لایک و کامنت فراموش نشه
کلارا: واییی دخترم خیلی خوشگل شدییی. خجالت نکش بیا من چشم ازش بر نداشتم و فقط بهش نگاه میکردم ادوار:هوی خشکت نزنه بیا دارن میرن کلارا:مرلین برو به دوستت اتاقتون نشون بده ما میخوایم جعممون دخترونه باشه مرلین و ادوار:ما با هم دوست نیستممم
کلارا:خب از این به بعد هستید برید مرلین:دنبالم بیا ادوار:فکر نکن خیلی علاقه دارم با تو وقت بگذرونم مرلین:نه اینکه من خیلی دوست دارم بردمش تو اتاقم و هرکدوممون رفتیم یه سمتی من نشستم پی اس بازی کردم اونم رفت تو گوشیش
از زبان لیا: لیا:کلکلشون خیلی باحاله...😂ای وای ببخشید بلند گفتم؟ مگان:اره منم همین نظر رو دارم😂😂 کلارا: اره...چقدر شما قشنگی. مرلین خیلی ازت تعریف کرده هرچی بهش گفتم بیارتت گفت خجالت میکشی منم مگان رو فرستادم دنبالت. واقعا هم خجالتی ایاا لیا:م...ممنونم از لطفتون
کلارا: باهام راحت باش هر موقع هم که خواستی بیا پیشمون منو مگان خیلی خوشحال میشیم مگان:ارهه دفعه بعدی میایم دنبالت بریم باهم خرید چطوره؟ لیا:خوشمیگذرعع کلارا:به مامانت خبر دادی که اینجایی؟ لیا:من...من...مامان ندارم کلارا:اوه...نمیدونستم. منو مثل مامان خودت بدون پس به بابات پیام بده بگو اینجایی لیا:بهش گفتم هنوز ندیده درینگ درینگ درینگ
لیا:بابامه مگان:جواب بده لیا:الو...سلام بابا بابا:سلام عز.ی.ز.م کجایی؟چرا خونه نیستی؟ لیا:خونه دوستمم بابا:دوستت کدوم دوستت؟الیس؟ لیا:نه...یه دوست جدید کلارا:سلام خوبید؟ بابا:شما؟ کلارا:من مامان دوست لیا هستم بابا:اوه سلام خانوم ببخشید مزاحمتون شده کلارا:نه اصلاا من خودم بهش گفتم بیاد از مدرسه برش داشتم آوردمش خونه خواستم ازتون درخواست کنم فردا تعطیله امشب رو لیا پیش ما باشه ما فردا شب میرسونیمش بابا:راستش نمیدونمم
کلارا:اصلا نگرانش نباشید ازش به خوبی مراقبت میکنیم کن شماره خودم رو بهتون میدم اگه کاری داشتید با من هم میتونید تماس بگیرید کلارا و بابام یکم دیگه حرف زدن و کلارا گوشی رو قطع کرد کلارا:انگار امشب رو مهمون مایی مگان: وایییی خیلی خوش میگذرهه. لیا:اره اندرو:ها؟امشب لیا اینجا میمونههههه؟ کلارا:بعلهه اندرو:نمیشه
مگان:چرا نمیشه؟😕 ادوار:چرا باید تو ات.اق یه پ.س.ر بخو.ا.ب.ه؟ کلارا:اممم...کسی نگفت میخواد تو اتاق مرلین بخو.ا.به مگان:پیش من قرارع بخ.وابه ادوار:بازم اشکال داره. مگان:چرا؟ ادوار:چون بالاخره صبح که بلند میشن همو م.یب.ینن. کلارا:باباش اجازه داد پس اشکالی نداره مگان:ارهه مگه تو داداشی؟ ادوار:نه ولی....اصلا منم اینجا میمونم کلارا:چه عالی. شام چی میخورید بگم درست کنن؟ لیا:میشه من درست کنم؟
کلارا:وقتی آشپز هست شما چرا درست کنی ؟ لیا:آشپزی دوست دارم بزارید من درست کنم مگان:پس منم کمکت میکنم کلارا:همگی با هم درست میکنیم نظرتون چیه ؟مرلیننن بیا پاییننن مرلین: بله ؟ مگان:میخوایم آشپزی کنیم مرلین:چرا؟اشپز هست چرا باید خودمو تو زحمت بندازم؟
کلارا:چون لیا خواسته مرلین:حتمااا منکه وقتم آزاده ادوار:هه خوش بگذره بهت مگان:کجااا؟تو هم باید بیای ادوار:دور منو خط بکشید مگان:بیا اینجا ببینممم مگان دست ادوار رو گر.ف.ت و با خودش کشوند سمت آشپزخونه
ناظر جان خواهش میکنم منتشر کن براش زحمت کشیدم ممنونمم (خونشون👆)
برید نتیجه ...
خیلی خوب بود🤍
عاشقانش کنننننننننننن من منتظرممممممم
پارت بعد روئ بزاررررررر
خیلی زیبا بود.✨
من که از کل کل کردن ادوار و مرلین خوشم اومد،😂😂
پارت بعدیی لطفاااا
منممم😂
باراااااااااااااان پارت بعععععععععععععددد
خونشون خداست🙂
قشنگ بود
وایییییی خیلی خوبه
ادوارد و مگان رو نمی تونم تصور کنم
خونشون هم خیلی خوبهههه
وووویییی عاااالللیییییی
زود عاشقانش گن دیگههههههععغلل
عالى
نهه نههه نهههههه
ادوارد و لیااااا فقط ادوارد و لیاااا 🐑
منم میخوام😭🥹