سلام اول برای اینکه این داستان را بخوانید باید داستان های لیدی باگ و کت نوار پایان را بخوانید
نه نه نه الیا گفت: نینو چی شده نینو گفت : کابوس دیدم الیا گفت : دوباره خنده آدرین نینو گفت : نه جنازه آدرین مرینت دم گوشت چی گفت الیا گفت: از شهرم محافظت کنید
راسل غول گفت : بیدار شو آدرین یا همان کت نوار آدرین چشماش را باز کرد و گفت : من کجا هستم راسل غول گفت: تو توی قلعه من هستی و الان تو برای من کار می کنی آدرین گفت : من برای کسی کار نمی کنم راسل غول گفت : چه بد چون نینو الیا کلوئی لوکا و هرکی که می شناسی تو خطر هستند آدرین گفت : چی می خوای
راسل غول گفت : بتمن را بیار اینجا مرده و زنده اش فرقی نمی کنه و اگه این کار را نکنی تو و دوستات خواهی مورد
یه روز دیگه یه کار ابرقهرمانی دیگه مردم هم دارن اسم من را صدا می زنند مرد عنکبوتی آخ دیوار جلو من چی کار می کنه صبر کن خانوم حالتون خوبه مرد عنکبوتی رفت سمت اون خانوم و دید که یه گوشوار کفشدوزکی داده اما نبضش می زنه مستقیم اون رو بورد به بیمارستان
۲ روز گذشت و اون خانوم به هوش آمد پیتر پارکر اونجا بود و گفت حالتون خوبه خانومه اون خانوم گفت : دوپن چنگ مرینت دوپن چنگ
آدرین گفت : حلقه من نابود شده من بدون اون حلقه نمی توانم به کسی دست بزنم راسل غول گفت : بیا اینم حلقت آدرین حلقه را تو دستش کرد و پلگ آمد و گفت : آدرین خوشحالم می بینمت آدرین گفت : پلگ تو زنده ای پلگ گفت : معلومه زندم و اینکه پنیر داری گرسنمه آدرین پنیر را به هش داد و تبدیل به کت نوار شد
مرینت رو دوپا خودش به سختی می تونست راه بره پیتر گفت : کجا می ری مرینت گفت : آدرین آدرین کجاست پیتر گفت : آدرین کیه مرینت به لیدی باگ تبدیل شد و گفت: من لیدی باگ به دنبال آدرین می گردم پیتر لیدی باگ را بلند کرد و برد به یه ساختمون و گفت : تو یه ابر قهرمانی لیدی باگ سرش را تکون داد پیتر گفت : من مرد عنکبوتی هستم کمکت می کنم آدرین را پیدا کنی قول می دم
کت نوار رفت سراغ بتمن و دید بتمن داره با یه دلقک می جنگه با خودش فکر کرد الان باید با یکی که لباس خفاش داره بجنگم بتمن اون دلقک را بی هوش کرد و کت نوار از پشت به بتمن حمله کرد و گفت : بمیر ای ای پشمک شنل پوش سیاه چی گفتم بتمن با مشت زد تو صورت کت نوار و گفت : به من می گن شوالیه تاریکی کت نوار گفت: باشه آروم باشه
بتمن یه موشت دیگه زد تو صورت کت نوار کت نوار که عصاب نداشت شمشیرش را در آورد و تو پا بتمن فرو کرد و گفت : باید می گفتم ام ام نمی دانم بیخیال اش
ممنون که داستان من را خواندید اما اول باید داستان ها پایان را بخوانید ممنون