🫂🥰😍😍😘
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
۱۰ برابر تعداد کل مورچه های جهان از لایلا متنفرم
تعداد مورچه ها(واقعی):۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
چقدر کم من به اندازه تمام چیزهای جهان ضربدر ملیون بدم میاد
👍منم👍
عالی بود
خبر فوری پارت14 درحال بررسی هست 😘😍
خلی خوب بود همینطور ادامه بده داستان خیلی خوبه
ممنون عزیزم پات بعدی را دارم مینویسم امروز سعی میکنم بزارم😊
عالی بود
فقط 1 دقیقه از منتشر شدنش میگذره😂
😂