غلط تایپی زیاد دارم 😐ببخشید
ا. ت رفت بالای سر جنازه انگشت شو برو جلو بینی جنازه بعد چند لحضه با تته پته گفت:«ت ته تهیونگ نفس نمیکشه! » انکار لال شده بودم نمیدونستم چی بگم تنها چیزی که به ذهنم رسید اون زیر زمین مخفی بود، توی اتاق ا. ت پشت کتاب خونه ، توی قسمت گلی و کندم و جنازه رو همونجا دفن کردم و سریع از اونجا اومدم بیرون ا. ت تلفن توی دستش بود و مثل احمق ها به صفحه گوشی نکاه میکرد نه نه قرار نیس زنک بزنه به پلیس نه نه، مثل یه شیر گرسنه که اهو دیده پریدم و گوشی و ارش گرفتم:«دیوونه شدی عوضی؟؟!؟ میخوای هردومون و به کشتن بدی؟؟؟؟؟ اگه بخوای به پلیس بگی ترو هم مثل اون میکشم» ا. ت:«ن نه نمیخواستم به پلیس بگم میخواستم به خانواده بگم برمیگردم ایران» رفتارم دیت خودم نبود:«محاله بزارم بری توهم توی این قتل شریکی حالا بزارم تا لو نرفتیم از کشور فرار کنی ؟؟!! »ا.ت:« نه نه من نمیخوام فرار کنم توهم اگه خواستی برو »تهیونگ:«عوضی چی فکر کردی با خودت من یه ستاره جهانیم ابم بخورم ملیون ها ادم خبر دار میشن بعد بخوام از کشور برم و کسی نفهمه؟؟؟ » دوباره گریش گرفت اه دختره رو مخ
دارم چه غلطی میکنم اینا. یه میگم خدای من ، یه نفس عمیق کشیدم و اروم تر شدم:«ا.ت ببخشید عصبی بودم نفهمیدم چی میگم تو قول بده به کسی نگی منم هر چی بخوای بهت میدم هرچیزی حتی اگه شهرتم بخوای بهت میدم»پوز خندی زد و گفت :«شهرت؟طوری؟ »تهیونگ:«نمیدونم نمیدونم یه کاری میکنم مثلا میگم خواهرم کسی که تاحالا خواهرم و ندیده چمیدونم یه کاری میکنم»
خندید و گفت:«اروم باش تهیونگ من هیچوقت همچین کاری نمیکنم تو به من اواره خونه دادی من به تو مدیون هستم قسم میخورم که رازتو نگه دارم»خیالم یکم راحت شد یه نفس عمیق کشیدم :«یعنی الان من یه قاتل هستم؟! »سکوت دیوانه باری بینمون رد و بدل میشد ، حس تازه ای داشتم یه حس مزخرف، یه حس تنفر نسبت به خودم نسبت به مقتول نسبت به ا. ت نسبت به کل زندگیم و و و یه حسی که الان تجربش کردم و نمیدونم چه کوفتیه ، با روح و روانم بازی میکرد، ا. ت کنارم نشست بازوم و گرفت:«تهیونگ بهم گوش کن! این اتفاقیه که افتاده بهش ف کر نکن اون یه عوضی بود که به زنان زیادی ازار و مردای زیادی و کشته بود اون لایق مرگ بدتری بود ، ازت خواهش میکنم بهش زیاد فکر نکنی»
شاید راست میگفت ولی یه حسی بهم میگفت همه اینا برای گول زدن و سرکوب کردن عذاب وجدان هست:«ا.ت میشه امشب و اینجا بمونم فکر نکنم بتونم این طوری برگردم خابگاه »لبخند سرشار از محبتی زد که مادر بزرگمم بهم نزده بود و سری به نشانه تایید نشون داد:«اینجا خونه تو هست نه من نیازی واسه اجازه گرفتن نیست» لباسام خونی بود حتی دست و صورتم رفتم توی دستشویی تا دستم و صورتم و بشورم
قطرات خون روی صورتم پاشیده بود توی اون لحضه من صورت یه قاتل و میدیم از خودم وحشت داشتم ، با دقت همه خون هارو شستم اومدم بیرون لباسام و باید عوض میکردم اما لباسی همراهم نبود این موضوع رو به ا. ت گفتم یکم فکر کرد و رفت توی اتاقش 5 دقیقه بعد با دوتا لباس گل گلی اومد بیرون :«اینا چیه؟! نمیخوای که اینا رو بپوشم؟! 😐»ا.ت:«اتفاقا میخوام که بپوشی
تهیونگ:«خدایی؟؟ 😐😐😐واقعا از یه قاتل میخوای لباس گل گلی زنونه بپوسه؟ 😐»ا.ت:«خبه خبه نمیخواد انقدر قاتل بودنت و به رخ بکشی همینه که هست نخواستی همینم نیس افتاد؟! »تهیونگ:«چی افتاد؟ 😐»ا.ت:«چقدر خری، دلم برای مردم ایران تنگ شده، ببین این یه اصطلاح هست که ایرانیا استفاده میکنن برای تاکید حرف فهمیدی! » تهیونگ:«خب از اول مثل ادم بگو فهمیدی؟! »اینم یه تختش کمه ها ، لباس و ازش گرفتم و رفتم و تو اتاق کناری عوض کردم و همونجا خوابیدم هنوز چشمام گرم نشده بود که در باز شد اول فکر کردم ا. ت هست اما در کمال ناب اوری دیدم اون مرده هست که کشتمش
سلام خوبی؟😄
من دنبال کننده داستان قبلیت بودم نویسندگیت خیلی خوبه این داستانم خوندم عالیه
اما چرا اون دختره عراقی بود چرا چینی نبود؟ یعنی 😂😂😂😂
سلام
بل بله میشناسمت از اونجایی که همیشه کامنت میدادی😎❤😂
دیگه همین طوری زد به سرم😂
خیلی خیلی خیلی خیلی عالی بود 😃 ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
پارت بعدی 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍
این داستانتو من برسی کردم اومدم پیداش کنم نبود خداروشکر پیدا کردم لایک کردم کامنت گذاشتم عالیه عالی
ممنون 😄
اوووو چه افتخاری 😍
ممنون😄💜
نه این افتخار من بود داستانت محشر خیلی خوشحالم که پارت جدید اومده بوذ ❤️❤️❤️❤️❤️✨✨✨✨🥺🥺🥺🥺
ادمین به خدا اگر ته رو بکشی منم تورور میکشم /:
اه اسپویل نمیکنم 😔😂💜
یا هفت جد بنگتن😐
اصن به اون ته ته کیوت میاد بزنه یکی رو بکشه آخه😐
ببین به اون لحضه ای هست تو کنسرت به هات ترین شکل ممکن در میادا
دقیقا به همون فکر کن!
افرین 🤝
حالا دیدی بش میاد؟!
بعدی پلیییییز🥺
عای چه خوب میشه مَرده نمرده باشه😍
من طاقت ندارم اسم ته کنار قتل بیاد😰😭🥺💜
اخی😂😂🤝
عالییییی بود عالییییی لطفاً پارت بعد ❤️😘💜😍خیلی خیلی خوب بود
ولی نگو که میخوای تهیونگم رو اینجوری از داستان ببری 😭😭😭😭😭😭😭
ممنون😙
اسپویل نمیکنم 🙃
منتظر پارت بعد باش
عالیه....یونو؟قلمت خیلی خوبه....
دوصش....
اولش من بجا ا/ت گریم گرف...:/:/
اوو مرسی😆
اوخی😢😂
عالیییییی بود خدایاااا چقد خوب مینویسیییی
مرسیییᕕ( ᐛ )ᕗ