همونطور که از عنوان مشخصه قراره راجب کتابهای ترند حرف بزنیم.
هر چند وقت یکبار سروکلۀ یه کتاب ناگهان همهجا ظاهر میشه، از بوکسtاگرام و بوکtاک گرفته تا ویترین کتابفروشیها. بعد هم همون سؤال همیشگی مطرح میشه: «واقعاً کتاب خوبیه یا فقط ترنده؟»
از نظر خیلی از آدمهای ناآگاه کتابهای ترند بیخود و زردن! اما اصلاً اینطوری نیست! توی این پست میخواهیم بررسی کنیم و ببینیم چرا یه کتاب ترند میشه. بیشتر کتابهای ترند چند ویژگی مشترک دارن: 📖 از همون صفحات اول قلاب دارن. 📖 ایدهشون رو میشه توی یک جمله هیجانانگیز توضیح داد. 📖 احساسات شدید ایجاد میکنن: عshق، خشم، شوک، ترس یا هیجان. 📖 شخصیتهایی دارن که آدم یا عاshقشون میشه یا ازشون متnفر. 📖درام و خط داستانی مستقیم و بدون پیچیدگی عجیب دارند و مخاطب عام رو سرگرم میکنند. 📖 دربارهشون میشه بحث کرد و نظر داد. 📖 و البته بحث تبلیغات خوب و سنجیده.
اما آیا کتابهای ترند لزوماً زرد و بیارزشن؟ نه. بعضی از بهترین و ماندگارترین کتابهای کلاسیک یه زمانی بین مردم عام ترند بودند و کلی هم هیت میگرفتند و مسخره میشدن! در واقع ترند شدن بیشتر از اینکه نشانه کیفیت یا بیکیفیتی باشه، نشانه اینه که یک کتاب تونسته توجه تعداد زیادی از آدمها رو همزمان جلب کنه. وقتی یه کتاب بیش از حد محبوب میشود، توقعها هم ازش سر به فلک میکشه. برای همین خواننده کتاب رو برمیداره و با خودش فکر میکنه قراره شاهکار قرن رو بخونه اما در نهایت فقط یه داستان سرگرمکننده نصیبش میشه. اینجاست که توی ذوق خیلیها میخوره!
برای همین در مواجهه با کتابهای ترند دوتا نکته رو هرگز فراموش نکنید: 1. آیا اصلاً موضوع داستان به سلیقۀ من میخوره؟ (اینکه یه کتاب سلیقه من نیست مساوی نیست با بد بودنش!) 2. این کتاب رو اکثر آدمهایی که کتابخون نیستند پسندیدند و دوست داشتند نه منتقدهای ادبی درستوحسابی! یادتون باشه کتابهای ترند معمولاً سادهتر، سریعتر و احساسبرانگیزترند؛ ویژگیهایی که باعث میشه مخاطبهای زیادی رو جذب کنند. اما همین ویژگیها گاهی برای خوانندههایی که دنبال آثار پیچیدهتر و ادبیتر هستند، نقطه ضعف محسوب میشه!
البته این وسط یه سری آدم هم هستند که بهتره زیاد بهشون نپردازیم! وقتی همه دربارۀ یه کتاب حرف میزنن، مخالفت کردن راه سریعی برای جلب توجه میشه. و خب گاهی پشت بعضی از این هیتها این پیام پنهانه: «من سلیقهام از بقیه بالاتره.»
ناظر بودم