های گایززز همونطور که میدونید یه عالمه آرمی و پاترهد اینجا داریم پس با توجه به این موضوع ما بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدیم که یه سوپرایز باحال واسشون داشته باشیمم دوستون داریم بریم سراغ مقدمه کیوتام♥️
خب اول از همه بگم از بین اعضا فعلا فقط نامجون و جی کی تو داستان هستن اما امکان داره بعدا بقیه اعضاهم وارد داستان بشن
معرفی شخصیت ها کیم نامجون (اسلیترین) چوی سومین(گریفیندور) جئون جونگ کوک (اسلیترین) اوه یونگ(گریفیندور) اوه سهون (اسلیترین) چوی سوبین(اسلیترین) و بقیه شخصیت های فرعی خب تو اسلاید های بعد به طور کامل با این شخصیت ها آشنا میشید
فامیلی: کیم اسم:نامجون سن:16 قد:181.5 چوب دستی: چوب درخت بید ۲۱ سانتی متر موی تک شاخ حیوان خانگی:جغد سفید به اسم«شیرو» پاترونوس:عقاب خصوصیات ظاهری:قد بلند،موی بلوند،چشمای قهوه ای تیره، پوست روشن خصوصیات اخلاقی:اعتماد به نفس بالا، بسیار باهوش،مودب،کمی عصبی اما مهربون،اجتماعی،شجاع و قوی بیوگرافی:{در یک خانواده اصیل در کره بدنیا اومده مادرش وقتی که 5 سال داشت فوت کرده و قبل از اینکه وارد هاگوارتز شه با خواهر کوچیکتر(می)و پدرش زندگی میکرده} تموم اجداد نامجون در هاگوارتز( اسلیترین)تحصیل میکردند به همین دلیل نامجون هم مانند اجدادش در هاگوارتز( گروه اسلیترین )شروع به تحصیل کرد همه چیز دیگه سال اول به خوبی پیش میرفت نامجون دوستای زیادی پیدا کرده اما با جون جونگ کوک و چوی سوبین و اوه ستون صمیمی تر بود تا اینکه در سال دوم دختری رو ملاقات میکنه....
فامیلی:چوی اسم:سومین قد:170 سن:15 چوب دستی:35 سانتی، موی پریزاد،چوب گردو حیوان خانگی:خرگوش سفید با چشمای ابی به اسم«یوکی» پاترونوس:اهو خصوصیات ظاهری:قد بلند اندام خوب و کشیده،موی خرمایی روشن،چشمای قهوه ای روشن، پوست گندمی خصوصیات اخلاقی:مهربون، کمی خجالتی، قوی، شجاع، با اعتماد بنفس، خونگرم،اجتماعی، باهوش،شیطون، کیوت، دوست داشتنی،همیشه لبخند به لب داره،خشن بیوگرافی:{توی یه خانواده ثروتمند در کره بدنیا اومده در 10 سالگی پدر و مادرشو از دست میده و تا قبل از اینکه وارد هاگوارتز بشه با برادر بزرگترش( سوبین )زندگی میکرده در سال سوم به همراه جئون یونگ درخواست یکی از کمپپانی های کره ای برای کار اموزی را قبول کرد و تا الان که وارد سال پنجم میشود در دوران تعطیلات کار اموزی ان کمپانی میباشد} یه روز در اواخر تابستون که روز تولدش هم بود( 13 سپتامبر)به همراه برادرش به خرید رفتن وقتی از مغازه کیک فروشی بیرون میان همونطور که مشغول گفتن و خندیدن با سوبین بود از کوچه ای باریک رد شدن اما یه صدایی از اون کوچه میمومد یه صدایی مثل یه جیغ دختر بود سومین کنجکاو شد و به سوبین گفت و با هم به سمت کوچه رفتن وقتی نزدیک وارد کوچه شدن دوتا پسر رو دیدن که محکم دختر حدودا 16 ساله ای را میزدند سومین و سوبین با دیدن اون صحنه فوری وسایلی که خریده بودن رو روی زمین گذاشتن و به سمت اون دختر رفتن تا کمکش کنن بعد از یه درگیری اون دو پسر رفتن سومین خونی رو که از لبش میومد رو پاک کرد و به سمت دختر رفت سوبین هم که به دنبال اون دوتا پسر رفته بود از سر کوچه دوان دوان به سمت سومین و اون دختر اومد سومین:حالت خوبه چیزیت نشده؟؟ میخوای بریم دکتر؟؟ دختر:حالم خوبه اسیب جدیی ندیدم نه ممنونم نیازی نیست سوبین:مطمئنی؟؟اخه پات اسیب دیده دختر:بله، ممنونم که کمکم کردید سومین با لبخند گفت:خواهش میکنم کار خاصی نکردیم راستی من سومینم اینم برادر بزرگترم سوبینه اسم تو چیه؟ دختر:خوشبختم من می سونگ هستم سوبیپ و سومین:همچنین می سونگ وقتی به همراه می سونگ خانه رفتن نامه ای را هنگام باز کردن در نامه ای از لای در افتاد سوبین اون رو برداشت و متوجه شد که سومین در هاگوارتز قبول شده(سوبین سال اول هاگوارتز رو اون موقع تموم کرده بود و امسال به همراه سومین سال دوم رو شروع میکرد)بدون هیچ حرفی اون نامه رو به سومین داد سومین بعد خوندن نامه خیلی هیجان زده و خوشحال شدو پریدو سوبین بغل کرد طوری که سوبین احساس میکرد مهر های کمرش الاناس که خورد بشه سوبین و تموم خانواده چوی در گرون اسلیترین بودن اما در کمال تعجب سومین وارد گریفیندور شد وقتی وارد هاگوارتز شد خیلی زود با کل بچه ها اشنا شد و با همه دوست شد به جز جئون یونگ که خواهر دوست برادرش بود چون اون دختر زیاد با کسی گرم نمیگرفت اما اون دختر بشدت باهوشی بود و به نظر سومین خیلی هم مهربون بود اما نشون نمیداد بعد از یه مدت از طریق برادراشون اونا بیشتر باهم اشنا شدن و این باعث شد به دوستای صمیمی هم تبدیل شن
فامیل: جئون اسم: جونگکوک ملقب به جی کی (کوک) سن: 16 قد: 180 چوب دستی: چوب درخت آبنوس 32 سانت هسته ریسه قلب اژدها جارو: آذرخش حیوان:گربه بنگال(تایگرا) پاترونوس: گرگ خصوصیات ظاهری: بلند قد، چشمان قهوه ای، پوست سفید(رنگ موی مشخصی نمیشه گفت چون از تنها چیزی که از دنیای ماگلا خوشش میاد رنگ کردن مو هست و هر هفته رنگ موهاشو عوض میکنه🤦🏻♀️) خصوصیات اخلاقی: مغرور،با اعتماد بنفس، مهربون، شجاع، بعضی اوقات بد اخلاق یک دورگه ی کره ای آمریکایی و اصیل است که پدرش کره ای و مادرش متولد آمریکا است خانواده ی ثروتمند و بخشنده ای هستند اما به همان مقدار نیز غرورشان برایشان همیت دارد مادرش دوست داشت در یک مدرسه جادوگری آمریکایی درس بخواند اما او به اسرار خودش وارد مدرسه ای شد که خاندان پدری اش در آن درس می خواندند او قبل قز ورود هم میدانست که خون اصیل اسلیترینی دارد و به اسلیترین میرود که همین طور هم شد
فامیل:اوه اسم: یونگ قد:170 سن: 15 چوب دستی: چوب درخت نارون هسته ریسه ی قلب اژدها حیوان:امریکن کت با چشمان سبز(گریس (لوکی)) پاترونوس:ببر خصوصیات ظاهری:هیکل خوب، موها و چشمان مشکی، موهای کوتاه تا سرشانه، پوست نسبتا سفید، در نگاه اول جذاب اما بی روح خصوصیات اخلاقی: قدرت طلب،قوی و شجاع، باهوش، مهربانی اش را به هر کسی نشان نمیدهد، با همه صمیمی نیست، با اعتماد به نفس و عزت نفس، چالش پذیر و همبشه میخواهد بهترین خودش باشد دورگه ی کره ای کانادایی که پدرش اهل کره و مادرش کانادایی است یک برادر بزرگ تر دارد (سهون) و از نظر مالی وضعیت خیلی خوبی دارند در سال سوم بود که درخواست یک کمپانی کره ای را برای کار آموزی قبول کرد و از آن موقع تا الان که وارد سال پنجم میشود در تعطیلات کار آموز آن کمپانی است با اینکه از یک خانواده ی کاملا اصیل است اما دوست دارد در دنیای ماگل ها نیز یک آیدل موفق شود مدارس جادویی زیادی او به عنوان دانش آموز قبول میکردند اما او دوست داشت به مدرسه برادرش هاگوارتز برود (سهون سال ششم هاگوارتز است)و زمانی که نامه از هاگوارتز دریافت کرد با اعتماد به نفس زیاد و مهارت در درس هایش وارد هاگوارتز شد اما روز اول شوک بزرگی برای او و تمام اعضای خانواده اش بود چرا که پیش از آن تمام اعضای خانواده اش اسلیترینی بودند اما او در کمال تعجب گریفیندوری شد اوایل با کسی گرم نمیگرفت و فقط با معلم ها و برادرش صحبت میکرد اما کم کم با خواهر دوست برادرش سومین آشنا شد و دوستان خوبی برای هم شدند
فامیل: اوه اسم: سهون سن: 16 قد: 183 چوب دستی: چوب درخت سیب 36 سانت هسته پر ققنوس حیوان: جغد سیاه (کارا) پاترونوس:خرس خصوصیات ظاهری: قد بلند، چشمان مشکی و موهای بلوند ای تیره، پوست گندمی خصوصیات اخلاقی: مهربون، خونگرم، شوخ طبع، شجاع، در مواقع لازم بدخلق و مغرور، با اعتماد به نفس، وفادار دو رگه ی کره ای کانادایی اصیل است و یک خواهر کوچک تر دارد با آمادگی کامل وارد هاگوارتز شد و در گروه محبوبش که پدرش هم پیش از او در آن گروه بود یعنی اسلیترین گرهبندی شد اما در کمال تعجب او و کل خانواده اش خواهرش (یونگ که من باشم) که یک سال از او کوچک تر بود در گروه گریفیندور افتاد دوستان صمیمی او سوبین، جی کی و نامجون هستند
فامیلی:چوی اسم:سوبین سن:16 قد:186 چوب دستی:چوب درخت سپیدار،30 سانتی متر،مغزی ریسه قلب اژدها حیوان خانگی:خرگوش سیاه با چشمای ابی به اسم«کورو» خصوصیات ظاهری:قد بلند،چشمای قهوه ای تیره،پوست روشن،موی مشکی خصوصیات اخلاقی:مهربون،خونگرم و اجتماعی،کیوت،شجاع،باهوش،غرغرو بیوگرافی:{در خانواده ای ثروتمند در کره به دنیا اومده در 11 سالگی( 6 روز قبل از اینکه وارد هاگوارتز شه)پدر و مادرشو از دست میده و برای رفتن به هاگوارتز مجبور میشه خواهر کوچیکترش رو به مادربزرگش بسپاره و به هاگوارتز بره اما سال بعد خواهرش( سومین که من هستم😂)هم به هاگوارتز میاد سوری هم مانند تموم خانواده چوی وارد گروه اسلیترین میشه اما در کمال تعجب سومین در گروه گریفیندور قرار میگیره} در روز تولدش وقتی که به همراه پدر و مادر و خواهرش از شهربازی برمیگردند متوجه نامه ای میشود که ان نامه『دعوتنامه او به هاگوارتز است』سوبین با دیدن نامه بسیار خوشحال میشود اما این خوشحالی زیاد طول چون پدر و مادرش در همان روز کشته میشوند....
خب گایزز حالا به عنوان چالش لطفاا بگید از کدوم شخصیت بیشتر خوشتون اومد و از بی تی اس چی یاد گرفتید دوستون داریم راستی ما دو نفریم😂(یونگ و سومین) ♥
خیلی خوب بود😊
ج چ:من از کوکی و یونگ خوشم اومد البته باید پارت بعد رو هم بخونم تا مطمئن شم
از بی تی اس یاد گرفتم هیچ وقت تسلیم نشم و خودمو دوس داشته باشم من قبلا خیلی خجالتی بودم اما الان واقعا به کمک بی تی اس بهتر شدن😁
💜💜💜💜
💜💜