این گزارش تلاش میکند فراتر از پاسخهای کلیشهای که شاید هر تاریخنگار یا کارشناس میدهد به لایههای پنهان این بیعلاقگی بپردازد؛ لایههایی که ریشه در آموزش، روایت، رسانه، اعتماد عمومی و حتی روانشناسی نسل جدید دارد
اولین گزاره بیمیلی نسبت به تاریخ «مدرسه» بود مطمئنا اولین گزاره برای بیمیلی جوانان به تاریخ نخستینبار در مدرسه بود که درس تاریخ به دانش و اطلاعاتی غیرجذاب تبدیل شد. البته نه به این خاطر که محتوای تاریخ جذابیت ندارد بلکه بهدلیل شیوه روایت آن بود که نوجوانان و جوانان از این درس شیرین و اتفاقا متفاوت زده شدند، چون تاریخ در کلاس درس، اغلب مجموعهای از وقایع خطی بود که بدون پیوند با موضوعات و رویدادهای امروزی و حتی بدون پرسش و چرایی و همچنین بدون امکان تردید موضوع مهم تاریخی را روایت میکرد، از همین رو طبیعی است علاقهای که بر پایه اجبار شکل بگیرد، دوام نداشته باشد. چون تمرکز بر حفظ کردن تاریخها و نامها، جای فهم تصمیمها و پیامدها را گرفت. در نتیجه تاریخ به یک درس شب امتحانی برای قبولی در دورهای مدرسه در ذهنها نقش بست.
حذف روایتهای مردمی یکی از خطاهای موجود یکی از دلایل اصلی فاصله جوانان با تاریخ شاید نوع روایت آن بود. انگار تاریخ فقط جنگ روایت قدرتها به حساب میآمد؛ روایت پادشاهان، جنگها، قراردادهای بزرگ و تصمیمگیریهای کلان شخصیتهای بزرگ ولی خلا انسان در این روایتها تاریخ را برای جوانان از درون تهی کرد انگار مردمی که زیستهاند در جنگ روایتها گم شدهاند. در حالیکه جوان امروز با روایت انسانها ارتباط برقرار میکند، در اصل وقتی تاریخنگار تجربه زیسته انسانها را نادیده میگیرد یا لابهلای اتفاقات گم میکند، امکان همذاتپنداری افراد را از بین میبرد و گذشته به مفهومی انتزاعی بدل میشود؛ مفهومی که لمسپذیر نیست و بنابراین جذاب هم نخواهد بود.
حذف روایتهای مردمی یکی از خطاهای موجود یکی از دلایل اصلی فاصله جوانان با تاریخ شاید نوع روایت آن بود. انگار تاریخ فقط جنگ روایت قدرتها به حساب میآمد؛ روایت پادشاهان، جنگها، قراردادهای بزرگ و تصمیمگیریهای کلان شخصیتهای بزرگ ولی خلا انسان در این روایتها تاریخ را برای جوانان از درون تهی کرد انگار مردمی که زیستهاند در جنگ روایتها گم شدهاند. در حالیکه جوان امروز با روایت انسانها ارتباط برقرار میکند، در اصل وقتی تاریخنگار تجربه زیسته انسانها را نادیده میگیرد یا لابهلای اتفاقات گم میکند، امکان همذاتپنداری افراد را از بین میبرد و گذشته به مفهومی انتزاعی بدل میشود؛ مفهومی که لمسپذیر نیست و بنابراین جذاب هم نخواهد بود.
روایتهای یکدست و گرفتن داوری منصفانه! در مراحل بعدی نخواندن تاریخ و حتی جذاب نبودن تاریخ، فقط به مسئله آموزش برنمیگشت از دیگر دلایل آن این بود که آن بخش از روایتهای تاریخی که تعریف میشد برای تعدادی از نسل جوان قانعکننده نبود و داوری درست را از آنان ربوده بود چون روایتهایی که وجود داشت بیش از حد قطعی و بدون شکاف ارائه میشدند، یعنی هر شخصی روایتی از تاریخ داشت با عینک خودش به وقایع نگاه میکرد که آن روایت تاریخی بیشتر شبیه به یک موضعگیری بود تا برشی از یک برهه تاریخی. از همین رو احتمال میرفت در چنین فضایی غیرقابل پذیرش، واکنش بسیاری از جوانان رفتن پی روایت دقیقتر نباشد تا جستجوی موشکافانهای نسبت به تاریخ داشته باشند بلکه کنار گذاشتن کل تاریخ بود و تاریخ به دانشی تبدیل شد که «احتمالاً کامل گفته نمیشود» و همین احتمال برای فاصله گرفتن کافی بود.
شبکههای اجتماعی؛ جایگزین برشهایی از روایتهای نامعتبر خلأ روایت معتبر، خیلی زود با محتوای شبکههای اجتماعی پر شد و به راحتی بخشهای منقطع شده تاریخی در این فضا بازتولید شد، مثلا یک ویدئوی کوتاه، یک نقلقول نامعتبر و یک مقایسه ساده میان امروز و گذشته همه رخدادها و رویدادها را وارونه و بدون حقیقت نشر داد و این محتواها، بهجای «فهم تاریخی»، «حس دانستن» تولید کردند. جوانی که چند کلیپ دیده، تصور میکند گذشته را میشناسد؛ در حالی که زمینه، تضادها و پیچیدگیها حذف شدهاند حتی هوش مصنوعی هم به کمک فضای مجازی آمد و بازوی اصلی این نامعتبر شدن در اطلاعات تاریخی شد.
مسئله، کمبود وقت نیست! برخلاف تصور رایجی موجود که جوانان امروز از متن طولانی یا تحلیل فراری هستند اتفاقا تجربه رسانهها نشان داده اگر محتوا صادقانه، دقیق و چندلایه باشد، مخاطب خود را پیدا میکند. آنچه کمرنگ شده، اعتماد به این است که تاریخ واقعاً قرار است چیزی را روشن کند؟ آیا راوی همه اتفاقات را بدون پیشداوری روایت کرده یا تحلیلهایی آورده که تاریخ نصفه و نیمه روایت شده است، وقتی گذشته کاملاً تطهیر میشود یا مطلقاً سیاه نشان داده میشود، تاریخ کارکرد تحلیلیاش را از دست میدهد و همینطور که شاهد هستیم به میدان جدلهای امروزی کشیده میشود.
ینی فقط من دیوونه تاریخم؟ 🥀💔
نه برار منم هستم که اینو گذاشتم
عه وا اشتباه شد🤡🤡
و منی که در قالب اسلایس این سوالو پرسیدم و مورد عنایت قرار گرفتم
تو لحنت بد بود🫵
🗿
منی که عاشق تاریخم و یادگیریش برام مثل آب خوردنه!
اگر چیزی رو کم و زیاد عوض نکن اون وقت میام تاریخ می خونم🤝🏻
من خودم عاشق تاریخم به شرطی که خیلی چیز ها رو عوض نکنن
تاریخ رو میپرستم در صورتی که تغییرش ندن و ازش امتحان نگیرن