شاید یه کم نوشته؟
مرگ چیز عجیبه. وقتی انتظارشو نداری یهو سر میرسه، انگار حضرت عزرائیل چهار واحد غافلگیری تو دانشگاه ازاد واحد برزخ پاس کرده. اینه که به نظرم یکم رومخه. ولی شایدم خوبه، ها؟ اگه میفهمیدیم کی میمیریم اون موقع ترسناک نمیشد؟ هر روز بیدار بشی و بفهمی یه روزی به اون تاریخ موعود نزدیک تر شدی. شاید بگید:«خوبه که! میدونم چقدر وقت دارم! به همه کارام میرسم...» ولی به نظر من اگه بفهمیم کی میمیریم انقدر غمباد میگیریم که کلا کاری نمیکنیم... در ضمن همین الانم مگه غیر از اینه؟ هر روز به اون روز موعود نزدیک تر نمیشیم؟
به نظرم مهم تر از مرگ نحوه مواجه شدن ما با اونه... خیلی ها اونو میپذیرن، خیلی ها ازش فرار میکنن، و البته بعضی ها به استقبالش میرن..... چی باعث میشه واکنش ها انقدر متفاوت باشه؟ قبلا فکر میکردم آدما از مرگ میترسن، از پایان زندگی، از نیست شدن. ولی الان فهمیدم که این از دست دادنه که آدما ازش میترسن، و مرگ بزرگترین از دست دادن کل مسیر یه انسانه. فرض کن کلی سال زحمت کشیدی و به جایی رسیدی، بعد یهو عزرائیل میاد میگه:«مشتی زمانت تموم شده، جمع کن بریم...» د اخه مشتی....
پس فهمیدیم چرا آدما از مرگ میترسن، ولی چرا بعضیا به استقبال اون میرن؟ به نظرم اینا برعکس دسته قبلین، یعنی خیلی هم خوشحال میشن این چیز هایی که دارن رو از دست بدن! مشکلات، ناراحتی،زخم های روحی، کوفت، زهرمار..... کی دلش میخواد اینا رو داشته باشه، ها؟ شاید اگه منم همه اینا رو داشتم یه روز رد میدادم و گوشی رو برمیداشتم و زنگ میزدم آژانس مسافر بری بزرخ- دنیای فانی و میگفتم:«ببخشید، یه ماشین میخواستم..»
البته یه عده ای هم هستن که کلا کاری خاصی مواجه با مرگ نمیکنن، اینا فهمیدن که همه چیز یه روز تموم میشه، زور زدن برای فرار فایده نداره، چون راه فراری نیست، چه از مرگ، چه از زندگی. اینا میذارن همه چیز به وقت خودش تموم بشه. وقتی عزرائیل در خونشون رو بزنه و بگه:«وخی داسم باهات کار داره......» اینا یه لبخند میزنن و یه کشو قوس به بدشون میدن(شاید یه خمیازه هم بکشن؟) و همراه عزرائیل میرن.
ممکنه بپرسید، عمو تو کجای این چرخهای؟ باید بگم به شما چه. هه هه هه شوخی کردم. روز هایی بود که اگه بهم شماره اون آژانس رو میدادن شاید منم بهشون زنگ میزدم، ولی الان؟ الان یه دلیل خیلی خوب برای بودن رو این دنیای فانی دارم.یه فرشته..
سپاسگزارم که تا اخر این پست همراه من بودید. مقداری خزعبلات بود که تایپ کردیم. حواستون به خودتون باشه و سعی کنید از زندگی تون لذت ببرید. چون معلوم نیست دفعه بعدی که زنگ در رو شنیدید عزرائیل پشت در باشه یا نه.... بدرود!
اسلاید اضافه 🗿💔
جالبه...
پز و پخت کردی که 🍋لی