سلام و درود به شما عزیران💙 اومدم با پارت سوم و اینکه خوشحالم که استقبال کردین، ممنونم💕
به طور خلاصه بگم.... اگه میخواین بدونین چه خبره، به این سه پستم سر بزنید🌚 حالا بریم سراغ شاهکاراتون🥰
آخرش عجیب شد ولی در کل خوب بود🌚
جذابه
این برای تبلیغات عالیه
سازنده این نوشیدنی اگه تبلیغ خواست باید به من و ایده پردازمون پول بده
اخیییی
کاغذ آخرش چرا سالمه😀
خیلی عجیب بود
((((((:
عکسشم ترسناک شددد😀😀
😀😀😀😀😀😀😀
من همیشه از دلقکا میترسیدم
ای بابا
الهییییی💔
غمگین بود((:
فلسفیه
خیلی جذابههعععع
این خیلی غمگینههههههه😭
واااییی💔💔😭😭
جوری که دوست داری ساخته میشه🤌
یوهاهاهاها
خیلی غمگین دوست دارین نه؟
جدا از داستان ولی گل رو خیلی خوشگل کشیده🥰
چون کوتاه بود خودم ادامه دادم 🌚
پیام آخر منو به وجد آورد 🥰
آره دیگه 😀
اصلا هیچی بهم ربط نداشت ولی دوسش داشتم🌚
بازم غمگین
پیام آخرش غمگینه
خی*انت خیلی دردناکه...
خاک تو سرت آقا گرگه 😀
جدی فازش چی بود؟
گیگیلی
زیباستت
اگه دیده نشد به بزرگی خودتون ببخشین
اخیییییی
اخییی فراوان
هیهیهی
خیلی شبیه اونا شده😀😂
جدی غمگین بود
هعیییییی
چه مادر عجیبی.. فکر کن بچتو دق بدی تا بره عشقشو پیدا کنه😭
نازننننن
گوگولیییییی
بچه باد دوست داشتنی🥰😭
😭😭😭😭😭
فقط چشمک آخر جادوگر😉
عجیبه...
واااححححح
کودکیه*
نگاه داداش بزرگه خیلی جذابه ولی بازم خیلی عجیب بود😭😭😭
خیلی خوب بودن😭😭😭🌚
این ادامش به خودم واگذار شد😂😂🥰
وااایییی😭😭😭
گیگیلیهههه
هیهیهیهیههی
جذابهههه
خیلی انیمه ای بود
پس انیمه ای شدد🥰🥰
ای باباباابابابابا
قلبم💔💔
هییییییی
همکاری خواهران کفش... وای میترسم دیده نشه😭
این خیلی خوب بودددد😭😭😭
خیلی بامزه شد... ممنون که داستان منو گفتی🩷
قشنگ بود
نخست؟
نخست؟!😭💕
عالی بود💓
راستی اسلاید هفت کاغذه چطوری تو بارون خمیر نشد🤣
خسته نباشییی
بوس بهت، ممنون💕
من یدونه دیگه هم بگم
یه شلنگ آتشنانی که کارش عالی بود و همه ی آتیش ها رو راحت خاموش میکرد اما یروز تو یه خونه که قرار بود آتیش رو خاموش کنه قاشق آتیش میشه و شلنگ مقاومت میکنه و چون قاشق آتیش شده بود خاموشش نمیکنه اما آتش نشان به زور شلنگ رو جوری میگیره که آتیش رو خاموش میکنه و شلنگ تا ابد به فکر این خودش قشقش رو نابود کرد افسرده میمونه
چه غمگین😀 بازم عاشقانه شد😭😂
آره دیگه کلا ذهن من اینه
وایییییییییی مرسی منم آوردی
💕
خیلی باحال بود فقط ایده من کووووو🥲🥲🥲( می شه پارت دو بسازی خیلی دوست داشتم
عزیز این گارت سه عه😀
وای وای وای مرسی که منم بودممممممم 😭✨💗
بوس بهت، ممنونم از شمااا
واو خسته نباشی چقدر زیاد بود اسلایس ها
مرسی ایده ی منم گذاشتیی
برای پارت بعدم موفق باشی!
خیلی ممنونم از حمایت و ایدت عزیزمم🥰
ممنونم
این ایده یهویی اومد تو ذهنم🧠😅:
دو نفر به نام بتی و اولیور قاشق هم شده بودن،ولی پسره مر.گ مغزی میشه!
بعد از ۱۱ سال بتی با یه دختری آشنا میشه و بعد مدتی میفهمه که اولیور قلبش رو به این اهدا کرده بوده😢
و اونا باهم دوستای خوبی میشن،ازاون به بعد دیگه بتی احساس میکنه اولیور همیشه پیششه...
_____
قاشقانه/غمگین 🥀
کم کم داره داستانا از عجیب به عاشقانه تبدیل میشه😭😭
ممنونم
آره واقعا😂😥