سلام بچه ها اینم تست من و جیمین کیوتم امید وارم خوشتون بیاد
اینجا شما اسمتون \ت هست و یک دوست به اسم مونیکا دارید و یک آرمی هستید و بایستون جیمین هست و در آمریکا بدنیا اومدین و مونیکا هم بایسش شوگاست بزین می ریم راستی اینجا نویسنده هم نقش داره
از زبان /ت : داشتم از ذوق مرگ میمردم وای یعنی قرار هست برم فن ساین بی تی اس وای😝 نویسنده: مونیکا مونیکا: جان نویسنده: برو بهش بگو رفتی اونجا به جیمین عشقم سلام برسون مونیکا گفت باشه بعد گفت ت خیلی خوشحالی میخوای بری فن ساین بی تی اس به عشقم جیمین هم سلام برسون ت: چی کار کنم
گفت صبر کن که قبرتو بکنم با دمپایی بی تی اس افتاد دنبالم نوسنده به ت گفت به مونیکا رحم نمیکنی به دمپایی بی تی است رحم کن ت گفت باشه بهد دید ساعت شیشع گفت وای دیر شد برم لباسمو بپوشم هرچی گشتم لباس قشنگمو پیدا نکردم (لباس؟ این بود) 👗بود ولی سبز
از زبان جیمین چرا دختر نیومد فن ساین خسته شدم نویسنده: جیمین صبر داشته باش الان توراهه جیمین: چشم نویسنده؛: اومد از زبان شما وای بلخره رسیدم خسته شدم اول رفتم سلام کردم بعد نشستم اولی نفر نامجون بود بعد شوگا کوک جین جیهوپ و وی و آخرین نفر جیمین خیلی کیوت و شیرین بود بعد
بهد به من گفت فردا تو کافی شاپ گونجو میبینمت رفتم خونه اصلا نوخابیدم نویسنده: بچه بخواب فردا دیر میکنی بدبخت میشیا ت باشه رفتم بخوابم🛌 جیمین: نویسنده چی بپوشم نویسنه والا خبر از کارتو ندارم اون کت مشکیه
اززبان ا/ت وای چه قشنگ بود دلم داشت میرفت رفتم تو دیدم کسی نیست یکهو دیدم جیمین اومد و با زهم بالبخند کیوت خودش سلام کردم گفت تو میدونی که من برادر دارم گفتم بله گفت پس فردا تولدش هست و من میخوام کمکم کنی منم گفتم
گفتم با کمال میل چرا که نه خوب ۶ تا کار برای بهتر شدن تولد باید بکنی گفت چکار هایی گفتم صبر کن تا فردا بهت میگم گفت باشه چای مون را خوردیم و رفتیم
خب اینم پارت اول
نظر بزارین کامنت کنین
خوبی ها و بدی ها
خدا حافظ
عالی بود عزیرم🤣🤣🤣🤣واقعا طنز بود
ایگین میشه تو داستان تهیونگ 💜 جنی بگی ادمه نده ممنون ازت
عزیزم این اسم رو سرچ کن تو تستچی بعد اگه میشه کامنت بده که شیپ نکنه و ادامه نده داستان رو