این مقدمه داستانی است که با جادو همه چیز روشن میشود و شروع داستان هایی در آکادمی است که هیجان در عمق وجود میبرد 🪼🦋
بغض ما در گلو حبس شده بود ایوا دست هاش قرمز شده بود و رنگش پریده بود رادئوس که نگران همه ما بود و مارا آرام میکرد به ایوا گفت:"حالت خوبه؟" ایوا لرزان گفت:"آره....." رادئوس دستش را روی سر ایوا گذاشت و گفت:" وای تب داری ایوا حالت خوب نیست!" رادئوس جعبه کمک های اولیه که در قایق بود را آورد به ایوا گفت:" بیا یکم باید از این دارو بخوری قول میدم خوب شی دختر..." من به سمت ایوا رفتم همان لحظه جاناتان ایستاد پایش به پایم گیر کرد و .... از قایق محکم پرت شد پایین همان لحظه با جادویی که داشتم سعی کردم آب را بالا بیاورم و سعی کنم جاناتان غرق نشود و همین کار را هم کردم فقط موهای او خیس شد اما با لبخند محکم بغلم کرد و گفت:"ممنون نیروکا" برادرم به سمتم آمد دستش را روی شانه ام گذاشت پوز خندی زد و گفت:"بدک نبود کارت" او هیچوقت از-کسی تعریف نمیکند جای تعجب برایم داشت به سمت ایوا رفتم و کنارش نشسته ام به او گفتم:"حالت خوب است؟" او گفت:" نه نیروکا راستش را بگویم حالم افتضاح
است" به او گفتم:"چرا انقدر لرز کردی ایوا؟" او گفت:"نمیدانم نیروکا مطمئنی تب کردم؟" به او گفتم:"به گمانم آره آخه رادئوس که چنین میگفت" شب شده بود و تازه قایق ها با افراد دیگر از ما جلو زدند وای چه صحنه قشنگی رادئوس و جاناتان در حال پارو زدن قایق بودند و و هر چند دقیقه یکبار جایمان را عوض میکردیم تا خسته نشویم آخه راه خیلی طولانی بود البته هر کشتی سرلشکر داشت(همان ترول های کوچک) که قایقران هستند هم داشت اما سرلشکر قایق ما کل راه خواب بود و تازه از ما درخواست دستمزد هم میکرد... به آکادمی رسیدیم قایق بعد از عبور از خط سنسور دار به سمت پلک چوبی رفت همان جا ایست کرد و صدای بوقی پخش کرد که ترول سرلشکر ما از خواب بیدار و بسیار پر انرژی شده بود گفت:" به آکادمی خوش اومدید چمدون هاتون رو روی دایره پل بزارید و از قایق پیاده شوید. همین کار را هم کردیم "اوه جاناتان.. چقدر چمون سنگینه میشه کمکم کنی؟" "البته نیروکا"
ایوا با هیجان گفت :"وای چقدر زیبا است بچه ها!" آره خیلی قشنگه همه به سمت بخش اصلی آکادمی که تمامی بچه ها به آن سمت میرفتند حرکت کردیم و به راه روی اصلی و بخش داخل آکادمی رسیدیم وای چقدر زیبا گل ابریشم شب بو به دیوار ها آویزان بود و مجسمه سرباز ها و تابلو های افراد افتخار آفرین آکادمی و جادوگران بزرگ واقعا قشنگه به بخش اصلی و بزرگترین بخش آکادمی رسیدیم اِهِم اِهِم بچه ها و دانش آموزان عزیز من خانم پریمرز مدیر مدرسه شما هستم و دیدن تمامی شما خوشحالم امیدوارم لحظات خوبی رو در کنار هم داشته باشیم شماره اتاق های هرکدومتون بالای سر شما نوشته شده و شما باید به آن شماره بروید و همچنین گروه های شما بالای سر شما ظاهر شده و گروه ها به چند دسته یاغوت کبود ---زمرد قرمز---الماس آبی---اِمِرالد سبز هستند برید و اتاق هاتون رو پیدا کنید و وسایل هاتونو توش بچینید و استراحت کنید خوشبختانه من و جاناتان و رادئوس و ایوا تو یک گروه و گروه یاغوت کبود هستیم شماره اتاق هایمان به ترتیب نیست اما تو یک راهرو هست.
بچه ها این هم عکس هر شخصیت جاناتان قدرت آتشی رادئوس قدرت کنترل هوا که داخل تصویر حباب آب دستش هست که غلط هست نیروکا قدرت آب ایوا قدرت کنترل گیاهان
عالییی مانیا جونمممم
راستی تستچیت درست شد؟
ادامه بده مانیا⭐