خب چی بگم ولش اهان داستانم مینی داستانه پارت های کم و کوته هاهاهاها
تازه اومده بودم کره زیاد اشنا نبود فردا کنسرت بی تی اس بودددددد رفتم یه دونه ارمی بمب برداشتم (نکتهتو مامان بابات از بچگی مرده و مال اموال بابات به تو رسیده چون تک فرزندی پول داری) حساب کردم شد به پول ما چهار میلیون اوفففففف شب شده با دوس پسرت که سوجونه اسمش قرار دشتی سوار ماشینم شدم رفتم توی راه نه نه اون اون
سوجون بود بهم خیانت کرد 😟 داشت یه دخترو میبوسید خداااااا اصبانی شدم از ماشین پیاده شدمو رفتم سمتش از دید سوجون: ا.ت من همه چیو توضیح میدم ا.ت:چیو توضیح میدی هان از دید ا.ت زدم توی گوشش اون یکی دخترم زد تو گوشش حسابی خالی شدم سوار ماشین شدم و رفتم سمت خونه اصلا حواسم به سرعت ماشینم نبود
اوفف تو راه پلیس جریمم کرد اه رسدم خونه یا رامیون برا خودم درس کردم و خوردم رفت بخوابم فردا قرار بود برم کنسرت رفتم کلی فکر رو خیال کردم اخرش نمیدونم چی شد که خابم برد صبح میدار شدم و لیاس ناناس پوشیدم (عکس لباس بالا هس)
رفتم طدم بیرون داشتم میترکیدم از خوشحالی بلاخره رسیدم رفتم تو همه نگام کردن گفتن وااااااا چه خوشگله از این حرفا نشتم بچه اومدن شروه کنن هوهوووووووو بایسم هوپی بود بعد کنسرت رفتم فن ساین باهاشون حرف زدم رسیدم به هوپی چرا اونجوری نیگام میرد(عسش هس
حرف زدمو رفتم باین برگه شماره دیدم رفتم تو واتساپ زدمش هوپی بوووود عرررررررر سوار ماشین شدم و رفتم فلش بک از دیدهوپی از دختره خوشم میااااد شمارم پاین برگه مینویسم از دید ا.ت زنگ زدم گفتم اقای سوهوک گف خودمم هوپی:ا.ت من ازت خوشم میاد بیا باهام سر قرار
اینم پارت اول چطور بود
نظرات بازدیدکنندگان (0)