Miraculous Lady bug and cat noir پارت ۱ حتما حتما لایک کنید چون خیلی واسش زحمت کشیدم
از زبان مرینت: داشتم به مدرسه میرفتم دوباره لایلا دروغ میگفت:( بچه ها امروز رفتم آمریکا و قراره من یک کاره شگفت انگیز در آمریکا انجام بدم و یک ماموریت در آمریکا با مجستیا دارم ما با دوست صمیمی هستیم.) مرینت:(واقعا لایلا؟؟چونکه مجستیا هیچ دوستی نداره اگرم داره ابر قهرمان هستن تو که قهرمان نیستی تو فقط فقط یک ابر دروغ تو هستی.)و بعد مرینت به خنده افتاد آدرین که میتونست لایلا دروغ گو هست اون هم خندید. مرینت سرخ شد بعد از سرخ شدن مرینت زنگ کلاس به صدا دراومد همه رفتن سر کلاس و...
و نشستیم. نینو مریض شده بود و به کلاس نیومده بود آدرین به خانم بوستیه گفت:خانم میشه مرینت بیاد پیشم بشینه؟؟. خانم بله. من از خجالت مردم ولی بعد از یک ساعت باهم دوست صمیمی شدیم نینو خوب شد و به مدرسه اومد و خیلی دوست داشت پیشه آلیا بشینه و دید جای من خالیه خیلی خوشحال شد و از من کلی تشکر کرد. آدرین هنوز با کاگامی دوست بود ولی نمی تونست ببینش. چون به ژاپن رفته بود همراه مادرش(کاگامی). و آدرین به مرینت گفت:( مرینت نمیدونم چرا وقتی با تو هستم حس خوبی دارم. مرینت تعجب کرد و گفت:( مگه ما باهم دوست هستیم؟؟.) آدرین گفت:(آره.) مرینت گفت:( میدونی من هم همینطورم.) که یه دفعه کاگامی اونا رو دید....
آدرین هم کاگامی رو دید و فهمید کاگامی بهش دروغ گفته بوده و با مرینت رفت پیشش. از زبان مرینت:( واییی باورم نمی شد چون آدرین دستم رو گرفته بود.) آدرین به پیش کاگامی رفت و بهش گفت:(من دیگه دوست ندارم و بهت اهمیت نمیدم.) کاگامی گفت باشه
از زبان مرینت:( من و آدرین از هم دیگه خداحافظی کردیم و من تبدیل به لیدی باگ شدم کت نوار منتظرم بود که گفت:(کجا بودی بانوی من.)من گفتم :( کار داشتم.) نمیدونم چرا من به کت حس خوبی داشتم.
از زبان آدرین یا کت نوار نمیدونم چرا من به لیدی باگ حس خوبی دارم بهش گفتم میشه فردا به مهمونی که برای تو هست بیای؟؟ اون گفت باشه خیلی خوشحال بودم به حالت عادی توی اتاقم برگشتم که..... ادامه دارد.......
بچه ها لایک و کامنت فراموش نشه مرسی
مرسی که لایک میکنید
عالی بود ادامشو لطفا بزار💜💜💜
باشه مرسی