های اومدم با پارت ۳ آنچه گذشت..... بقیه میرند توی اون جنگلی که استاد چنگ شی گفته بود و اتفاقات جالب و مهم شروع میشه......
داستان از زبان راوی: همه میرند توی جنگل که همون موقع یه مار سمی میخواد بپره به پشت لاک که همه حمله میارند به پشت لاک😂😂😂😂🤦♀️🤦♀️ماره بدبخت هم فرار می کنه😂🤦♀️ 🐞:(خوب قبل از اینکه بریم توی جنگل باید در تماس باشیم.)همه بی سیم هاشون رو میزارند توی گوششون.
داستان از زبان لیدی باگ: 🐞:(اگر چیزی دیدید که به معجزه گر میومد....کت نوار داری چیکار میکنی؟)کت نوار داشت خودش رو می مالید به یه خرس.🐈:(هیچی بانوی من😁)🐞:(خوب ادامه میدم...اگر چیزی دیدید که به معجزه گر میومد بردارید و به من بگید.)(دوستان این علامت@یعنی کل گروه)@:(باشه.)
(دوستان این 🐢به معنای پشت لاک و این🦊به معنای روباه قرمز)🐢:(اما لیدی باگ اگه کسی شرور شد چی؟)🐞:(نگران نباشید صلاح هامون هشدار آکوما دارند و من هم می تونم به همه ی معجزه گر هام با یویوم دسترسی پیدا کنم پس ما میتونیم با معجزه گر اسب تلپورت کنیم.😊)🐢:(فکر اینجاش رو نکرده بودم.😁)
(خوب حالا می ریم چند دقیقه قبل بعد از مدرسه) داستان از زبان ادرین: رفتم خونه بعد رفتم پیش پدرم.🐈:(پدر توی مدرسه یه آزمایش داریم که باید بریم به یک جنگل.و تنهای تنها هم باید بریم و اونجا آزمایش رو انجام میدیم، اجازه هست برم؟🤔😥😢)🦋:(باشه اما من به تو یه وسیله وصل میکنم که هر جا که رفتی جای تو رو روی کامپیوتر نشون میده.🦍)🐈:(خیلی ممنونم پدر.🥳)
بعد رفتم به اون جنگل وسیله هه رو پیدا کردم اما کنده نمی شد بعد تبدیل به کت نوار شدم و خودمو مالیدم به خرسه بعد لیدی باگ شروع به حرف زدن کرد.🐞:(اگر چیزی دیدید که به معجزه گر میومد....کت نوار داری چیکار میکنی؟)🐈:(هیچی بانوی من😁)🐞:(خوب ادامه میدم...اگر چیزی دیدید که به معجزه گر میومد بردارید و به من بگید.)@:(باشه)
خوب بریم همونجایی که بودیم: داستان از زبان لیدی باگ: 🐞:(برای خوردن غذا همونجا یک سفره پهن میکنیم و میخوریم.و هوای هم رو داریم.ماموریت شروع.😃)هر کدوممون از یک طرف رفتیم من داشتم می رفتم که یه چیز براق دیدم صورتی بود انگار انگشتر بود. برداشتمش یه کوامی اومد بیرون.سر تا پاش صورتی بود و یک نقاب سبز کوچولو داشت.کوامی:(سلام اسم من دروله و قدرت من ناپدید شدن و سرعته برای تبدیل شدن بگین درول قدرت ها فعال.)🐞:(خیلی ممنون من الان نمیخوام تبدیل شم تو باید بری توی کیفم.)گذاشتمش توی یویوم و همه ی بچه ها رو صدا کردم تا بیاند.
همه با دیدن اون معجزه گر خیلی خوشحال شدند😀😀😀😀بعد هممون رفتیم سراغ کار هامون.(نکته:مطمئنم با پیکسی گرل بود نمیدونم اسمشو یادم نیست ولی تازگی ها اومده میگن که پریه و توی میراکلس نیست ولی من میخوام بیارمش.وقتی کسی با درول تغییر شکل بده یجورایی مثل پیکسی گرل یا حالا هر چی هست میشه.)
داستان از زبان پشت لاک: داشتم دنبال معجزه گر می گشتم که یه چیزی دیدم برشداشتم و دادم به لیدی باگ اونم گذاشت توی یویوش ولی به من گفت که معجزه گر نیست. داستان از زبان گابریل: تصمیم گرفتم برم ببینم آدرین کجاست رفتم پای کامپیوتر و جاش رو برای خودم مشخص کردم بعد تبدیل به هاکماث شدم تا کسی تعجب نکنه و بعد رفتم دنبالش.وقتی رسیدم.... باورم نمیشد......
اون لیدی باگ بود😀😀😀😀😀اولش نگران آدرین شدم ولی بعد گفتم بهتره اول لیدی باگ رو بگیرم بعد برم دنبال آدرین.زنجیرم رو برداشتم و انداختم دور گردن لیدی باگ و دستم را گذاشتم روی دهنش بعد زنجیر را سفت و سفت تر کردم تا اونجایی که لیدی باگ بیهوش شد. داستان از زبان کت نوار: ظهر شده بود پیغام فرستادم برای لیدی باگ تا بیاد غذا بخوره.🐈:(سلام لیدی باگ،کجایی؟ زود بیا اینجا که من روی درختم بیای روی یه درخت می فهمی.)یکم صبر کردم جواب نداد.دوباره یکی دیگه فرستادم.🐈:(مای لیدی کجاییی؟؟؟؟؟)یک ساعت گذشت جواب نداد.بعد فهمیدم بیهوش شده چون با بی سیم هم ارتباط برقرار کردم و جواب نداد.🐈:(نهههههههه ماااااییییی لییییییددددیییییی)
خوب برو نتیجه چالش داریم.🍒🍒🍒🍒🍒🐈🐈🐈🐞🐞🐞
نمیری؟؟؟؟😑😑😑
بزار حالا که تو نمیری نتیجه من یه تشکری از تستچی بکنم.
تستچی ممنونم♥️♥️♥️♥️♥️💙💙💙💙💙💙💜💜💜💜💜💜💖💖💖💖💖
نمیری نتیجه آره؟؟؟؟💭 بزار با کفش بهش👟 حمله کنم
خوب خدافظ تا پارت بعد. آنچه خواهید خواند....🐈:(اون کجا رفته؟😨)......🐞:(من کجام اینجا کجاست.)🐈:(کسی بجز کت نوارررر حق نداره به مای لیدییی دستتتت بزنننههههه.🤯🤯🤯🤯🤯😡😡😡😡)(برو نتیجه)
پارت بعدی پلیز
اومده😘
هنامس پسر خاله ام بهم معرفی کرد
سمانه🥰
چالش یک=تو مدرسه دوستم پیکسل لیدی باگو نشون داد منم اون روز تو جم جونیور نگاهش کردم
چالش دو=الیل😂
خیلی قشمنگ بود🙂😻
فکر کنم هممون جم جونیورو داریم🤭🤭😂😂😂
لیلا وای عاشق این اسمم اسم عمم و خالم هم همینه😍فکر کنم زیاد طرفدار داره🤭🤭😘
میسی😻
اسم تو هم خیلی قشنگه😻
چالش ۱= من وقتی بازی میکردم هی تبلیغش رو می دیدمو می گفتم مسخرس فیلمش بعد از اینکه یک قسمتش رو نگاه کردم دیگه ول کنش نیستم
چالش ۲=ایمیک
چه جالب😊کیمیا خانم😊
چالش۱: چطوری با میراکلس آشنا شدی؟ازشبکه جم جونیور ۴ سالم بود اونقدر خل بودم میگفتم میراکلس افتصاحه از ۴ سالگیم متنفرمممممم
چالش۲:برعکس اسمتو بنویس.سیتیما
😂😂😂منم همینطور از شبکه ی جم جونیور بعد فکر کردم مثل مرد عنکبوتیه گفتم وای انقدر از اینا بدم میاد😫😫بعد یه روز ساعت یک و نیم موقع ناهار فیلمشا گذاشت منم دیدم و خوشم اومد🥰🤩😍
امیتیس اسمت اینه😍
جواب چالش اول:«داشتم دنبال فیلم هتل ترانسیلوانیا توی گوگل می گشتم که دستم خورد به عکس های گیف(gif)و اونجا بود که با بوسه ی لیدی باگ و کت نوار با میراکلس آشنا شدم. یکم عجیبه.»
جواب چالش دوم:«معذرت می خوام.ولی نمیشه نوشت.»
اووو بوسه عشق لیدی و کتتتتت😍😍😍😍
هورا.قسمت سوم هم اومد.هنوز نخوندم ولی مطمئنم عالیه.
ممنون😍