در فضای فارسی، خیلی از شعرهای کوتاه به اشتباه «هایکو» نامیده میشوند. اما هایکو، تانکا و رِنگا هرکدام تاریخ، ساختار و روح متفاوتی دارند.
هایکو (俳句 | Haiku) وقتی اسم شعر ژاپنی میآید، احتمالاً اولین چیزی که به ذهن خیلیها میرسد «هایکو» است. اما هایکو فقط یک شعر سهخطی کوتاه نیست؛ پشت این سادگی، یک سنت چندصدساله وجود دارد. هایکو در قرن هفدهم از دل شعر زنجیرهای ژاپن، یعنی «رِنگا»، بیرون آمد و بعدها به قالبی مستقل تبدیل شد. کسی که بیش از همه باعث شناخته شدن آن در جهان شد، شاعر بزرگ ژاپنی، ماتسوئو باشو بود. یک هایکوی سنتی معمولاً سه ویژگی دارد: ساختار ۵-۷-۵ (بر اساس واحدهای آوایی زبان ژاپنی) اشارهای به فصل یا طبیعت (که به آن «کیگو» میگویند) نشان دادن یک لحظه، به جای توضیح مستقیم احساسات در هایکو معمولاً شاعر نمیگوید «غمگینم» یا «دلم گرفته». او فقط یک تصویر میسازد و اجازه میدهد خودمان احساس را از آن بیرون بکشیم.
هایکوی مشهور باشو (Matsuo Bashō) ژاپنی: 古池や 蛙飛び込む 水の音 خوانش: Furu ike ya kawazu tobikomu mizu no oto معنی واژهبهواژه: برکهی کهن... قورباغهای میجهد صدای آب این شاید مشهورترین هایکوی تاریخ باشد. اتفاقی که در شعر میافتد خیلی ساده است: سکوت یک برکه با صدای پریدن قورباغه شکسته میشود. اما همین لحظهی کوچک، تضاد زیبایی بین آرامش و حرکت ایجاد میکند.
در زبان فارسی هم سرودن هایکو غیر ممکن نیست.. فقط باید بتوانید برای هر سطر تعداد هجا ها رعایت کنید سطر اول ۵ هجا سطر دوم ۷ هجا و سطر سوم ۵ هجا برای مثال یکی از شعر های هایکوی که من سرودم: آیینه ی ما دیدگان غم ما شادی بسرای.
تانکا (短歌 | Tanka) اگر هایکو شبیه یک عکس از یک لحظه باشد، تانکا بیشتر شبیه یک یادداشت شخصی یا نامهای کوتاه است. تانکا قدمتی طولانیتر از هایکو دارد و قرنها پیش در میان شاعران دربار ژاپن رواج داشت. در این قالب، شاعران درباره عشق، گذر زمان، دلتنگی و زیباییهای زودگذر زندگی مینوشتند. ساختار تانکا پنج سطر دارد: ۵-۷-۵-۷-۷ در سه سطر اول معمولاً تصویری از طبیعت یا یک اتفاق دیده میشود و دو سطر پایانی، واکنش یا فکر شاعر را به آن اضافه میکند.
تانکای اونو نو کوماچی (Ono no Komachi) ژاپنی: 花の色は 移りにけりな いたづらに 我が身世にふる ながめせしまに خوانش: Hana no iro wa utsuri ni keri na itazura ni waga mi yo ni furu nagame seshi ma ni ترجمهی نزدیک: رنگ گلها بیهوده دگرگون شد، در این جهان؛ در حالی که من در اندیشهی گذر زمان بودم. کوماچی یکی از مهمترین شاعران زن تاریخ ژاپن است و شعرهایش اغلب درباره عشق، پیری و گذر زمان هستند. اینجا یک بازی زبانی هم وجود دارد: واژهی furu (ふる) هم میتواند معنی «باریدن» بدهد و هم «سپری شدن عمر». کوماچی از همین دوگانگی برای ساختن حس گذر زمان استفاده میکند. یک نکته جالب هم این است که شعرهای ژاپنی را وقتی با حروف اصلی میبینی، خیلی از آن «سادگیِ بیش از حد» که در ترجمهها دیده میشود، کمتر میشود؛ چون وزن، چندمعنایی و ارتباطشان با فرهنگ ژاپن داخل خود زبان پنهان است.
برای سرودن تانکا بازهم باید تعداد هجا ها رعایت کنیم اما باید به این هم توجه کنیم که سه سطر اول یک تصویر بیرونی و دو سطر آخر حال و هوای درونی شاعر باشد. پس: سه سطر اول: یک تصویر بیرونی (برف، شاخه، صبح) دو سطر آخر: بازتاب درونی شاعر (خاطره و دور شدن) تانکا معمولاً جایی بین «دیدن جهان» و «حرف زدن با خود» ایستاده؛ برخلاف هایکو که بیشتر دوربین را روی یک لحظه نگه میدارد، تانکا اجازه میدهد بعد از آن لحظه، کمی به دل شاعر هم سر بزنیم.
رِنگا (連歌 | Renga) رِنگا یکی از جالبترین قالبهای شعر ژاپن است؛ چون برخلاف هایکو و تانکا، معمولاً کار یک شاعر تنها نیست، بلکه یک شعر زنجیرهای و گروهی است. در یک مجلس شعر، چند شاعر کنار هم مینشستند و شعر را مرحلهبهمرحله میساختند. شاعر اول بندی با ساختار ۵-۷-۵ میسرود که به آن هوکّو (発句 | Hokku) میگفتند؛ شاعر بعدی با بندی ۷-۷ پاسخ میداد و این زنجیره ادامه پیدا میکرد. ساختار آغازین رِنگا: ۵-۷-۵ (هوکّو — شاعر اول) ۷-۷ (پاسخ شاعر دوم) ۵-۷-۵ (شاعر سوم) ۷-۷ و ادامه... نمونهای از یک رِنگای کلاسیک: بند اول — ماتسوئو باشو (Matsuo Bashō) ژاپنی: 初しぐれ 猿も小蓑を ほしげ也 خوانش: Hatsu shigure saru mo komino wo hoshige nari English: First winter shower — even the monkey seems to want a little straw coat. ترجمه: نخستین باران سرد زمستان؛ حتی میمون هم انگار کتی کوچک از کاه میخواهد. این بند همان هوکّو است؛ یعنی آغاز رِنگا، و دقیقاً الگوی ۵-۷-۵ را دارد. بند دوم — کیکاکو (Kikaku) ژاپنی: そぞろ寒さの 日暮れなりけり خوانش: Sozoro samusa no higure narikeri English: A wandering chill at the fading of the day. ترجمه: سرمایی آرام و پراکنده، هنگام فرارسیدن غروب. این بند با الگوی ۷-۷ به شعر قبلی پاسخ میدهد و مسیر تازهای برای ادامه باز میکند. نکتهی جالب دربارهی رِنگا این است که هر شاعر نباید فقط ادامهدهندهی جملهی قبلی باشد؛ باید هم ارتباط را حفظ کند و هم تصویر جدیدی بسازد. به همین دلیل رِنگا بیشتر شبیه یک گفتوگوی شاعرانه است تا یک شعر معمولی. بعدها همین بند آغازینِ رِنگا، یعنی هوکّو، از زنجیره جدا شد و به تدریج به قالب مستقلی تبدیل شد که امروز آن را هایکو مینامیم.
کسی نگفت فرصت
پس فرصت ؟
چه قدر قشنگ و جالب بود
موفق باشینن🙌🏻
جدید و خیلی جالب بوددد🤌
ممنونن
❤🫂