بالاخره پارت 5 اینده زیبا هم منتشر شد راستی بچه ها چرا هیچکی تو مسابقه ادیت من شرکت نمیکنه بیاید دیکه 🥺🥺
آدرین گذشته : منو مرینت در حال پرواز و برگشت به خونه اینده مون بودیم. میم میم ما رو از هم جدا کرد گفت کار شخصی دارم و بهم گفت یه ابر شرور هست و لیدی باک به کمک احتیاج داره یه پورتال ساخت و گفت سریع برو مرینت گذشته : مرینت یه ابر شرور اومده کت نوار کمک میخواد پورتال ساخت و منو فرستاد داخل میم میم : من شاهد جنگ ابر مرینت ادرین بودم هر کدوم بعد از شکست به پورتال برگشتن و به پرواز ادامه دادن و به خونه اینده شون رفتن
میم میم : رسیدن خونه اوضاع رو چک کردم همونطور که میدونید تو بقل هم خواب هستن نذاشتم وارد بشن بهشون گفتم اونا خوابیدن چیز خاصی نیست بیاید بریم پاریس در اینده رو بگردیم اینجا خیلی چیز ها فناوری شده خیلی خفن شده خیلی تغییر کرده بریم یبینیم تا از خواب پاشن
مرینت آینده : از خواب پاشدم از رو آدرین بلند شدم و رفتم صورت مو شستم و رفتم ناهار رو بخورم چون بخاطر ادرین نخوردم و کنارش خوابیدم کمی بعد ادرین اومد اصلا نخواستم نگاهش کنم چون خجالت میکشیدم بخاطر بوس بوس کنارم نشست و شروع به خوردن کرد همزمان پاشدیم زیر چشمی نگاهش کردم داشت به من نگاه میکرد و نیش خند میزد 😝 گفتم میشه تموم کنی این باری کثیفو 🙁 گفت کدوم بازی کثیف بانوی من ؟؟ نویسنده : همونطور که گفتم اونا در اینده هویت هم رو میدونن بخاطر همین گفت بانوی من بخاطر همین بوسیدش و بخاطر همین دوسش داره ادرین : گفت مزه نریز درضمن امروز کار خوبی نکردی گفتم اگه کار خوبی نکردم چرا وقتی بیدار شدی پا نشدی و کنارم موندی هان ؟ مرینت شوکه شد نمیدونست چی بگه منم نیش خند زدم و گفتم میدونم که خیلی دوسم داری بانوی خوشگلم مرینت تو دلش : ای پرو چه خوب مچ منو میگیری
مرینت آینده : از کنارش رد شدم و رفتم تو اتاق تا الیا حرف بزنم یکم یهو ادرین اومد تو ادرین اینده : پاشدم رفتم لباس پوشیدم از مرینت خدافظی کردم بخاطر همین رفتم او اتاقش رفتم بیرون یکم پیش نینو با هم خوش بگذرونیم مرینت اینده : یکم که با آیلیش صحبت کردم قرار گذاشتیم تو پارک منم رفتم پیش الیا زویی الکس و رز و جولیکا و میلن
میم میم : با مرینت آدرین یه کشتی زدیم اوضاع رو چک کردم دیدم هیچکی نیست بهشون گفتم اونام گفتن باشه بریم یکم دیکه بگردیم 😁😁😁
لایک و فالو کامنت فراموش نشه 😆😆😆
نظرات بازدیدکنندگان (1)