سلام سلام! یک عکس از پسر گلمون توی نتیجه داریم✨️
بسیار خسته هستم. امروز در کنار کار طاقتفرسایی که داشتم، صدا هم بارها هشدارهای تکراریای مثل: اگر چپ بروی صاحب کارت میم.یرد، اگر راست بروی سیرک آتش میگیرد، مغزم را مانند نبرد قیچی دربرابر کاغذ تکهتکه کرد.
در اتاق چند متری کوچکم نشستهام. میز قهوهای گوشه دیوار بغل تختم مکانی است برای نوشتن یا برنامهریزی کارهایم. نور کم چراغ مطالعه، تخت نامرتبم را کمی روشن میکند. لباس دلقکی مسخرهام را هنوز برتن دارم. کت و شلوار قرمز و سفید راهراه به علاوه کلاهی دراز و قرمز.
به در حمام نگاهی میاندازم. بلند میشوم و برداشته شدن وزنم از روی تخت باعث ایجاد صدای قیژقیژ بلندی میشود. اینجا انقدر قدیمی هست که حتی بدون حرکت هم صداهای عجیب خرابشدگی و پوسیدگی بدهد.
وارد حمام میشوم. نور سفید لامپ همه جا را روشن میکند. فکر میکنم تنها چیز سالم در اینجا این چراغ است، چون حتی من هم با این افکارم ناسالم به نظر میآیم.
در آیینه کثیفی که پر از جای انگشت و ترک کوچکی در گوشه بالای سمت چپ دارد به خود نگاه میکنم. برخلاف دلقکهای دیگر بسیار لاغر هستم و پوست بسیار سفیدم مرا مانند ج.سد نشان میدهد. من یک زال هستم و موهای سفیدی دارم و برخلاف کل بدنم چشمان طوسی دارم.
یک عجیبغریب که در دوران کودکی هم همه بچهها به او میگفتند:«برو اونور عجیبالخلقه!» یا «میشه این مرموز سر میز ما بشینه؟» حتی یک روز هم نبود که کسی بخواهد با من دوست شود. همهاش به خاطر پوست و موی سفیدم و دوم به دلیل اینکه به مشاور مدرسه درباره صدای سرم گفتم، او به پدر و مادرم گفت و آنها هم مرا به پرورشگاه فرستادند و بعد... خبرش در کل مدرسه پیچید.
یاد دارم وقتی تنها ده سال سن داشتم در مدرسه به دلیل فشارپایین بیهوش شدم. به دلیل پوست بیش از اندازه سفیدم ناظم فکر کرد مردهام. وقتی به هوش آمدم هزاران ناسزا نثارم کرد و مرا در راهرو با دهها چشم خیره تنها گذاشت.
رنگ یاسی روی پوستم... وقتی شیر آب را باز میکنم صدای شرشر آن فضای ساکت اتاق را پر میکند. با صابون سادهای صورتم را میشوییم. میتوانم حس کنم که سنگینی رنگ از روی سیمایم پایین میرود. صورتم حالا سبکتر از پر است. سرم را بالا میآورم... همان سفید همیشگی.
کلاه را درمیآورم و چندی بعد کل لباسهایم. به سمت دوش حمام میروم. آب را باز میکنم و میگذارم قطرههای آب خستگیها را از تنم پاک کند. کاش میشد که بتواند افکارم را هم پاک کند.
فرصت؟