-درود- امیدوارم که حالتون خوب باشه، اومدم با پارت دوم داستان جزیره آرزوها . ممنون میشم اگر حمایت کنید.
بعدش از دور قایقی رو دید که با یه موسیقی پر سروصدا داشت نزدیک می شد و روی قایق پسری با تیشرت صورتی رنگ و شلوارک حضور داشت و خیلی پر انرژی به نظر میرسید و اولین چیزی که به ذهن رزی رسید این بود که " اون واقعا پسر مهمونیه!" اون پسر با هیجان وصف نشدنی با حرکاتی از قایق پیاده میشه و چمدونش هم کنارش قرا میگیره و رو به کریس میگه:" کریس مککلین، چطوری مرد؟ دیدنت یه افتخاره مرد! " در حالی که مشتاشون رو به هم میزنن و کریس با انگشتاش به اون اشاره میکنه و میگه:"جف-استر، به جزیره خوش اومدی مرد!" و جف هم جواب میده:" ممنونم مرد!" رزالیا با کمی انزجار اهی میکشد و زیر لب طوری که بقیه بشنون میگه:" اه،بسه دیگه..." گوونم تاییدی میکنه و ادامه میده:" اگه یه بار دیگه بگه مرد من بالا میارم!" جف و کریس دستاشون رو به هم میزنن و جف به سمت بقیه ی داوطلبا میاد چشمش به رزالیا میخوره و لبخندی میزنه و میگه:" به نظر نمیاد اهل اینجا باشی اسمت چیه؟"
رزی سرش رو برمیگردونه تاجف رو بهتر بمونه و متقابلا لبخندی بهش میزنه و میگه:" درسته اهل اینجا نیستم از استرالیا اومدم و اسمم رزی بگی بهم کافیه!" جف با هیجان ادامه میده:" استرالیا! موج سواری ام بلدی رزی؟" رزی کمی فکر میکنه و در حالی که دستش روی چونه اش هست جواب میده:" نه زیاد اما بعضی موقع ها موج سواری میکنم تو استرالیا موج سوار زیاده پس یه جورایی مجبور شدم یاد بگیرم." جف باز هم لبخندی رو به رزی میزنه و کنارش می ایسته. کریس در حالی که به داوطلب جدید اشاره می کرد گفت:"با شماهام این لیندزی عه." و یه دختر با موهای بلوند و هدبندش و کفشای کابوی میشه گفت جذاب بود و باعث شد رزی زیر لب بگوید:" واو این دیدنیه!" و کریس قبل از اینکه لیندزی حرفی بزنه دستش رو کنار دهنش میگیره و روبه دوربین میگه:" خیلی ام شیک نیست!" این حرف رو رزالیا میشنوه و خب توی ذهنش تایید میکنه و چند لحظه بعد لیندزی آروم میگه:"سلاام، خب خیلی آشنا به نظر میرسی!"
رو به کریس اشاره میکنه و کریس با حفظ لبخندش ادامه میده:"من کریس مککلینم!" لیندزی کمی فکر میکنه و باز هم انگار چیزی یادش نمی آید و کریس با ناامیدی ادامه میده:"میزبان برنامه!" لیندزی با صدای آرومش ادامه میده:"اوه، منم از همونجا میشناسمت!" کریس حالت زمزمه وار میگه:"عاوو، اره" رزالیا کمی به سمت جف خم میشه دم گوشش زمزمه میکنه:"چرا حس میکنه یه تختش کمه!?" جف که حرف رزی رو شنید جواب داد:"واقعا اینطور به نظر میاد."
بعد از اینکه لیندزی سمت انتهای اسکله قرار گرفت یه دختر به ظاهر مغرور به اسکله قدم گذاشت و البته با عینک دودیش کمی گذشت ک عینکش رو درآورد و به دور و اطرافش جزیره نگاهی انداخت و انگر که مورد پسندش نبوده با عصبانیت به سمت بقیه ی داوطلبا راه افتاد و در همین حین کریس رو به اون گفت:"هدر." رزی نگاهی به هدر انداخت و با خودش زمزمه کرد:" اصلا حس خوبی نسبت بهش ندارم!" بعد از اینکه رزی با خودش این رو گفت بث با هیجانی که از اول برنامه حفظ کرده بود به سمت هدر دوید و صدایی بلند البته تف هایی که به خاطر ارتودنسی دهنش بودن گفت:"سلاام، مثل اینکه برای هشت هفته ی آینده دوستای جدیدت هستیم!" و هدر با انزجار از تف های بث کمی خودش رو خم کرد که دورتر بشهاما بث همچنان داشت به اون نزدیک میشد که یهو همه توجهمو به سمت قایقی رفت که با صدای بلند موسیقی راک داشت نزدیک میشد که البته یه پسر پانک با پیرسینگ های عجیب غریبش سوار اون بود. پسر اول چمدونش رو روی اسکله انداخت و بعد خودش پیاده شد کمی با قیافه ی پوکر و شاید عصبانی به کریس خیره شده بود و کریس رو به اون گفت:" دانکن، رفیق!" دانکن همونطور که قیافه اش رو حفظ کرده بود و دستش رو مشت می کرد رو به کریس گفت:" من از سوپرایز خوشم نمیاد!" کریس خنده ی مصنوعی کرد و ادامه داد:"آره، افسر وثیقه ات راجب اون به من هشدار داد مرد... دیگه اینکه به من گفت هر وقت بهش بگم برت میگردونه همونجایی که بودی!" دانکن با شنیدن این چشماش رو چرخوند و وقتی آماده شد تا به سمت بقیه ی داوطلب ها بره گفت:" باشه رفیق!"
در حالی که داشت نزدیک و نزدیکتر میشد نگاهی به هدر انداخت و گفت:" کنار آتیش میبینمت خوشگله..." هدر دست به سینه سرش رو چرخوند با بی میلی و عصبانیتی مصنوعی گفت:" برو بمیر، اشغال!" دانکن کنار لیندزی چمدونش رو رها کرد و نگاهیبه رزالیا انداخت و نیشخند زد رزی آدمی نبود که کم بیاره پس اون نیشخند رو متقابلا به خودش برگردوند و زمزمه کرد:" خب واقعا انتظار این یکی رو نداشتم!" هدر که کمی دور تر ایستاده بود با قدم های محکمی از کنار ما گذشت و غرغر کنان گفت:" به مامانم اینا زنگ میزنم، مجبور نیستم اینجا بمونم!" و در همون حین بث داشت دستش رو به اون تکون میداد و وقتی رزی این رو دید با خودش فکر کرد که:" تو چقدر ساده ای بث!" کریس که حرفای هدر رو شنید باز هم همون دسته کاغذ احمقانه رو رو به دوربین نشون داد که صدای بوق قایقی کل اسکله رو فرا گرفت و کریس با دیدن داوطلب بعدی گفت:" خانم ها و آقایون... تایلر!" یه پسر که داشت با اسکی روی آب میومد و وصل به قایق بود و البته به ظاهر ورزشکار بود ! چون از کل ورزش فقط لباس های قرمزش بود که یهو تعادلش رو از دست داد و روی آب قل خورد و به سمت چمدونا پرتاب شد و یکی از چمدونای کوچیک با شدت زیادی وارد آب شد و باعث شد که هدر خیس بشه !
رزالیا و بقیه داوطلبها تعجبشون رو نشون دادن و منتظر ری-اکشن هدر بودن. که هدر در حالیکه مثل یه موش ابکشیده دستاش رو جدا از بدنش نگه داشته بود داد زد:" وااای، کفشام!" رزی طوری که هدر بشنوه با تمسخر و کمی بلندتر از قبل گفت:" اوه چه بد! چقدر حیف شد هدر..." هدر نگاه عصبی رزی انداخت و چیزی نگفت. کریس که طرف دیگه ی اسکله بود رو به تایلر با تن بلندی گفت تا بشنوه:"سقوط بدی بود پسر." و تو همین حال تایلر از میان چمدونها انگشت شستش رو بالا آورد و لایک نشون داد و دی-جی و جف هم تایید کردن، و این باعث شد گوون و رزی یه نگاه به هم بندازن و اهی بکشن. هدر در حالی که خیس بود کنار بقیه ی داوطلب ها اومد و یه نفس از روی حرص کشید که باعث خنده ی کریس شد. و یهو کریس متوجه پسری لاغر با موهای نارنجی رنگی شد که خب خیلی ساده بود با ارگی که در دست داشت منتظر واکنش کریس بود که کریس گفت:" هارولد، به کمپ خوش اومدی." بعد از اینکه این رو گفت لبخندش پایین اومد چون هیچ واکنشی از هارولد ندید. بث یه انگشتش رو بالا آورد و گفت:" به چی نگاه میکنه؟"
رزی سرش رو به سمت بث برگردوند و جواب داد:"همم، به نظر نمیاد چیز زیادی حالیش باشه! نمیدونم یکم عجیب میزنه البته هممون الان عجیبیم." دانکن پوزخندی به رزالیا زد و چشماش رو چرخوند و گفت:" فعلا تو از هممون عجیب تری!" دی-جی که کنار من بود رو به دانکن گفت:" خب این عادیه چون اون استرالیاییها باید فرق داشته باشه !" دانکن تعجب کرد و خواست جواب بده که هارولد تصمیم گرفت زبون باز کنه و گفت:" یعنی میگی همه ی این برنامه ها توی یه کمپ کوچیک تابستونی اجرا میشه!؟" کریس انگشتش رو به سمت هارولد نشونه میگیره و میگه:" درست فهمیدی!" و هارولد بدون اینکه کسی انتطار داشته باشه با تن نسبتا بلند دستاش رو به نشونه ی پیروزی مشت میکنه و ادامه میده:" خوبه، این برای مهارت های من خیلی خیلی بهتره!" و بعد از اینکه اینو میگه به سمت بقیه ی کمپر ها راه میافته.
نظرات بازدیدکنندگان (0)