در این تست بہ عشق بین لیدی باگ وکت نوار پی میبریم
از زبان مرینت : امروز ھم مثل بقیہ ی زوز ھا دیر از خوب بیدار شدم سریع لباس ھامو پوشیدم و بہ سمت مدرسہ حرکت کردم وقتی رسیدم وارد کلاس شدم و آدرین رو دیدم با اون چشم ھای سبز ملیحش منو بہ خودش جذب میکرد یہو بہ خودم امدم و رفتم نشستم پیش آلیا خانم بوستیہ از در کلاس وارد شد و بہ سلام کرد ما ھم بہ او سلام کردیم بعدش خانم بوستیہ گفت : بچہ ھا ما امروز یہ دانش اموز جدید داریم یہ دختر زیبا وارد کلاس شد خانم بوستیہ معرفیش کرد و گفت اسم ایشون مانی ھست مانی بہ ما سلام کرد و ما ھم بہ او سلام کردیم مانی رفت سر جاش نشست و خانم بوستیہ درس را شروع کرد من بہ این دخترہ مانی مشکوکم
از زبان آدرین : خانم بوستیہ درس داد و ما از در مدرسہ رفتیم بیرون کہ صدای بوممممممممم امد یہ شرور بود من رفتم تغیر شکل دادم و رفتم رو برج منپارناس کفشدوزک قبل من اونجا بود بعدشم گفتم : سلام بانوی من امروز یہ نفر دیگہ از دندہ ی چپ بلند شدہ مگہ نہ کفشدوزک چیزی نگفت و بعد رفت تا با شرور بجنگہ جواب سلامم نداد ناراحت شدم و با چہرہ ی ناراحت بہ جنگ شرور رفتم
ما اون شرور رو شکست دادیم و داشتیم بہ حالت عادی برمیگشتیم من گفتم تا بعد بانوی من خداحافظ اما ایندفعہ ھم اکسلعملی نشون نداد بہش گفتم بانوی من از دستم عصبانی ھستی بیشتر اخم کرد و گفت ولم کن من ناراحت تر شدم در حدی کہ میخواست گریم بگیرہ و اونجارو ترک کردم از زبان ارباب شرارت : یہ دل شکستہ کہ جواب عشقش رو نگرفتہ چہ تعمہ ی خوبی برای آکومای من و بعد آکوما رو فرستاد تا کت نوار رو شرور کنہ آکوما رفت تو زنگولہ ی کت نوار از زبان ارباب شرارت : کت بلانک من بہ تو قدرت نابودی مطلق رو میدم و فقط یہ چیز ازت میخوام معجزہ گر لیدی باگ و خودت و جواب کت نوار : قبولہ ارباب شرارت
کت نوار شرور شد و رفت دنبال لیدی باگ بریم پیش لیدی باگ از زبان لیدی باگ : بعد از شکست دادن شرور کت نوار بہ من گفتتا بعد بانوی من خداحافظ من جوابشو ندادم بعدش کت نوار گفت بانوی من از دستم ناراحتی در جواب بہش گفتم ولم کن و کت نوار ناراحت شد و از اونجا رفت من ھم رفتم خونہ و تغیر شکل دادم و افتادم رو تخت بعدش تیکی ازم پرسید مرینت چرا با کت نوار اونطوری رفتار کردی نباید بخاطر آدرین کت نوار رو قربانی کنی بعد از حرف تیکی فہمیدم چہ غلطی کردم تبدیل شدم بہ لیدی باگ و رفتم رو برج ایفل و بہ کت نوار پیام دادم کہ بیاد رو برج ایفل بعد یہو از پشت یہ نفر گفت من ھمینجام مالیدی
یہو پشتم رو دیدم کت بلانک بود گفتم کت نوار ت ت ت تو شرور شدی کت بلانک گفت آرہ و ھمش ھم تقصیر تو بود میخواست بہم حملہ کنہ کہ یہ چیزی جلوش رو گرفت یہ دختر بود گفت سلام لیدی باگ من لیدی میراکسم ھمہ ی قدرت ھاھم دارم نکتہ : بچہ ھا این لیدی میراکس در اصل ھمون دانش اموز جدید مانی ھست و اسم کوامیش ھم آنی ھست و ابتہ این لیدی میراکس یا ھمون مانی در اصل منم فقط تو کارتون اسم فرق دارہ بریم سر داستان اون در 3 ثانیہ کت بلانک رو شکست داد و کت نوار بہ حالت اول برگشت اکوما ازاد شد و لیدی میراکس آکوما رو گرفت و رفت من رفتم پیش کت نوار و گفتم متاسفم بابت امروز کہ بی محلی کردم بخاطر ھمون کسی کہ دوسش داشتم بود اما الان فہمیدم تنہا عشق واقعیم تویی کت نوار و کت نوار شگفت زدہ شد و دستاشو دور کمرم حلقہ کرد و من ھم دستام رو انداختم رو شونش و ھمو بوسیدیم ( نکتہ : بچہ لیدی باگ گفت بی محلیش بہ کت نوار برای عشقش بودہ یعنی آدرین چون کہ نمیتونہ احساسشو بہ آدرین بگہ بی محلی کرد )
بچہ ھا لطفا نظر بدید تا تست بعدی خدانگہدار
نظرات بازدیدکنندگان (0)