
حرفی ندارم 😅😑
مدیر : اولین فعالیت سوارکاری هست و اینکه اینم بگم لطفا مراقب باشید و شما هر زمانی که بخواید میتونید از وسایل اردوگاه استفاده کنید . همه : هوراااااااا یونگی و ا/ت : من خوابم میاد 🥱 کوک : هیونگ انقدر گفتی خواب ا/ت ی بیچاره ام خوابش گرفت نامجون : چه تفاهمی 😁🥰 تهیونگ : بریم شروع کنیم🙄😬 کل اعضا رو به ا/ت : چشه؟؟؟ ا/ت : دوست شماست من باید بدونم 🤨 کوک : راس میگه هیونگا

{ رفتی پیش ته و ته داشت کمک میکرد سوار اسب شه که میفتی تو بغ*لش} تهیونگ: ..... ا/ت : 😨😳 ( هر دو تو شک 🤣 ) اعضا : نقشه ی رسوندن این دو تا به هم از همین حالا شروع میشه 😏🥰 داربی : ا/ت بیا یونگی و کوک : ای 😡😠😩 داربی : اووووووو چه صحنه ی احساسی ای ته و ا/ت : ( از هم معذرت خواهی میکنین ) ●میدونم عکس بالا شبیه هیچی داستان نیست ولی ا/ت اینجوری افتاد تو ب*غ*ل ته دیگه شما به بزرگی خودتون ببخشین ●
جیهوپ : پیس پیس داربی : با منی ؟؟ جیهوپ : آره بیا داربی : بله ؟؟ جیهوپ : ما میخوایم ا/ت و تهیونگ رو به هم برسونیم داربی : چیییییی؟؟😡😤 جیهوپ : چرا عصبی شدی ؟؟ داربی : نمیشه تهیونگ ع*ش*ق خودمه تا آخرم ع*ش*ق*م میمونه جیهوپ : چیییی؟؟ 🥴😲 داربی: خب دیگه بهتره مراقب ا/ت باشین اون دیگه دوست من نیس 😒😬این اولین و آخرین هشدار منه

شوگا : دوربین مخفیه 🤔 داربی : دیگه خود دانین 🙄 پسرا : 😰 ♧بعد نیم ساعت داربی میره پیش ته ♧ داربی : های بیبی ته : سلام خانم داربی داربی : بابا این کارا چیه میتونی صمیمی تر باشی ( داربی دستشو روی ل*ب ته میکشه ) ته: چی..چیکار میکنی ؟؟ داربی : بیب این حرفا رو ول کن من عا*شق*تم ته:( شوک شده )
ته: چی...چی میگی ؟؟ داربی : آاااا فقط دارم میگم ع*ش*ق زندیگم باش ته : نه داربی : 😶چ..چرا ؟؟ ته:من ع*ا*ش*ق یکی دیگم داربی : اون کیه😡 ؟؟ ته : ا/ت داربی : حالا چرا اون اح*مق عو*ضی بی*شع*ور وین همه دختر جذاب مثل من ته : یاااااا هر چی گفتی هیچی نگفتم بس کن و درست در موردش حرف بزن ( با صدای یکم بلند ) پسرا : ( میان پیش ته ) { نویسنده : یاع یاع یاع خودم ذوق کردم }

به خاطر این کیوتچه لایک کن
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (2)