سلامم سلامم اومدم شخصیت های داستانم رو معرفی کنم و یکم خلاصه کوچیک از زندگی قبلیشون و الان بدم 🥰 اگه دوست داشتین ببینین و داستانم رو دنبال کنین مطمئنم پشیمون نمیشین🥰💖
خب اول بگم که داستان حول محور قبیله آرموند اتفاق میفته و اونجا یک شهربازی متروکه هست که مردم در آخرزمان زامبی ها برای خودشون پناهگاه درست کردند. (حالا توی عکسی که گذاشتم زیاد زندگی توش مشخص نیست ولی شما با تخیل خودتون میتونن زندگی رو توش ببینین🥰) اهالی آرموند که از وقتی مایا بهشون ملحق شده 36 نفر شدند. (اسلاید های بعدی میگم چه اتفاقایی افتاده) رهبرشون اسکار است و دست راست اسکار، واران یک پسر 32 ساله که اسکار مثل چشماش بهش اعتماد داره. تقریبا یک سال و 5 ماه میشه که اسکار همراه افرادش به این مکان منتقل شدند و مایا یک سال میشه که اسکار رو پیدا کرده. این یعنی از نابودی جمهوری اون زنه کله زرد موکوتاه یک سال میگذرد. (زیاد به اینا توجه نکنین، تو سریاله و یجورایی بهم ربطشون دادم😂😭 توی پست قبلی هم گفتم به خود سریال ربط داره یجورایی ادامه و اسپین آفی جداست❤️)
سلنا دیکسون یکی از شخصیت اصلی داستانم هست.🏹 قبلا راجبش براتون توی پست قبلیم توضیح دادم چه زندگی داشته و چه آشناییتی با 11 فصل اصلی مردگان متحرک داره🥰 اهل الکساندریا هست و برای معامله کالا ها به آرموند اومده🫱🏻🫲🏼 یک شخصیت ناجی، مهربون و جنگجو داره🔥 راستش برای شخصیتام تایپ شخصیتی MBTI هم مشخص کردم ((: تایپ شخصیتی سلنا، ENFP هست 🤍
مایا جولنز 6 سال پیش گروه دروگرها (پاپ) که خواهر مایا (لیا) هم جز این گروه بوده، کل خانوادش رو کشته! از جمله شوهرش اسکار و پسر 7 سالهاش. او توی این سال ها فقط به فکر انتقام بوده و بالاخره با کمک گروه دریل و بقیه تونست انتقام این دردی که کشیده رو بگیره 💔🔥 (این تیکه انتقام و گروه دروگرها و لیا همه توی سریال اصلی واکینگ دد هست، من فقط مایا رو اضافه کردم🔥🥰) مایا طعم تلخ از دست دادن را بارها چشیده، اما میفهمه که همسرش اسکار توی اون اتفاق تلخی که در بهترین زمان زندگیش براش اتفاق افتاد جون سالم بدر برده و زندست. و یک قبیله ساخته به اسم آرموند(: شخصیت حمایتگر و جدی و مهربونی داره و چون توی دانشگاه اسلحه سازی خونده میتونه اسلحه و مهمات زیادی رو بسازه که شامل اسلحه های گرم و سرد و گلوله و فشنگ و هرجور سلاحی برای مبارزه🛠️🔥 تایپ شخصیتی مایا، INFJ هست🤍
اسکار جولنز خب ایشون همسر مایا هستند همونی که فکر میکرد توی این 5 سال مُرده ولی بعد این سال ها پیداش کرد. 😭 باید بگم که رهبر قبیله آرموند هست و یک شخصیت حمایتگر و کمی شوخ داره🥰 بیشتر جزئیات رو توی داستان میفهمین🫱🏻🫲🏼👀 تایپ شخصیتی اسکار، ENFJ هست🤍
هوانگ واران دوست و دست راست اسکار هست. همونجوری که گفتم اسکار مثل چشماش بهش اعتماد داره👀 یجورایی واران و سلنا از هم خوششون میاد اما خب شرایطی که این دو دارند، چون توی یک قبیله نیستند و راهشون دوره هنوز اتفاقی بینشون نیفتاده فقط در حد کراش زدن و این حرفاست 🫀 شخصیت محافظ و آروم و تقریبا جدی داره ولی همیشه میتونی روش حساب کنی💖 تایپ شخصیتی واران، INTJ هست🤍
لئوناردو پریرا بیشتر توی داستان لئو صداش میکنند. همسر و دو تا پسر کوچیک داره. مرد خانواده دوست، همکار مایا توی ساخت اسلحه و سلاح های گرم و سرد هست 🛠️ توی قبیله آرموند با خانواده زندگی میکنه. شخصیت قوی و وفاداری داره! اسم زنش جِسیان و پسراش جسپر و جیمی هست 💖 عکسی از خانوادش ندارم شما میتونین خودتون تصور کنین. تایپ شخصیتی لئو، ISTP هست🤍
کنت ژاک من واقعا نمیدونم اسمشو چجوری تلفظ کنم چون من خودم کُنت میخونم😂😭 بعضی جاها کَنِت هم میگن ولی خب من با کُنت راحتترم.. شما هم هرجور بخونین مشکلی نیست🫱🏻🫲🏼 این آقا بیشتر دوست دارم توی داستان باهاش آشنا بشین تا اینکه من خودم ازش براتون بگم. فقط بگم شخصیت مرموز و آروم اما مهربونی داره. توی قبیله دیگری به اسم 'لوناریس' زندگی میکنه که توی داستان براتون میگم💖 تایپ شخصیتی کنت، INFJ هست🤍
استیو شیفر همراه و همسفر سلنا هست. بهم نزدیک هستند یجورایی استیو مثل برادر کوچیکه سلنا هست و خیلی دوسش داره🥰 سلنا و استیو که اهل قبیله الکساندریا هستند، باهم برای معامله های محصولات کشاورزی و اسلحه به قبیله ها میروند که آرموند و لوناریس جز این قبیله ها هست🌸🫱🏻🫲🏼 شخصیت مهربون (همشون مهربون شدند😂) و حمایتگر داره. یجورایی میخواد همش مراقب سلنا باشه اما سلنا همیشه مراقبشه😭 تایپ شخصیتی، ISFJ هست🤍
ادوارد کرو خب رسیدیم به ویلن داستان به اسم ادوارد ((: این آقا رهبر فرقه بسیااارر مذهبی به اسم پارتیزان هست. (فرقی نمیکنه چه مذهبی میتونن یهودی درنظر بگیرین و اصلا قصد توهین به این مذهب رو ندارم فقط یکی از تخیلات ذهنی من این داستان نوشته شده🥰🫱🏻🫲🏼👀) این مرد دچار توهم و خود بزرگبینی شده و میگه: من برگزیده خدام و خدا با من حرف میزنه... همه رو به راه راست هدایت میکنم و کسی که گوش نداد رو میکشم. 👀 شخصیت سادیسم و مریض و کنترلگری داره. یکی از سرگرمیهاش بازی کردن با اسم های اسیرهایی هست که برای بردگی میگیره. اینجوری میتونه اونارو رام کنه و سرباز خودشون کنه... خلاصه خیلی مریضه🫱🏻🫲🏼 تایپ شخصیتی ادوارد، INTJ هست🤍
یوشِع..... یک سرباز پارتیزانی. فامیل خاصی نداره و انتخاب نکردم حتما دلیلی داشته 👀 سرباز پارتیزانی که به ادوارد نزدیک هست و کارهایش را انجام میده. شخصیت آروم و جدی دارد ولی در برابر ادوارد همیشه ساکته. تقریبا همه سربازان از ادوارد میترسند و پیرو حرفهایش هستند. از جمله یوشع 👀 تایپ شخصیتی یوشع، ISFP هست🤍
(از اینجا به بعد فرعی هارو میگم) آنا نیلسون مادر یک دختر هست که اسلاید بعد بهتون نشون میدم. آنا در قبیله لوناریس زندگی میکند 🫀 شخصیتی کمی احساسی ولی قوی دارد. توی لوناریس تقریبا رهبر اونجاست. تایپ شخصیتی آنا، ESFJ هست🤍
لیلیث نیلسون دختر آنا هست و در قبیله لوناریس زندگی میکند. شخصیت آروم و وابسته به مادرشه. شاید فکر کنین چرا خودش بلوند و مادرش پوست تیرهای داره، باید بگم خب لیلیث رو از بچگی پیدا کرده و اونو بزرگ کرده🫀 تایپ شخصیتی لیلیث، INTP هست🤍
خب این سه نفر جز افراد لوناریس هستند🫀 سایریس و جاناتان نگهبانان لوناریس هستند. اما رومن زیاد جنگیدن بلد نیست فقط توی کشاورزی به اهالی کمک میکند👀 تایپ شخصیتی اینا از راست میشه، ESTJ, ESTP, ESTJ هست🤍
آنتوان وایت آخرین شخصیت داستانم🫱🏻🫲🏼 البته توی آرموند زندگی میکند و یکی از نگهبانان اونجاست🔥 زیاد به بقیه اعتماد نمیکنه چون فکر میکنه همه میخوان بهشون حمله کنند ولی یجورایی وفاداره و روی حرف اسکار هیچوقت حرف نمیزنه و پیروی میکنه🫱🏻🫲🏼 تایپ شخصیتی آنتوان، ESTP هست🤍
خب اینم از شخصیتهای داستانم میدونم خیلی زیاد شدن😭 ولی جدا از این حرفا اصلا نیازی به یاد گرفتن فامیلاشون نیست فقط همینجوری میخواستم کامل باشه، واسشون فامیل انتخاب کردم ((: توی این عکس هم میتونین اسم واقعی بازیگرانی که توی داستانم انتخاب کردم رو هم داشته باشین، اگه خواستین با بازیگران آشنا بشین. 🥰🫀🔥 این شخصیت هایی که عکسشون رو گذاشتم، اصلی ها بودند و باقی اسامی زمانی که توی داستان بهشون اشاره شد اگه مهم بودن یک اسلاید معرفیشون میکنم❤️🫱🏻🫲🏼
نظرات بازدیدکنندگان (0)