چند تا از جملات معروف کتاب شازده کوچولو
تو تا زندهای نسبت به آنی که اهلی کردهای مسئولی.
ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کردهای
جز با چشمِ دل هیچی را چنان که باید نمیشود دید. نهاد و گوهر را چشم سَر نمیبیند
گفتوگو ندارد که گل مرا هم فلان رهگذر گلی میبیند مثل شما. اما او به تنهایی از همهی شما سر است چون فقط اوست که آبش دادهام، چون فقط اوست که زیر حبابش گذاشتهام، چون فقط اوست که با تجیر برایش حفاظ درست کردهام، چون فقط اوست که حشراتش را کشتهام (جز دوسهتایی که میبایست پروانه بشوند)، چون فقط اوست که پای گِلِهگزاریها یا خودنماییها و حتا گاهی پی بُغ کردن و هیچی نگفتنهاش نشستهام، چون که او گلِ من است.
سرچشمهی همهی سوءِتفاهمها زیرِ سرِ زبان است.
آدمها دیگر برای سردرآوردن از چیزها وقت ندارند. همهچیز را همینجور حاضرآماده از دکانها میخرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدمها ماندهاند بیدوست.
آدم فقط از چیزهایی که اهلی میکند میتواند سردرآرد.
نگاه کن آنجا آن گندمزار را میبینی؟ برای من که نان نمیخورم گندم چیز بیفایدهیی است. پس گندمزار هم مرا به یاد چیزی نمیاندازد. اسباب تأسف است. اما تو موهات رنگ طلا است. پس وقتی اهلیم کردی محشر میشود! گندم که طلایی رنگ است مرا به یاد تو میاندازد و صدای باد را هم که تو گندمزار میپیچد دوست خواهم داشت.
اگر تو منو اهلی کنی انگار که زندهگیم را چراغان کرده باشی. آن وقت صدای پایی را میشناسم که با هر صدای پای دیگری فرق میکند. صدای پای دیگران مرا وادار میکند تو هفت تا سوراخ قایم بشوم اما صدای پای تو مثل نغمهیی مرا از لانهام میکشد بیرون.
اول پین
فرصت
عالی بود 💙💙💙
به عنوان ناظر این پست
چه بسا محتوای پستات بهتر میشه اگه بنویسی از کدوم کتاب بوده🌝🌚🫂🎀💗
داخل پوستر گذاشتم گل 🧸
ممنون واسه انتشار❤️🌸