1 ماه پیش 4 اسلاید 86 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (2)
  • عزیزم ایده ات قشنگ و جالبه
    فقط یه کاری که باید بکنی اینه که یکم از جزئیات داستان هم بگی
    مثلا
    ساکورا منتظر لونا و نیکه که بیان خونه‌ و باهم پیتزا درست کنن.🍕
    لونا از خرید بر میگرده. همینطور که وسایل رو روی اپن آشپزخونه میذاره میپرسه:
    لونا:نیک هنوز نیومده؟
    ساکورا شونه ای بالا انداخت.
    ساکورا: نه بهش زنگ زدم گفت تو راهه.
    لونا: اهمم باشه.
    مدتی میگذره. ساکورا روی کاناپه نشسته بود و با نگرانی کنترل تلوزیون رو توی دستش میچرخوند
    ساکورا: چرا نیک نمیاد!؟
    لونا به ساعت نگاه کرد
    لونا: نمیدونم دیر کرده.

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.