رومنتزی یا به عبارت واضحتر ژانر فانتزی-عاشقانه، اخیرا ژانریه که در صدر فهرست ترندسازی قرار داره. به حدی که احتمالا خیلیا بهخاطر ترند شدن آثار زیاد داخل این ژانر، برای اولین بار سراغ این ژانر رفتن. پیشاپیش بابت طولانی بودن متن عذرخواهی میکنم؛ سعی کردم محتوای تخصصی ارائه بدم. پ.ن: این محتوا مناسب هر کسی نیست، اگر فکر میکنید سن زیادی ندارید(بهتون بر نخوره) یا قراره تعصبی برخورد کنید، از این پست بگذرید.
کتابای ترند اصولا تبلیغات خیلی گستردهای دارن و معمولا برای داشتن رنگ و لعاب بهتر، دارای جلد سخت و لبه رنگی هستن. البته اون نشری که دیگه همهتون باهاش آشنا هستید، هدیه دادن فنآرت رو هم ابراز تازهای برای جذب مخاطب قرار داده! از اونجایی که حرف اصلی من درباره خود مسئله ترند بودن نیست، بیش از این درباره اون حرف نمیزنم. اول یهکم از شرایط فرهنگ نقادانه تو ایران حرف میزنم. خیلیا اگه نقد کنی سریعا جبهه میگیرن که:《چون سلیقه تو نیست، دلیل نمیشه بد باشه!》 خب به عنوان کسی که مدتیه داره نقدهای متفاوت در رسانههای متفاوت رو میخونه، باید بگم که نقد لزوما نشئت گرفته از سلیقه افراد نیست. سلیقه فقط یکی از بعدهای تشکیل دهنده نقد نهاییه. سلیقه، حوصله، سبک ساختار ذهنی، اعتقادات مذهبی، سن، میزان تسلط ادبی، هوش هیجانی، سابقه تحصیلی، مقدار اطلاعات عمومی و حتی تجربه کتابخوانی، همه بخشی از موارد تاثیرگذار روی نقد نهایی هستن.
البته لازم به ذکره که برای نقادهای حرفهای حتی بحث خود ترند بودن هم جزئی از نقده و نقاد وظیفه داره علت شهرت و ترند بودن رو ریشهیابی کنه. به علاوه نقاد حرفهای موظف به خوندن نقدهای مردم دیگه از چند قشر متفاوته تا بتونه اثر رو از چند زاویه دید بررسی کنه. ولی خب بیشتر ما نقاد حرفهای نیستیم (منم نیستم!) منتها مخاطب نقدگرا حساب میشیم و متاسفانه توی جامعه ایران نسبت به این دست مخاطب جبهه وجود داره! یعنی مخاطب نقدگرا نباید ابراز نظر کنه، چون از دید مردم، اون کسیه که داره سلیقه خودش رو به بقیه تحمیل میکنه.
خیلیا حتی نمیدونن نقد چیه و فکر میکنن نقد یعنی فقط ایراد گرفتن. حتی مواردی دیده شده که بهخاطر بررسی با لحن رسمی، ریختن سر نویسنده مقاله و گفتن تو داری جبهه میگیری، در حالی که نقادهای حرفهای عموما تلاش میکنن حین نقد خیلی واکنش عاطفی نشون ندن، چون همونطور که گفتم، نقاد حرفهای موظف که نقد چند زاویهای داشته باشه! ببینید دوستان، خیلی اوقات واقعا بحث سلیقه مطرح نیست، بحث کیفیت کاره! خیلی از مخاطبین هدفشون فقط سرگرم شدنه و خب هدف اونا برای خودشون مشخصه، اما قرار نیست هدف همه فقط سرگرم شدن باشه! اگر قراره هرکس فقط سلیقه خودش رو بخونه و یا فقط زمانی که از کتاب خوشمون میاد نظر بدیم، پس دقیقا چرا باید امکان امتیاز دادن وجود داشته باشه؟ در اون صورت باید بهجای سیستم امتیازدهی، ما فقط امکان لایک کردن، بدون وجود دیسلایک رو داخل اپلیکیشنهای کتابخوانی مشاهده میکردیم(برای کتابا میگم، نه برای باقی محتواها!) از طرفی ما همیشه قرار نیست شاهکار بخونیم و متقابلا همیشه هم برای سرگرمی کتاب نمیخونیم، پس وجود نقد دقیق، سطح هر کتاب رو تعیین میکنه و ما رو راهنمایی میکنه که کِی با توجه به هدف اون زمان، باید سراغ چه کتابی بریم.
میریم سراغ خود ژانر رومنتزی! بیشتر رومنتزیها جدا از مسئله ترندسازی و داشتن تبلیغات بیش از حد، خودشون ایرادات دیگهای دارن که بهخاطر اونا بهشون نقدهای زیادی وارده. از جمله ایرادات اینه که بیشتر این کتابا با ترفندهای خاصی برای جلب توجه ترند میشن و توجه مخاطبین تازه رو جلب میکنن. اولیش صحنههای بیش از حد و بیاساسه! خیلیا تا از صحنه شکایت میکنی بحث اعتقادات مذهبی رو پیش میکشن، اما واقعا مسئله فقط همین نیست. استفاده نابهجا از صحنه نه تنها تاثیر اونو در جایی که باید، میگیره، بلکه باعث میشه روابط عاshقانه کتاب سطحی بهنظر بیان. عشق تو دنیای واقعی چندین ضلع داره و یکی از اونا شhوته. ما هم بهخاطر این حقیقت منکر وجود نیاز و کشش جnسی بین دو کاراکتر داستان نمیشیم. اما مسئله اونجاست که محور اصلی این عشق از اول تا آخر کتاب شhوت باشه که این اصلا خلاف واقعیته!
چون تو دنیای واقعی عشق سه مرحله داره، کشش اولیه(فوران hورmونهای جnسی)، هیجان دوره آشنایی(فوران hورmونهای هیجان و لذت) و در نهایت مرحله صمیمیت(که توش hورmونهای اعتماد و آرامش بیشتر ترشح میشن) یعنی حتی از نظر hورmونی هم مراحل یک رابطه عاshقانه کاملا شبیه نیستن! زمانی که رابطه کتاب کاملا برپایه شhوت باشه، دقیقا حس اینو میده که دو نقش اصلی توی مرحله اول قفل شدن و هنوز صرفا برای هم جذابن و همین براشون کافیه. در حالی که عshق حقیقی فقط یک سرگرمی نیست! یک تعهده! یک احساس عمیقه که برای پایداری به bلوغ و مهارت نیاز داره.
تازه بعضیا میگن شما دارید جلوی لzت زنانه جبهه میگیرید:/ به این بهانه که راوی بیشتر رومنتزیها زن هستن! بماند که اخیرا خیلیا دارن عshق در نگاه اول رو به عنوان تروپ دshمن به عاshق به مردم قاب میکنن. اونم چه دshمنیهایی؟ دشmنیهایی که بعضیهاشون عملا لجبازیهای بچگانه هستن و یا اگرم واقعا عامل مهمی داشته باشن، عوض تمرکز روی اون عامل فقط روی کشش جسمانی دو کاراکتر به هم تمرکز میشه. موضوع بعدی استفاده از یک بستر فانتزی با پردازش ضعیفه! تمرکز افراطی روی بعد عاshقانه حتی اگر روی اون بخش خوب کار بشه، به قیمت از بین رفتن بعد فانتزی و کمرنگ شدن شدید اون غلطه! خیلی از رومنتزیها مثلثهای عـshقیای هستن که صرفا یه جادو یا هیولا کنار کاراکترا تو دنیاشون وجود داره. درحالی که منطق جهانشون درست و کامل مشخص نیست و حتی سبک خود فانتزی داستان هم درست تعیین نشده.
نظرات بازدیدکنندگان (0)