
سلام دوستان خیلی متاسفم که دیر شد اینترنت ما تموم شده بود بخاطر عاشورا نمی تونستم بزارم راستی دعا های همتون قبول باشه🤲🤲 عزیزای من اینم پارت ۹ لایک و نظر یادتون نره ☺☺😚😚
از زبان آدرین🐾: رسیدم خونه و تغیر شکل دادم آخیش همه چی تموم شد که نینو بهم زنگ زد نینو🐢:سلام داداش😁 ادرین🐾:سلام نینو کاری داشتی؟ نینو🐢:آدرین من و آلیا و مرینت میخوایم بریم رستوران اگه میخوای بیا ادرین:باش اگه پدرم اجازه بده گوشی رو قطع کردم و رفتم تا از پدرم اجازه بگیرم و خدا رو شکر اجازه داد و یه سوشرت🧥 پوشیدم و رفتم نویسنده📝:۴ نفری رفتن رستوران. نینو:خب؟ مری:😐. الیا:🤨 ادرین:😪😴خااااپیش. نینو:ادرین؟ ادرین؟ ااددرین؟ ادرین🐾:هاااااا؟ نینو🐢:خب چه خبر؟ مرینت🐞:خب چی ام نمیخوایم غذا سفارش بدیم نینو🐢:من که ۴ تا پیتزا🍕 ادرین:ام نینو چه خبره 😳 نینو:تو خفه 😑 ادرین:چشم الیا:من که سوپ معمولی مرینت:من سوپ پیاز با ماکارون. ادرین:منم سوپ پیاز با سالاد نیس 🥗
مرینت🐞:همگی غذا هامون رو خوردیم و دیدم الیا و نینو به هم چشمک زدن خدا رحم کنه باز میخوان چه غلطی بکنن که هر دوتاشون رفتن نوشابه بیارن . ادرین🐾:خب مرینت چه خبر؟ مرینت🐞:ام هیچی همون کار های همیشگی راستی رابطه ات با کاگامی درست شد؟ ادرین🐾:خب آره یه جورایی😪😑😐🙃 مرینت🐞:دوسش داری؟ ؟؟؟؟؟🙁 ادرین🐾:وایی حالا چی بگم اگه بگم عاشق لیدی باگم شاید به همه بگه و و شاید لیدی باگ باهام مخالفت کنه ام آره خب مرینت🐞:وقتی اینو گفت قلبم تیکه تیکه شد اشک داشت تو چشمام جاری شد اووو پس که این طور امید وارم زوج خوبی باشین.که آلیا و نینو اومدن و همگی رفتیم خونه

ادرین:رفتم خونه نمیدونم چرا مرینت ناراحت بود و رفتم یکم تو اینیستا میچرخیدم که دیدم لیدی باگ استوری گزاشته چی کلمه ای که من گفته بودم رو نوشته گفته واییی آبروم رفت آخه این دختر چرا انقدر خنگه گفته بود می باره تو اینیستا 😑😑😑😑 داشت خندم میگرفت و یکمی خوابیدم مرینت🐞:رفتم خونه داشت گریم میگرفت چرا آخه چرا من چی ندارم که کاگامی داره😭😭🥺🥺یکم گریه کردم که بازم یکی شرور شد حوصله تبدیل نداشتم ولی مجبور بودم تغیر شکل دادم و رفتم 💥💥 کت از من زود تر رسیده کت نوار🐾:بانوی من چرت دیر کردی؟ لیدی باگ 🐞:کت حوصله ندارم بزارش برای فردا و شکستش دادیم
کت🐾::آخیش اینم تموم شد راستی بانوی من ما ۱۰۰ بار شدو هاکمات رو شکست دادیم و اون ۱۰۰ بار شکست خورده ولی باز هم دست بردار نیست فکر نمیکنی شاید آرزوش خیلی خیلی مهم باشه یا آرزوی بزرگی داره لیدی🐞:اره شاید آرزوش ثروت یا حکم رانی به دنیا باشه کت:شاید که یهو دیدم همه ی مردم اومدن جلو و سوال پیچ کردن لیدی🐞:یه دختر دیدم آشنا نبود فکر کنم پاریسی نبود اومد جلو و گفت: سَلَیم(یعنی سلام)اسمی من تامالیسانامِلیتاکانامالوسیکمیرا هستش اقو(یعنی آقا کت رو میگه)شما می تونید مَرا تاما صیدا کنید😍😍😌😌😌😌😌 کت:عه باشه میشه دوباره اسمتونو بگین؟ تاما:بلی اسمی من: تامالیسانامِلیتاکانامالوسیکمیرا هستم لیدی :من و کت از آنجا دور شدیم و رفتیم
کت🐾:دختره دیونه هست لیدی🐞:آره اسمش یه جوری بود الان هم یادم نیس کت:آره منم فقط تاما یادمه😁 لیدی:😐😐 کت:خب چرا در جنگ حال نداشتی؟ لیدی🐞 :این روزا خیلی سرم شلوغه کت کت🐾:آها میدونی منن سرم شلوغه ولی کاری میکنم که سر حال به نظر بیام🙂 لیدی:باش منن سعی میکنم خب من دیگه برم بای کت:خدافظ بانو😘😘 راستی تو اینیستا استوری گزاشتی لیدی:نه من نزاشتم کت:دروغ نگو یادته بهم گفتی دلم برات تنگ شده بود و منم گفتم منم دلم واسه خودم تنگ شده اونو استوری کردی لیدی:کت به خدا گزاشتم کت:میله ام رو برداشتم و رفتم اینیستا نشونش دادم😏😏 لیدی:چی اینو من گزاشتم کت هاااا حتما کار کوامی های وایی خدا آبروم رفت😖😖 کت:مگه هوا می ها رمز گوشی تو بلدن لیدی:نه بابا فقط تیکی بلده به حتما تیکی باز کرده واییی خدااااااا😫😫😫😫😫😩😩😩کت:اشکال نداره بانو منم دیگه برم حدافظ عشقم😍😍 لیدی :عشقم؟😳 کت:هااا نه نه ببخشید بای
خب این پارت هم تموم شد امید وارم خوشتان بیاید و منتظر پارت بعدی باشین بای 😍🤩😘😘😍😍😗😗
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
من نه سوپ دوست دارم نه پیاز چه برسه سوپ پیاز😵😵😵😵😵
عالیــــــــ
سوپ پیاز؟ 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
فوق العاده بینظیر بود ♥️
عالییییی
عالی بود 🌹