جونگکوک بعد اینکه مطمئن شد دستکش های بوکسش رو محکم بسته شروع کرد به گرم کردن خودش تا هنگام ورزش کردن آسیبی نبینه. بعد اینکه گرم کردنش تموم شد یه قلوپ از آب داخل لیوانش خورد و آهی از رفع تشنگیش کشید. به سمت کیسه بوکس کنار اتاق رفت و بعد از مطمئن شدن اینکه کیسه بوکس سالمه، مشتاش رو محکم کوبید. عرق از روی پیشونیش سر میخورد و روی زمین زیر پاش میریخت. رفتهرفته سرعت کوبیدن مشتاش رو بیشتر میکرد و هرلحظه ممکن بود کیسه بوکس بیچاره از جاش دربیاد. بعد نیم ساعت اون کیسه بوکس بیچاره رو ول کرد و به سمت نارنگیهایی که از یخچال یونگی هیونگش دزدیده بود رفت و بدون اینکه زحمت به درآوردن دستکش های دستش بده یکی از نارنگی ها رو با دوتا از دستاش برداشت. اما با سُر خوردن نارنگی از دستاش اخمی کرد و سعی کرد دوباره برداره. با دوباره افتادن نارنگی شروع کرد به گریه کردن و با پاش نارنگی های دوردونه یونگی رو پرت کرد. بدون اینکه به خودش زحمت بده دستکش ها رو دربیاره تا نارنگی رو برداره، خودش رو به زمین انداخت و دمپایی های پاش رو به هر طرفی شوت کرد و دستهایش رو به زمین کوبید. _نائنگیهای بددددددد.
بیاید سوتیم رو نادیده بگیریم🌚👈👉
بخدا یبار دیگه ببینم غر بزنی همین پامو میکنم تو حلقتاااااا... دیگه حواست باشه...... 😑😐😑😐🤣🤣😂😂(نه حالا خودم عین... پست میزارممم😐😐🤣)
من هرچقدرم غر بزنم بازم به نوشتن ادامه میدم:)
اهاااا...
شدی بشه ی خوبببب👏👏👏
آفلیننننن👍👍🫶
نخوندم
🗿👌
این پیام فقط جهت حمایت از شما میباشد🥲🖤
ای زنیکه ی نارنگی پرتغاللللللللل......
تو غلططط کردیییی داستان نزاشتییییی
نی نی هم خودتی مامان بد😒
ببخشید🥲
بستنی بخر باهات اشتی کنم😒
جهت اکلیلی شدن گلب شوما✨
دو سه تا سوتی داشتیی
عالی بود
💗💗💗
میشه نظرسنجی اخرمو ببینید لطفا ؟
ممنون میشم
خواهشا 💫
آخی چه کیوت بود ♡
💗💗
راستی چرا اسمش پرتقال داره ولی داستان دربارهی نارنگیه
گفتم نادیدهاش بگیرید عهههه🌚💔