درود بر شما دوستان عزیز این بازی به نام دلتارون به مدت خیلی طولانی ترند بود و بنده متوجه شدم که لازمه برای شما کاربرای تستچی که از باس فایت تایتان گذر نکردید راجب پایان اصلی متن بزارم
همینطور که در تصویر اول میبینید سخترین قسمت کل تاریخ دلتارون رو با Hp های ناعادلانه بعد از ۳۵ تلاش و ماه ها پیرروز شدم در تصویر دوم تایتان به شدت اسیب دید اما بطور عجیبی با ته مونده ی power of susie تونستم ۷۸ درصد از hp تایتان رو نابود کنم در کمال ما باوری تایتان به خودمانی رسید اما در اخر در اون لاکپشت پیر مهربون مثل تصویر سوم وارد شد و قهرمانانه کاری نکرد(بله فقط تماشا کرد)اما سعی خودشو کرد وقتی hp ها تموم بشه ما رو درمان کننه
در تصویر اول بعد از کلی تلاش و چند دقیقه بازی متوجه شدم در چرخه بی پایان گیر افتادم اما پس از مدتی سوزی خسته شد و ایده داد و بعد از کلی جنگ و دعوا داخل شکم تایتان پرید و قلب اصلی مثل وقتی میازیم تکه تکه شد و تایتان رو از درون نابود کرد بعد از کلی تمیزکاری و سختی عکس سوم اومد و خب به ما شک میکنه که چرا اصلا اون قلب از روحمون به وجود اومده پس کریس با اشاره به لاکشت پیر بحث رو عوض کرد
بعد از گشتن از راه روی پایانی چپتر چهارم بالاخره از متن ها داستان رو متوجه میشیم که گویا رالسی یه خائن بوده و تمام مدت طرف تایتان بود
در راه متوجه میشیم که سوزی از روی عصبانیت زده شیشه رو شکونده و خب ما دور بودیم و سوزی هم براش عادی بوده که شیشه بشکنه از عصبانیت پس در ادامه رالسی داشت عذرخواهی میکرد مثل تصویر اول و دوم بعد از دعوا سوزی بالاخره کنار اومد و رفت و خب با دست زخمیش اشک از گونه ی رالسی پاک کرد و رد خون باقی موند توبی فاکس مثل همیشه یک رفتار احساسی بعد از باس فایت قرار داده
بالاره به پایان ماجراجویی رسیدیم و در تصویر اول از دنیای تاریکی به زندگی خودمون بر میگردیم در تصویردوم قلب بازی کن میاد و مثل همیشه تلپورت میشیم به دنیای اصلی در تصویر سوم داخل کلیسا از خواب بلند میشیم و شاهد این هستیم که تنهاییم و کلیسا رسما نابود شده
در تصویر اول داخل کلیسا رو کشتیم اما خبری از اوریل نبود گویا مادر عزیز(اوریل) فرزند عزیزش کریس رو اینجا ول کرده و رفته در تصویر دوم میبینید رفتیم و ایتم ها رو کشف کردیم همچنین تصویر سوم و بله گویا حسابی اسیب دیده بودیم در حدی که انگار کریس نیاید حتی راه بره پس کارکتر خیلی کند شده بود و با تمام زور کل شهر رو تا خونه طی کرد تصویر چهارم همون در ورود بود که سوزی جلومونو گرفت و نذاشت وارد بشیم و پنجم البته که خونه خودمونه اما کویا مهمون داریم
مثل همیشه غیر قابل پیشبینی بودن دلتارون میریم خونه و میبینیم سنس مهمونه و گویا اوریل و سنس با هم دوست شدن و کریس زخمی اومد خونه و کسی اهمیت نداد سوزی هم رفت خونشون
مثل تصویر اول بنده میخواستم از خونه بزار برم بخواطر این رفتار ناپسند توریل اما گویا بازی اجازه نمیده تصویر دوم و سوم هم میبینید که کریس به اتاقش میره و مثل همیشه با تروما های خودش دست و پا میزنه
صدا های درون ذهن کریس اونو وادار میکنن که بازیکن حتما باید ببازه پس به زور میخواد ما رو پرت کنه پایین از پنجره که...
و در اخر بازی بهمون یاد اوری میکنه که باید زنده بمونیم و امید داشته باشیم برای رالسی سوزی و همه هیولای بازی و پایان چپتر 💔
امیدوارم این پست یک شوخی بوده باشه وگرنه به معنای واقعی کلمه توی asylum گیر افتادیم🤡🙏
میشه بدونم چجوری تایتان رو شکست دادی؟
یعنی خب نکته خاصی بوده؟ تجربه ای داری؟
دادا اون گذینه هست که نور زیاد میکنه
اونو فقط بزن🎀
آره میزنم از اون لحاظ اوکیه ولی بازم حس میکنم یکم قلق داره
TP رو ببر بالا
بعد یه گزینه ای باز میشه
اونو بزنی سپر تایتان میره
بعد میتونی بزنیش
این عمل رو سه بار تکرار کن
بار چهارم اون مرد پیره هم میاد
بعد یکم بگذره تو act میاد Susie idea
اونو بزن سوزی پرتت میکنه میری تو تایتانه
بعدش تموم
مرسیییی
(یا خدا تا اونجا برسم فسیل میشم که-)
عالی بود
👌
🫵🎀
کاربر گاد ❤❤
خودت🥹🛐
عالی بووود
فداتتتت
عاللیییییییییییییییی
گیلیلیلیلیلی💃💃🎀
عالی بود🌸
تشکر🎀💃