بچه ها امروز بهترش کردم
از زبان رزی داشتیم از بیرون بر میگشتیم که جیمین گفت کجا بریم که تنها باشیم گفتم خونه ما گفت ممکنه بچه ها باشن گفتم بعد رفتیم لیسا بیمارستان بود که جین اومد وگفت عزیزم چی شده گفتم من باردارم🤰
از زبان جیمین به رزی گفتم تو منو دوست داری گفت نه من عاشقتم گفتم پس چرا باهام ازدواج نمیکنی گفت من من باشه🤵👰 بعد همدیگر رابغل کردیم ۵ روز بعد👰🤵
از زبان راوی جیمین با کت شلوار مشکی و مو یک وری و رزی با لباس سفید انگار برف آمد در عروسی مادر رزی و جیمین پدر جیسو هیونگ نامجون جیهوپ شوگا جین و لیسا جنی و جونک کوک هم آمدند ۴ روز بعد از زبان جونک کوک شرمنده اگر اونجا واسه بارداری گفتم جین اون جونک کوک بود
از زبان جونک کوک لیسا حالش خوب نبود و گریه میکرد او را بردیم به بیمارستان و ۳ ساعت بعد بچه به دنیا آمد ما اسمش را جیم گذاشتیم از زبان نامجون آیو تو هم زیبایی هم با وقار گفت متلک میپرونی گفتم نه
از زبان جیسو به جین گفتم کی ما عروسی میکنیم گفت فردا 💍💋🎆 گفتم نه پس فردا گفت باش پس فردا از زبان شوگا داشتم تو خونه کتاب می خوندم
میخوام از زبان جیهوپ بگم چرامن نمیتونم ازدواج کنم وی من چه میدونم نامجون برو با جنی ازدواج کن
وی چی 😳دیونه شدی اون دوست دختر منه
بچه ها این پارت هم تموم شد فعلا
چند تا حرف دارم لطفا کسی که میخواد نظرش را بگه اگر داستانی خواست من درست کنم
فعلا 💖
اگر هم خواستین بیاین و داستان عشق ساده من را نگاه کنید
💙💙💙💙💙💙
دوستتون دارم
لطفا نظر بدین
😝😘😤😔😑😐
خدا نگهدار
و بگین کدوم از بلک پینک و بی تی اس را دوست دارید
اگر نظر بیشتر از ۴ باشه