-بلدی سکوت نقاشی کنی؟ +نمیدونم، به نظرت سکوت چهشکلیه؟ -فک کنم باید بومت رو سیاه کنی. +سکوت برای تو سیاهه؟ -سکوت پر از حرفِ، گاهی از ذوق نمیتونی حرف بزنی و گاهی هم میدونی اگه حرف بزنی میشه بغض و گریه. +امروز سکوت سر صبحت نتیجهی چی بود؟ -بغض همراه با ذوق. +گاهی اوقات عجیب میشی واسم. -بغض کردم برای حرفات، ذوق کردم برای بودنت.
+از اینکه گفتم عشق وجود نداره؟ -آره. +عشق وجود نداره. -پس چجوری هرروز صبح قهوه دم میکنی؟ +بهش عادت کردم، ربطی داره؟ -عشق هم همینه تقریبا، تو معتاد میشی به نفسهاش.. چی بیشتر از این وجود داره؟ عشق یعنی تو عادت میکنی به بودنش..و اگر نباشه؟! چجوری میخوای این عادت رو ترک کنی؟! با چه فرمول و دارویی؟!
+به همین آسونی که تو میگی نیست. -ولی به سختی و سنگی قلب تو هم نیست. تو انتخاب کردی که کسی وارد اون قلب نشه ولی بازم میگم وقتی متوجه عشق میشی که کار از کار گذشته. +بومِ سیاه من، بومِ زندگی منه..نه بومِ سکوت..من زندگیم پر از خلع و پوچیه. -بوم سیاه وقتی رنگ میگیره، که نقاش جرأت رنگ باختن رو داشته باشه. +تو میگی من از عاشقی میترسم؟ -من میگم تو توی عاشقی کردن ترسویی. +نیستم، فقط دوست ندارم زندگی سیاهم زندگیِ سفیدِ تورو خدشه دار کنه.. -من بلدم سفیدی زندگیم رو سیاه کنم و دوباره از نو سفیدش کنم، گاهی هم سبز باشم و سبز کنم زندگی کسیو. +میدونم، بلدمت
-من رو توی بلاتکلیفی گذاشتی، نگفتی چی و کیام برات، توی حرفهات گم شدم.. و درنهایت پرت شدم..پرت شدم توی دره و حالا بومِ من همیشه خاکستری میمونه. +خاکستری؟ چرا؟ -آره، چون تو نیمی از من بودی و حالا.. سفیدی من سیاهی تورو در آغوش گرفته، طلوعِ من غروبی چشمات رو در آغوش گرفته و تو چیکار کردی؟ +من بلد نیستم عاشق باشم ولی تورو بلدم، دنیاتو بلدم.. -بنظرت این کافیه؟
+بومِ سیاهِ زندگی من رو دیدی، حاضری باهاش کنار بیای حتی با این وضعیت؟ -من اومدم که رنگ بشم و بومِ سیاهت رو رنگ کنم! +من کسیام که تورو خاکستری کرده، باز هم میخوای رنگ باشی واسم؟ سبز باشی واسم؟ -من میسازم از نو خودم رو، سبز میشم و سبز میشی تو. +نمیتونی کسی که از خودشم فراری شده رو سبز کنی. جونی نمونده که سبز باشم. -اگه بگم جون میدم بهت چی؟ +در این حد لایق نیستم. -نمیدونم، ولی عشق من به تو میگه، تو لایقترین لایقی.
+پس این عشقه؟ -یجورایی. +پر پیچ و خمه. -آره.اسمش روشه، عشق. اگر پر از پیچ و چاله و غم نباشه که عشق نیست. +میگن آدم عاشق کور میشه، درست میگن. تو نمیبینی -این ندیدن رو دوست دارم. +چرا؟ -چون بهم میگه تو کافیای برام. +کاش لیاقتت رو داشتم. -توی بغلت جایی هست برام؟ -بیا اینجا. +خورشید من. +تمام سیارات و آسمان ها و زمین رو بهم تشبیه کردی. -تو زیباتر از همشونی..
چقدر زیبا 🌚🌻
تو هم saoirse ronan فنییی؟؟؟؟
سازنده مثله همیشه بسیار بسیار زیبا بود
(همچنان برا من بچه سعدی هستیاااا گفتم یاد آوری کنم)
بچه فردوسی نبودم؟ 🤣🤣
نه بچه فردوسی داشمه 🐒🎀
اوو😂