
رفتم ببینم چه خبره چند نفری که اون جا وایستاده بودن رفتن درو باز کردم و رفتم تو دیدم مرینت یه گوشه به دیوار تکیه داده رفتم کنارش نشستم گفتم چی شده جوابی نشنیدم گفتم ازت سوال پرسیدم گفت دیگه نمیخوام پزشک باشم نمیخوام ادامه بدم گفتم به من بگو دلیلش چی شاید بتونم کمکت کنم به معنی منفی سر شو تکون داد و گفت نمیتونی هیچ کس نمیتونه
من باعث مرگ یه آدم شدم وقتی داشتم عملش میکردم موفق نبودم اشکای رو صورت شو پاک کردم و گفتم تو تمام تلاش تو کردی این سر ننوشتش بوده بلند شد منم دنبالش رفتم دیدم داره وسایل شو از کمدش بر میداره رفتم نزدیک دستش و گرفتم گفتم کجا گفت دیگه نمیخوام اینجا باشم
دلم نمیخواد به کسایی دیگه هم صدمه بزنم و عزیز اتشو نو ازشون بگیرم دستشو محکم تر گرفتم و دنبال خودم کشوندم رسیدیم به اتاق عمل که بقیه مناظر بودن تا از حال بیمارشون با خبر بشن گفتم یه نگاه به اینا بنداز این مردم به امید پزشک ها بیماررشونو میفرستن اون تو
اون وقت تو به همین زودی نا امید شدی میتونی دل خیلی ها رو شاد کنی اجازه نده بقیه هم مثل همون بیمار همچین سر نوشتی داشته باشن مردم اول به امید خدا و بعدم ما میان جا به این زودی جا نزن و دستشو ول کردم و رفتم به کار هام برسم
از زبان مرینت : با حرف های خیلی تحت تا قیر قرار گرفتم احساس میکنم اون استثنایی ترین آدم تو کل دنیاست از فکر در اومدم و رفتم تا دوباره کار مو شروع کنم رفتم تا یه آب به دست و صورتم بزنم
داشتم بیمار ها ارو معاینه میکردم که آدرین و دیدم میخواست بره که دستشو گرفتم گفتم میشه با هم صحبت کنیم گفت حتما رفتیم تو حیاط بیمارستان و رو نیمکت نشستیم گفتم ممنون تو باعث شدی دوباره همون آدم سابق بشم بهت که گفتم من مادر مو تو سن کمک از دست دادم به خاطر همون نمیتونم ببینم بچه های دیگه ای هم مثل من بزرگ بشن
خداحافظ
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ادرین پاک عاشق شد رفت عالییییییییییییییی
عالی بود اجی جون
ممنون اجی
عالیییییییییییییییییییییییییییی بود منتظر پارت بعد هستم😆😆😆😻😻😻😘😘😘💕💕😍😍😍
ممنون چشم
محشر بود اجی
مرسی آجی
عالی بود❤
ممنون
عالی بود
مرسی