-پرشااااااااان میکشمتتبا صدای داد پدرام پارچ رو روی زمین گذاشتم و با کله از اتاق بیرون پریدم -وایسا زلزله تا خودم نگرفتمت
-اسم من پرشانِ ۲۰سالمه و یه برادر به اسم پدرام دارم که ۴ سال ازم بزرگتره پدرام دانشجوی معماری و نقشه کشی و منم دانشجوی مدیریت دختر شر و شیطونی ام... که نصف عمرمو جنگ با داداشم میگذرونم ولی عاشق همدیگه ایم
*******
-پرشااان تیکِ تیکت میکنم
پشت پدرم که که ایستاده بود و به قیافه ی پدرام میخندید سنگر گرفتم و گفتم -تو خوابب ببینی 🌚
مادرم:پرشان من بهت گفتم بری بیدارش کنی نه اینکه بفرستیش زیر دوش اب...
-اخه خودت بگو مادر من این خرس خوش خواب جور دیگه ای بیدار میشه
ادامه اسلاید بعد-
پارت بعد و کی میزاری؟
قشنگبود:)))
پارتبعدرونمیزاری؟
هانی مرسی بابت امتیاز🙂💕
های سوییتی چطوری؟ من بک میدم پس اگه دنبال فالووری اصلا فرصتو از دست نده و فالوم کن تا بهت بک بدم:))3>
اوکی:)