.من میخوام بعد از این داستانم یک داستان دیگه بنویسم پس در جریان باشید .
💓 تق تق 💚بله 💓آدرین میتونم بیام داخل 💚اره مری بیا تو 💓من میخوام برم خرید میشه لطفا 💚بزار فکر کنم اره 💓اخخخ💚خوبی ؟؟؟؟💓اره اره فقط کمرم تیر کشید 💚الان خوبی؟💓اره خوبم 👶🏻😭😭😭😭😭💓وانه صدای میکائیل هست 💚چیشده
داخل اتاق میکا..._🖤داشتم دارو رو وارد میکردم که مرینت ادرین یر رسیدن 💚😡😡😡لایلا گمشو بیرون و سرنگ رو از دست پسرم کشیدم بیدون مرینت میکائیل رو گرفت منم رفتم اونو بددم اگاهی و بازداشتش کردن 💚مرینت مرینت عزیزم 💓تو اشپز خونه بود داشتم نودل درست میکردم و میکائیل رو نشوندم روی جزیره که صدای ادرین اومد 💓بله 💚اماده ای💓 برای چی؟ 💚 برای خرید 💓واقعا؟💚اره دیگه💓😊
مرسی عزیزم 💓
عالی بود
حتما💓💓